دکتر محمد منصورنژاد: گزارشی تحلیلی از “نشست صلح و شاهنامه”

اخبار انجمن را همرسانی کنید.
Norther Lights

دکتر محمد منصور نژاد عضو هیئت مدیره انجمن علمی مطالعات صلح ایران

عصر دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷ خانه اندیشمندان علوم انسانی به دعوت "کمیته صلح و ادبیات" انجمن علمی مطالعات صلح ایران شاهد برگزاری نشست دو ساعته ای با عنوان «صلح و شاهنامه» بود.
برخی نکات محتوایی این نشست که ۵ پژوهشگر شاهنامه پژوه بر آن تاکید داشتند به شرح زیر است:

 

۱) در شاهنامه گر چه از جنگ زیاد سخن به میان آمده است، اما جنگ مراتب و سطوح مختلفی دارد (همانگونه که مفهوم صلح نیز چنین است)، از این رو نباید در برداشت های انتقادی شتابزده بدون توجه به ساختار کلی شاهنامه، محتوای آن را به جنگ طلبی تقلیل داد؛

۲) به صراحت در بیان نبردهای شاهنامه ای از دوری از خرد و گریز از آن فراوان سخن به میان آمده است. در تفسیر مطلب می توان گفت که این عقل گریزی از جنس عقل گریزی عرفاست که به بهانه عشق و آثارش، جنون را شرط راه دانسته و بدان افتخار می کنند (شرط اول قدم آن است که مجنون باشی).
به عبارت دیگر برخی پندار و گفتار و کردار ممکن است معقول نباشد، ولی لزوما مذموم نیستند. چون امور غیر عقلانی دو دسته اند:
فرو عقلانی (که مذموم است) و فراعقلانی (که خرد جمعی به آنها احترام می گذارد). حماسه نیز همانند عشق، گرچه امری غیر عقلانی است، ولی ممدوح و مورد ستایش است و اشعار خرد گریز فردوسی را در این راستا باید تفسیر نمود؛

۳) در شاهنامه گر چه دگری وجود دارد که باید علیه آن جنگید، اما این دیگری اقوام (ترک و عرب و...) نیستند، بلکه اهرمن و اندیشه اهریمنی است که باید با آن نبرد نمود؛

۴) می دانیم که منشا عمده جنگ های شاهنامه از آنجاست که فرزندان فریدون با هم به نزاع پرداختند. ایرج که منطقه ایران از سوی پدر به او واگذار شده بود از سوی برادرانش تور (که ریشه تورانیان در شمال ایران است) و سلم (که بر غرب جهان حکومت می نمود) کشته شد و نبرد توران و ایران در اصل جنگ فرزندان و نوادگان تور، با بازماندگان ایرج است. اما ادیبی تاجیکی (تاجیکستانی)، برای حل مشکل گفت: چرا داستان را از مرگ ایرج شروع کنیم؟ می توان روایت را به عصر فریدون بازگرداند و بازخوانی نمود که در آن صورت تورانیان (اهالی آسیای مرکزی) و ایرانیان از یک ریشه، خانواده و نسب هستند. پس در این منطقه به جای جنگ می توان سخن از صلح به میان آورد؛

۵) بخش هایی از شاهنامه کاملا متناسب با صلح قابل فهم و تحلیل است، چون دوری از خشونت در آن موج می زند. (مثلا بخش های عمده از داستان سیاوش)

۶) خوانش شاهنامه ابزار مناسب می خواهد. چون هر ابزاری (تاریخ، زبان و...) لوازم و ملزومات خودش را دارد در نتیجه قصور و تقصیر در ابزار سبب کج فهمی از شاهنامه می گردد. امروزه این آفات بسیار در قرائت و روایت از شاهنامه شایع شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *