خاطره سی‌وهشتم از کتاب «خاطرات خوب»/دریادل

اخبار انجمن را همرسانی کنید.

بازدیدها: 1

حدود بیست سال پیش در آموزشگاه خیاطی تدریس می‌کردم. فصل بهار بود و زمان تهیۀ نخودفرنگی و باقالی سبز برای استفاده و نگهداری در فریزر. مقداری نخود و باقالی خریده بودم. یکی از کارآموزها پیشنهاد داد:

– امروز به‌جای درس، اجازه بدین نخود و باقالی را ردیف کنیم.

بچه‌ها هم همگی گفتند:

– بلی خانم، حاضریم و دوست داریم این کار رو بکنیم.

بالاخره پس از آموزشی کوتاه‌تر از روزهای پیش، همگی دست‌به‌کار شدیم. همۀ نخود و باقالی‌ها را پاک و آمادۀ بسته‌بندی و طبخ کردیم. موقع تعطیلی کلاس و رفتن شاگردان، دوتا از آنها که خواهر بودند، جلو آمدند و گفتند:

– خانم، میشه از شما بپرسیم با این نخود و باقالی‌ها چه غذاهایی درست می‌کنید؟

گفتم معلومه، باقالی‌پلو، خوراک مرغ، نخودپلو و غذاهای دیگر.

– آخه ما تا حالا اینا رو نخوردیم. می‌دونین، پدر ما مرغ‌فروش است، مادرمون هم فقط مرغ درست می‌کنه. غذای دیگه‌ای بلد نیست.

کمی درباره درست‌کردن باقالی‌پلو گفتم و آنها یادداشت کردند بعداً تصمیم گرفتم هر روز یک ربع، کلاس آشپزی داشته باشیم یعنی هر روز خودم یا یکی از کارآموزها طرز تهیۀ غذایی را توضیح دهیم و همه آن را یادداشت کنند. نوبت به بانوی افغان رسید. او گفت:

– خانم، اجازه بدین من عملاً پخت سمبوسۀ افغانستان را نشان بدهم.

فردایش به تعداد دانش‌آموزان مواد اولیۀ پخت و وسیلۀ پذیرایی آورد، هم آموزش داد، هم پذیرایی کرد. هر روز هم طرز درست‌کردن یک خوراکی یا شیرینی ساده مخصوص کشورش را برای ما توضیح و آموزش می‌داد.

او مرام یک افغان اصیل را به نمایش گذاشت و محبوب و مورد احترام همۀ بچه‌های کلاس هم بود. امسال عید چند پیام تبریک نوروز و سال نو از خارج از کشور داشتم. فکر کردم یکی از آن پیام‌ها را دوستم شهرزاد فرستاده. تشکر کردم. در جواب نوشت:

– خانم، من شهرزاد نیستم. فرزانه هستم، کارآموز اهل افغانستان شما البته سال‌‌ها پیش کارآموز شما بودم اگر یادتان باشد. دلتنگتان بودم، پیام فرستادم. گفتم که به‌خوبی او را به یاد دارم و هیچ‌وقت ادب، مهربانی و دست و دلبازی‌‌اش را فراموش نمی‌‌کنم. او را مثل زمانی که شاگردم بود، دریادل خطاب کردم. سپس از او پرسیدم:

– مگر کلاً از ایران رفته‌اید؟

در جوابم تشکر کرد و پاسخ داد:

– بلی خانم. حالا ما هلند هستیم هم من و هم همسرم و هم بچه‌‌ها درس می‌خوانیم و کار هم می‌کنیم. از راهنمایی‌های شما زندگی خوبی داریم. من همیشه قدردان محبت‌‌ها و آموزش‌های شما هستم و می‌‌خواستم که بدانید چقدر سپاسگزار شما هستم و دوستتان دارم.

این است مرام و منش انسانی، چه ایرانی باشد و چه افغان، فرقی ندارد و این یکی از خاطرات شیرین من از این بانوی دوست‌داشتنی و بلندنظر افغان است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *