انجمن علمی مطالعات صلح ایران
برترشاخصگروه تخصصی صلح و منطقه نوروزویژهیادداشت صلح

دوستانی که از دور دعایمان می کنند (۶)

اخبار انجمن را همرسانی کنید.

بازدیدها: 102

دوستانی که از دور دعایمان می کنند (۶)

گزارشی از پیام های استادان منطقه نوروز در روزهای حمله اسراییل به ایران

 

ماندانا تیشه یار

(دبیر گروه صلح و نوروز در انجمن علمی مطالعات صلح ایران)

 

چهارشنبه و پنجشنبه ۲۹ و ۳۰ خرداد ۱۴۰۴ با مشکل تازه ای روبرو شدیم. دولت مصلحت را در آن دید که دسترسی داخلی به اینترنت بین المللی را قطع کند. ما ماندیم و بی خبری از دوستان. می شد فهمید که در شرایط جنگی، چقدر احتمال ردوبدل اطلاعات در فضای مجازی هست، اما قطع اینترنت سبب شده بود که جریان رسانه ای در جهان یکسویه شود و تنها صدای رسانه های طرف مقابل به گوش مردم جهان برسد. دست ما از رسیدن به دوستان و افکار عمومی جهان کوتاه مانده بود و جریان اطلاعات یکطرفه در شبکه های تلویزیونی بین المللی می توانست بر دلواپسی های مردم در درون کشور نیز بیافزاید.

چند روز گذشت تا سرانجام راهی یافتم که بتوانم پیام های دوستان را بخوانم و پاسخ دهم. چهارشنبه تنها یک پیام از استادی در شیلی رسیده بود که هرگز همدیگر را ندیده بودیم و تنها در یکی از همایش ها در اسپانیا که من به صورت آنلاین شرکت کرده بودم، در پایان سخنرانی ام، در بخش پرسش و پاسخ با همدیگر گفتگوی کوتاهی انجام داده بودیم. نوشته بود: «من این نامه را با نگرانی از خبرهایی که از ایران می رسند می نویسم. خبرهای نادرست بسیاری در فضای رسانه ای در گردش هستند و آنچه که واقعا دارد رخ می دهد روشن نیست. با اینهمه، آنچه که روشن است این است که شرایط خوب نیست. برای کشورتان متاسفم و امیدوارم شما و بستگانتان از گزند بلایا به دور مانده باشید. با احترام از شیلی.»

دانشجوی هراتی مقیم مادرید نیز عکس هایی از تجمع انجام شده در آن شهر را در گروه استادان ایران و افغانستان به اشتراک گذاشته و نوشته بود: «به دعوت انجمن های صلح دوست مادرید، تجمعی با حضور مردم مادرید، برادران ایرانی، عرب و افغانستانی در اعتراض به تهاجم رژیم اسراییل به ایران و کشتار مردم غزه و ایران برگزار شد. ۱۷ جون ۲۰۲۵ مادرید» و سپس تا شنبه در گروه به خاطر قطعی اینترنت سکوت برپا شده بود.

در روز پنجشنبه اما پیام های زیادی از دوستان دور و نزدیک در بخش پیام های خصوصی رسیده بود که به ناچار با تاخیر خدمتشان پاسخ نوشتم.

یکی از بزرگان فضل و دانش افغانستان که از مقامات عالی آن کشور در دوران جمهوریت به شمار می رفتند، پیام دادند: «برای شما و هم زبانان در ایران آرزوی سلامت و امنیت دارم. این روزهای دشوار گذشتنی اند. ملت بزرگ ایران همیشه از آزمون های دشوار سربلند برون آمده است. تمام احساس و عواطف همراه مردم عزیز ایران است.»

یکی از استادان ایتالیایی مقیم قطر نیز که سالهاست درباره ایران مطالعه می کنند، نوشتند: «دوست من، حالتان چطور است؟ امیدوارم شما و دوستان و بستگانتان خوب باشید. لطفا مراقب و در امان باش.»

یکی از دانشجویان بلخی ام که در دانشگاه تهران درس می خواند نیز پیام داد: «سلام و درود خدمت خانم دکتر گرامی، آرزو دارم در این روزهای تلخ، جناب عالی و سایر بستگان از گزند یورش دشمنان ایران و ایرانی در امان باشید.»

دوست دیگرم از بلخ که اینک در آلمان زندگی می کند، بار دیگر با پیام صوتی جویای احوال شد: «سلام و درود خدمت شما خانم دکتر گرامی. آرزو دارم صحت و سلامت باشید. اعضای خانواده همگی خوب باشند. خواستم احوالتان را بگیرم. فضای مجازی و شبکه های اجتماعی به شدت بار روانی جنگ را ایجاد می کنند. و من وضعیت خوب ندارم. آنچه را می بینم که در ایران اتفاق افتاده، رنج ها و دردهایی که در افغانستان به تجربه رفته بودیم، همش تازه می شود. چون تفاوت بین ایران و افغانستان نیست، همش سرزمین های ماست، به این خاطر به شدت نگران هستم و متاثر از اوضاع ایران. از طرف دیگر، خب حکومت ها و نظام ها بحثی جدا از مردم و حوزه تمدنی ماست. ما نگران ایران هستیم، جدا از بحث های حکومت ها که چه می گویند و چه شد و در گذشته چگونه بود. من خواستم احوالتان را بگیرم و در اینجا با دوستای ایرانی وقتی مقابل میشوم، با دو دیدگاه روبرو می شوم. یک تا، دوستانی که نگرانی اوضاع ایران را دارند و به شدت اندوهگین هستند و یک تا، دوستانی که شادی دارند به خاطر عقده ای که از جمهوری اسلامی دارند. به هر حال برای من قابل درک نیست که چگونه عقده مندی نسبت به یک نظام و حکومت باعث شود که آدم مدنیت و تاریخ خودش را فراموش بکند. یکسری از اختلافات و دشمنی ها و خصومت ها را من نسبت به ایران فراتر از بحث حکومت ها و نظام ها فکر می کنم و به همین خاطر خود را همدرد مردم ایران می دانم. خواستم احوال داشته باشم از شما. لطفا از سلامتی تان به ما بگویید. و در هر توان فکر بکنید، من در خدمت شما هستم. اگر کدام مشکلی پیش بیاید و ما بتوانیم همکاری بکنیم، مرا جزو خانواده تان حساب بکنید. به همه عزیزان سلام برسانید. وقتتان خوش، خدا نگهدار شما.»

یکی از دیپلمات های افغانستانی که چند سالی در تهران برای گذراندن ماموریت اش زندگی کرده بود نیز پیام داد: «امیدوارم حالتان خوب باشد و از گزند این حوادث تلخ در امان باشید. در این روزهای سنگین، دلم پیش شما و ایران عزیز است. هر خبر ناگواری که می شنوم، بغض می کنم و فقط دعا می کنم حال همه تان خوب باشد و از دل این سختی ها با سلامت عبور کنید. مراقب خودتان باشید. ارادتمند»

دوست پاکستانی که روز نخست پیام داده بود نیز نوشت: «السلام و علیکم؛ مهم نیست که شب خشونت چقدر طول بکشد، صبح عدالت بی تردید طلوع خواهد کرد. با روحیه بمان، تو پیروز خواهی شد. انشاالله»

دختر جوانی که به تازگی در قطر با او آشنا شدم و می گفت خانواده اش ایرانی اند اما خودش در قطر به دنیا آمده و بزرگ شده نیز پیام داد: «سلام دوکتور، می خواستم جویای احوالتون بشم. انشاالله که خوبین و امیدوارم به زودی این کابوس تمام شه.»

و دانشجوی دیگری که در دانشگاه ما دکترای ادبیات فارسی می خواند و از دل کوههای هندوکش برآمده، پیام داد: «سلام، امید است که حالتان خوب باشد. ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت سرداران رشید راه میهن و مبارزه با استکبار، امیدوارم ایران این روزهای سخت را پشت سر بگذارد و سربلندانه به آرامش و آبادی دوباره دست یابد. با احترام»

و پس از او، پیام دیگری رسید از استادی جوان و دانشمند از افغانستان که چندی پیش در همایش سده قانون اساسی در افغانستان دیدار و گفتگو کرده بودیم. در پیام صوتی اش گفته بود: «سلام علیکم و رحمه الله، صبح شما بخیر خانم دکتر گرامی، امیدوار هستم که خوب و صحتمند باشید. انشاالله که با جمله خانواده و عزیزان در پناه عزت خداوند باشید. واقعا از تحولات اخیر خیلی نگران هستیم. انشاالله که خداوند شما، خانواده، عزیزان و همه همکاران و ملت شریف ایران و همه کسانی که در آنجا زندگی می کنند، خداوند در پناه خود داشته باشد و آسیبی برشان نرسد. واقعا این جنگ و این مصیبت هایی که به بار آمده نگران کننده است و این تحولات و مشکلاتی که هست انشاالله به زودی مرفوع و پیروزی از آن ملت شریف ایران و مسلمانان جهان باشد. خداوند شما را در پناه و عزت خود داشته باشد. واقعا نگران هستیم. مدتی است که به آلمان آمدیم و تحولات را از طریق رسانه های اجتماعی دنبال می کنیم و نگران همه عزیزان و دوستان هستیم. امری، خدمتی باشد، چیزی که از دست ما ساخته باشد، در خدمت هستیم. مخلص و ارادتمند شما.»

عصر بود که یکی از پژوهشگران جوان هراتی که او نیز این روزها در اروپا اقامت دارد پیام داد: «سلام خانم دکتر عزیز، آرزو دارم همیشه در پناه خداوند از گزند روزگار در امان باشید. شما را به خداوند مهربان می سپارم. اگر کاری از دست من برمی آید، لطفا بی درنگ بنویسید. اگر به هرات تشریف می برید، خانه ما در خدمت شماست تا زمانی که اوضاع آرام شود. با احترام و دعاهای نیک.» و در ادامه نوشت: «خداوند کریم این روزگار دشوار را به زودی تمام کند. شما را به خداوند می سپارم.» یاد روزهایی افتادم که در سال ۱۳۹۸ او به همراه گروهی از پژوهشگران جوان از ولایت های گوناگون افغانستان به دانشگاه ما آمدند و در یکی از آن شب های خوب، شب شعری برپا کردیم و در میان سروده های زیبای گوناگون، سروده سهراب سپهری با عنوان «خانه دوست کجاست» نیز خوانده شد.

پس از او، یکی از سفرای ارشد دولت افغانستان در دوران جمهوریت از استرالیا پیام دادند: «در این روزهای دشوار برای صحت و سلامت شما و خانواده محترمتان و باقی خواهران و برادران ایرانی دعا می نمایم. انشاالله ایران و ملت بزرگ آن بر متجاوزان پیروز خواهند شد. در پناه خداوند بزرگ باشید.» و در ادامه نوشت: «و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین. انشاالله»

شب که شد، پیامی از پاریس آمد. خانمی که از بهترین استادان ژورنالیسم در افغانستان به شمار می رود، برایم نوشت: «سلام خانم دکتر، حالتون خوبه؟ می دانم که روزهای سختی است. امیدوارم در تهران نباشید و به شهرهای دیگر موقتا رفته باشید. دعای ما با شماست. این روزهای سخت هم خواهد گذشت.»

و سرانجام آنکه، دانشجوی کشمیری دانشگاه ما که تازه فارسی را آموخته از سرینگر نوشت: «سلام علیکم خانم دکتر گرامی، چطور هستید؟ حال شما خوبه…؟ چه خبر؟ در چه وضعیتی الان قرار دارید و با خانواده در امن و امان هستید؟ ببخشید من اینترنت نداشتم و گرنه زود پیام می دادم. خدا از شما حفاظت بفرماید. مراقب خودتون باشید.» خیالم آسوده شد که زبانش خوب شده!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *