دوستانی که از دور دعایمان می کنند (۵)
بازدیدها: 93
دوستانی که از دور دعایمان می کنند (۵)
گزارشی از پیام های استادان منطقه نوروز در روزهای حمله اسراییل به ایران
ماندانا تیشه یار
(دبیر گروه صلح و نوروز در انجمن علمی مطالعات صلح ایران)
سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۴ جنگ شهرها همچنان روز و شب برپاست. بسیاری از مردم مجبور به ترک خانه هایشان و رفتن به جاهای امن تر شده اند. استودیوی دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی از امروز کار خود را آغاز کرده و استادان پیشکسوت در حال آمدن و ضبط گفتگوهایی درباره ماهیت جنگ، اهمیت حفظ روحیه و همبستگی ملی هستند. دکتر هادی خانیکی امروز داستانی دلنشین را در استودیو بازگو کردند. «حکایت گنجشکی که وقتی دید ابراهیم در آتش است، با منقار کوچکش آب می آورد و بر آتش میریخت. به او گفتند با این کار تو که آتش خاموش نمی شود، گفت: می دانم، اما من به وظیفه ام عمل می کنم.» و استاد یادآوری کردند که امرو وظیفه هر کدام از ما، حفظ توان و روحیه خود و اطرافیانمان است و امیدواری به ساختن آینده ای بهتر.
و چه چیز امیدبخش تر از پیام های دوستان مهربان از گوشه و کنار این حوزه تمدنی و جهان.
بامداد بود که یکی از دانشجویان قزاقستانی که مترجم زبردستی است، مناجاتی از آق بیرن ایلگیزک را به فارسی فرستاد:
«در امان باد سرزمین مملو از کوهستانم
در امان باد دوستان و دشمنانم
زیرا که دردناک است بر من
چشیدن درد تمامی مخلوقات
چه رسد به انسان، هم قطار جهانم
***
سخاوتمندی روح من است که صمیمانه
در امان می طلبد آشنا و بیگانه
زیرا که دردناک است بر من
تماشای سقوط ستاره از آسمان
چه برسد به انسان
***
گرچه خسته ام از توفان های سهمگین
از باد و باران های سخت و خشمگین
همه چیز را پذیرایم با جان
اما دردناک است برای من
چشمان گریان کودکان
***
در امان باشند دشت و باغم
در امان باشند شهر و راغم
زیرا که دردناک است بر من
شنیدن وفات هر آدم
بیشتر از مرگ خودم
***
در هر زمان سختی که می گذرد بر بشر
در امان باشند خانه و کاشانه ام
در امان دار این عالم را، ای خدا
همان است از تو آرزو و تمنا ام.»
صبح دوستی از دمشق تلفن زد. دلواپس بود و می گفت اینها سیاست سوریه سازی ایران را دنبال می کنند. می گفت من و خانواده ام از صبح تا شام جلوی تلویزیون نشسته ایم و با دلهره اخبار جنگ را دنبال می کنیم. گفت زودتر از کشور بیرون برو. با خنده گفتم یادت هست چند ماه پیش من همین توصیه را به تو کردم و تو هنوز در دمشق هستی؟ برایم از ستم هایی که نوداعشیان که رخت مدرن به تن کرده اند، بر مردم سوریه روا می دارند گفت و از اینکه چگونه کشورهای مدعی حقوق بشر در برابر این ستم ها سکوت کرده اند و هر روز نوید می دهند که تحریم ها علیه دولت جولانی به زودی برداشته می شود.
ساعتی بعد، یکی از دانشجوی دانشگاه ما که چند ماه پیش به کابل برگشت و به دست طالبان اسیر شد و تا الان نتوانسته برای ادامه درسش به تهران برگردد، پیام داد: «ایران و افغانستان (خراسان و آریانای بزرگ) دارای فرهنگ و دین مشترک است، مرز یک چیز اعتباری است. ما همه یکی هستیم، در غم و شادی در کنار ملت ایران خواهیم بود. به امید پیروزی نهایی شیرمردان ایران اسلامی. پایا و مانا باد ایران.»
دختر دانشجویمان از بلخ نیز که دیروز پیام داده بود، امروز نوشت: «شما همیشه در دعاهای من حضور دارید. انشاالله همه چیز به زودترین فرصت خوب شود.»
دوستی قدیمی از شهر آستانه پایتخت قزاقستان نیز نوشت: «دارم تلویزیون را می بینم. برای در امان بودنت دعا می کنم. در هر حالتی، لطفا بدان که تو و خانواده ات می توانید به خانه من بیایید. من هرچه که دارم را با تو شریک می سازم. لطفا در امان باش. هر آنچه که نیاز داشته باشی، چه داشته باشم و چه نداشته باشم، برایت فراهم می کنم.» اینهمه مرام که در این روزهای سخت از خود نشان می داد، به جهانی می ارزید.
استادم از دهلی نیز پیام دادند: «سلام، امیدوارم خوب باشی. از دیدن چنین ویرانی هایی در همه جا متاسفم. لطفا مراقب باش.»
یکی از دانشجویان افغانستانی که در گروه علوم سیاسی دانشگاه ما دکترا می خواند و چند وقتی است که به آمریکا مهاجرت کرده نیز پیام داد و جویای احوال شد: «سلام، وقت شما بخیر استاد گرامی. امید است همرای خانواده و دوستان دارای صحت کامل باشید. خواستم احوالی از شما داشته باشم. خداوند نگهدارتان»
استاد آکادمی علوم ازبکستان نیز بار دیگر نوشتند: «من هر روز دعا می کنم. خداوند همه شما را در امان نگه دارد.»
یکی از پژوهشگران ارشد هندی هم پیام داد: «هنوز در تهران هستی؟ دعاهایم همراه همه شما. لطفا کارهای ضروری را انجام بده و اگر باید شهر را ترک کنی، لطفا به جایی دیگر برو. خداوند و بهترین آرزوها همراهت باد.»
به نظر می رسد که تبلیغات بین المللی برای خالی کردن تهران همه جا پخش شده که چنین پیام هایی از کشورهای گوناگون می رسد.
دیگر دانشجوی ما امروز نیز از کابل بار دیگر پیام داد: «باور دارم ایران باشکوه و سربلند، پیروز خواهد شد.»
یکی از استادان اهل مقدونیه نیز که مدتی برای فرصت مطالعاتی به دانشگاه ما آمده بودند پیام دادند: «از رسانه ها می بینم که چه دارد روی می دهد. تو را در آغوش می کشم و برای همه شما دعا می کنم.» ایشان دو عکس هم از نشستی در بزرگداشت حمید مصدق در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی که دو هفته پیش از جنگ برگزار شده بود را فرستادند و نوشتند: «همین چند روز پیش بود که شادمان کنار هم بودیم.»
استاد ارمنی ساکن مسکو نیز امروز پیام دادند: «من به بصیرت شما ایمان دارم و چشم به راه فرصتی برای ادامه گفتگوهای علمی هستم.»
همسر استاد اهل ترکیه، امروز نیز پیام دادند و گفتند: «ما با تمام قلب و دعاهایمان با شما هستیم. امیدوارم برخی کشورها در جامعه جهانی، از جمله ترکیه، اعلام کنند در این جنگ ناعادلانه در کنار ایران می ایستند. آیا تو و خانواده ات در امان هستید؟ با عمیق ترین همدلی های صمیمانه.»
استاد نسخه شناسی از دانشگاه فارابی نیز امروز نوشتند: «سلام، خوبید؟ اخبار خیلی وهمناک هستند. نگران ایران و دوستان هستیم. دعا می کنیم که به زودی بخیر و سلامتی ایران تمام بشه. مواظب خودتان باشید. به امان خدا.»
یکی از هنرمندان خوشنویس اهل بلخ نیز عکسی از صفحه فیسبوک شیوا بدخشی فرستاد که در کنار پرچم ایران نوشته بود: «شهید داده ام، از دردتان خبر دارم.»
یکی از دانشجویان کره ای که در نهاد صلح در کره جنوبی فعال است، امروز نوشت: «سلام خانم، امروز اخبار مربوط به بمباران ایران توسط اسراییل را دیدم. یاد شما و دکتر دهکردی افتادم. آیا خوب هستید؟»
یکی از استادان ایران دوست اهل افغانستان نیز از تاجیکستان نوشتند: «درود بر شما. تندرست باشید و دل آرام انشاالله. کام مان تلخ است اما خوشحال می شوم خبر سلامتی شما را داشته باشم. ایران مادر گرامی ماست و همه ما دل نگران و دعاگو. یزدان پاک شما را از گزند حوادث دور نگه دارد.»
یکی از دانشجویان مناطق مرکزی افغانستان نیز که در دانشگاه تهران درس می خواند، امروز پیام داد: «با صمیم قلب باورمندم که ایران عزیز این روزها را نیز پشت سر می گذارد.» او در ادامه سروده ای از همسرش که دانشجوی دانشگاه علامه است را فرستاد:
«در روزها
و شب هایی
که جنگ از آسمان می بارد؛
ما مهاجرین افغانستانی
هم درد و غم شریک،
در این لحظات
کنارتانیم.
***
هر موشک که در آسمان می رقصد،
ما را به یاد روزهای تلخ گذشته مان می اندازد.
روزهایی که خود، شاهد درد و رنج بودیم.
ما زخم های جنگ و جور و ظلم را به خوبی می شناسیم
و اینجا، در کنارتان،
هم دردی و هم بستگی مان را فریاد می زنیم.
***
ما با شما در غم و خون، شریکیم،
و در این طوفان،
با عشق و ایمان،
در کنار هم
ایستاده ایم.
***
ما نمی گذاریم که دشمنان
میان مان دیواری از دوری و نفرت بکشند.
***
آری هم سایه!
ما هم سرنوشتیم!
و در شوق به شور نشسته شب های عید،
می خوانیم:
«نان دشمن تان ـ هر که هست ـ آجر باد» (۱)
۱. برگرفته از مصرع پایانی مثنوی «بازگشت» اثر محمدکاظم کاظمی
دوستی نیز از لهستان پس از سالها با ایمیل پیام فرستاد: «من بسیار نگران شرایط در ایران و بمباران بسیاری از جاها هستم. به شدت نگران تو و خانواده ات هستم. امیدوارم، علیرغم همه چیز، در امان باشی. اگر می توانی، چند کلمه برایم بنویس تا بتوانم نفس راحتی بکشم.»
همچنین دوست قدیمی دیگری که این روزها از مقامات امارت اسلامی طالبان به شمار می رود، پیام داد: «با وضعیت پیش امده، بسیار نگرانتان هستم. امیدوارم در صحت و مصونیت کامل باشید. من در کابل هستم. اگر کاری از دستم برمیآید، لطفا بی درنگ پیام بدهید.»
شب فرصتی شد تا مطالب گروه همیاری استادان ایران و افغانستان را بخوانم. استاد هراتی که در آلمان زندگی می کند، سروده بسیار زیبایش را به اشتراک گذاشته بود:
«تهران بانویی زخمی است
خواهر خوانده ی کابل
شعری خونین است
در دیوان دو هزار و پنجصد سال تمدن
و حکایت رزم و صبوری است
در شاهنامه
***
تهران
منشور کوروش است
خون آلوده در پنجه اهریمن جنگ
و پرسپولیس است
دلواپس چشم دوخته به فرداها
***
تهران قلب ماست
می تپد از لاهور تا کابل
از دوشنبه تا سمرقند
از بخارا تا بلخ
و از هرات تا اصفهان
***
تهران جان ماست.»
دوستی دیگر که از ناشران معتبر کتاب در کابل است، نوشته بود: «در جنگ تمدن ها ما کنار حوزه تمدنی خود ایستاده ایم. ایران مادر است. فرزندان این حوزه بزرگ تمدنی از این مادرِ بزرگ با قلم و قدم حمایت می کنند. پاینده و جاوید درخشش پارسی، ایرانِ کشوریِ امروز و ایرانِ تاریخی.»
دانشجویم در اسپانیا نیز پوستر راهپیمایی علیه جنگ در مادرید را به اشتراک گذاشته و پیام داده بود: «امروز ما افغانستانی های مقیم مادرید ـ اسپانیا، در کنار هم وطنان ایرانی خود، در تجمع اعتراضی علیه تجاوز رژیم اسراییل به ایران بزرگ خواهیم بود. ایران سربلند و پیروز باد!»
هر سه تن از دوستانی که در بالا نوشته هایشان آمد، در روزهایی که در ایران بودند، از برخی رفتارها و برخوردهای تبعیض آمیز در گوشه و کنار شهرمان رنجیده خاطر بودند و گمان می کردم آن خاطرات تلخ از یادشان نرود. امشب که دیدم بزرگوارانه و با مهر بسیار کنار ما ایستاده اند، به طبع بلندشان آفرین گفتم و از داشتن دوستانی چنین مهربان به خود بالیدم.
این روزها پروازها از عربستان به ایران لغو شده اند و حاجیان سرگردان مانده اند که از کدام مسیر به خانه بازگردند. پیامی در گروه به اشتراک گذاشته شده بود با این مضمون: «به استحضار عموم مسافرین و زائرین گرامی جمهوری اسلامی ایران که قرار هست از سفر حج بیت الله شریف به ولایت هرات تشریف بیاورند رسانیده می شود که هوتل و رستورانت شفاخانه بین المللی حبیب یار با کمال افتخار و مهمان نوازی، خدمات رایگان خوابگاه و پذیرایی را فراهم می نماید. این اقدام نیکو از سوی فامیل محترم نوری صورت گرفته است.
آدرس: چوک سینما، داخل محوطه شفاخانه بین المللی حبیب یار، بخش هوتل و رستورانت.
به امید میزبانی شایسته از شما مهمانان گرامی»

