تحلیلی متفاوت از اقدام اخیر ایالات متحده در برابر ایران: تمهیداتی برای استراتژی حفظ تعادل روانی

اخبار انجمن را همرسانی کنید.

بازدیدها: 30

تحلیلی متفاوت از اقدام اخیر ایالات متحده در برابر ایران:
تمهیداتی برای استراتژی حفظ تعادل روانی

علی اشرف نظری.
دانشیار روانشناسی سباسی دانشگاه تهران

۱. آن چه در تحلیل های اخیر در رابطه با اقدام ترامپ برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کمتر مورد توجه قرار گرفته است, درک دلیل اصلی چنین اقدامی است. در واقع, به جای پرداختن به این مهم, در روزهای گذشته بیشتر به سخنان پیشین در رابطه با عداوت همیشگی ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران بسنده شد. اگر بتوان فقط یک دلیل _ ضمن عطف نظر به ماهیت چندعاملی پدیده ها- برای این اقدام بیان کرد, حفظ تعادل روانی و حرفه ای عمل کردن سپاه در رویارویی با ناوهای امریکایی بود. امریکایی ها در دو سال گذشته امیدوار بودند با اقدامات و تحرکات ایذایی بتوانند تعادل روانی نیروهای ایرانی را برای بروز اقدامی نسنجیده به هم بریزند. با توجه به ماهیت تصاعدی بحران پس از خروج ایالات متحده از برجام و استرس بالایی که در تصمیم گیری های حساس نظیر عبور ناوهای امریکایی وجود دارد, ایران تلاش کرد حرفه ای ترین و سنجیده ترین اقدام را در این زمینه انجام دهد. چنان که به رغم رسانه ای کردن برخی رویارویی ها در خلیج فارس از سوی امریکا, در نهایت نتوانستند طرفی از این اقدامات بربندند. حال ممکن است در برخی تحلیل ها – به خصوص از سوی منتقدین و مخالفین جمهوری اسلامی- این امر بیشتر در رابطه با ترس و عقب نشینی از مواجهه معرفی شده باشد, اما این خویشتن داری و نگرش راهبردی را باید الگوی حفظ تعادل روانی و نوعی عقلانیت راهبردی دانست.
۲. ماهیت اقدامات ایالات متحده – چه این اقدام اخیر از سوی کنگره تایید یارد شود- از الگوی تخاصمی به الگوی جنگ طلبانه با ایران تغییر یافته است. محور اصلی اقدامات ایالات متحده و همپیمانان آنها را می توان تلاش برای به هم زدن تعادل روانی در تصمیم گیری, ایجاد اختلال ادراکی و در نهایت فروپاشی ذهنی – روانشناختی و بروز خطاهای راهبردی دانست.
۳. ترامپ در دو سال و سه ماه و نوزده روزی که بر مسند ریاست جمهوری ایالات متحده نشسته است, نتوانسسته به موفقیتی چشمگیر و رضایت بخش در سیاست خارجی دست یابد. مسائلی نیز که در رابطه با حمایت روس ها از وی مطرح بوده و همچنان مفتوح است و همین طور رویارویی با ساختارهای موجود, تغییر پی در پی مقامات و احساس انزوای مطلق ترامپ به عنوان شخصیتی خودشیفته و خودبزرگ بین که احساس می کند اطرافیانش کودن هستند و باید در شرایطی که دیگران قادر به درک توانایی های او نیستند, به تنهایی تصمیمات را اتخاذ کند, این فشار را برای فرار به جلو و گرایش به الگوی تهاجمی مضاعف کرده است. اگر به این متغیرها, همراهی بی قید و شرط اسرائیل و عربستان سعودی برای رویارویی با ایران را بیفزاییم, درک ماهیت تهاجمی اقدامات ترامپ ممکن تر خواهد شد.
۳. مسئله مهم در این جا توجه به این نکته است که چگونه می توان به طراحی یک استراتژی جدید برای کاهش مخاطرات و افزایش عقلانیت راهبردی مبادرت ورزید? آیا اقدامات نمایشی و واکنشی می تواند خطر یک رویارویی نظامی محدود و یا پرشدت را کاهش دهد?
۴. پیشنهاد راهبردی مشخص, استمرار الگوی حفظ تعادل روانی و حذف تمام زمینه هایی است که ایالات متحده درصدد است با توسل به آنها در خلیج فارس و یا عراق و سوریه ماجراجویی کند. نوعی ماجراجویی که در آن تلاش می شود اقدام ایالات متحده نوعی پاسخ به تحریکات و اقدامات نظامی انجام شده از سوی ایران معرفی شود. اگر بتوانیم از قیاس تاریخی برای درک الگوی رفتاری ایالات متحده بهره گیریم, آنها نظیر آنچه در پرل هاربر رخ داد تلاش خواهند کرد با ایجاد زمینه, حتی در مرحله اول خسارت های محدودی را نیز برای مشروع کردن توسل به زور و اقدامات بعدی نظامی بپذیرند.
۵. بهترین کنش راهبردی در این شرایط پرهیز از هر گونه رویارویی دو طرف است; در شرایطی که هر دو طرف, نیروهای همدیگر را در غرب آسیا تروریست می دانند. پیشنهاد می شود با بازبینی اهداف, سپاه وظیفه تامین امنیت داخلی را در شرایط صلح بر عهده گیرد و ارتش به عنوان نیروی تامین کننده امنیت ملی ایران در عرصه بین المللی معرفی شود. این راهبرد هوشمندانه می تواند زمینه را برای بهره گیری از تجارب پیشین و عقیم ساختن ماجراجویی های بعدی ایالات متحده فراهم کند.

از آن جهت که برخی آقایان از بستن تنگه هرمز و جنگ می گویند: این را نوشتم. همه در برابر آینده ایران عزیز مسئولیم و باید وظیفه علمی خود را برای حفظ صلح و همبستگی ملی انجام دهیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *