انواع خشونت
بازدیدها: 117
انواع خشونت
حسن اسدی عضو انجمن علمی مطالعات صلح ایران
یوهان گالتونگ، پژوهشگر برجسته صلح اهل نروژ، هنگام بحث از خشونت در معنای عام آن، این مفهوم را در سه مقوله *خشونت مستقیم*، *خشونت ساختاری* و *خشونت فرهنگی* تقسیم بندی میکند. منظور از خشونت مستقیم خشونت تهدید زا یا تهدید کننده به آسیب رسانی است که میتواند به شکل های رفتاری، گفتاری یا نوشتاری اعمال شود و آسیبها نیز میتوانند به شکل های جسمی، روحی و روانی یا معنوی اتفاق بیفتد. از آنجا که این نوع از خشونت آشکارا دیده میشود و عامل آن نیز با اراده و به نحو سرکوبگرانه مرتکب آن میشود، مردم بیشترین هراس را از آن دارند. خاصیت این نوع خشونت، آشکار بودن و ملموس بودن آن است، بنابراین همگان آن را درک میکنند.
شکل دیگر خشونت خشونت ساختاری است. خشونت ساختاری با جریانهای نظام مند مرتبط است که طی آن، ساختارها یا نهادهای خاص اجتماعی یا حاکمیتی، مانع از آن میشوند تا افراد به طور برابر قابلیتها و استعدادهای بالقوه خود را آنگونه که میتوانند و استحقاق آن دارند محقق سازند و بهره ببرند. خشونت ساختاری می تواند در قالب نظامهای غیرعادلانه حقوقی ، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اتفاق بیفتد. ساختار های ناعادلانه و استثمارگر که حقوق برابر و عادلانه افراد جامعه را نادیده میگیرند و زمینه ساز تبعیض ها و ظلم ها می شوند.
شکل سوم خشونت خشونت فرهنگی است. در خشونت فرهنگی، برخی گروهها، از جنبههای خاصی از فرهنگ مانند دین، اعتقادات، نژاد، قومیت، جنسیت و حتی علومی مثل فلسفه، به گونهای بهرهبرداری میکنند که باعث رواداشتن خشونت به دیگران میشود. خشونت فرهنگی نهانترین، پیچیدهترین و سرسختترین نوع خشونت است. این نوع خشونت در واقع زیربنای دو سطح دیگر خشونت و باعث و بانی آنها است و باعث مشروعیت بخشی به خشونت های مستقیم و ساختاری میشود. خشونت های صهیونیستی، داعشی، طالبانی ، خشونت های چند سال پیش در میانمار ، خشونت های سال های نه چندان دور بالکان و امثال آن، همه از جنس خشونت فرهنگی و برآمده از تفکر خشونت زا است. خشونت فرهنگی یک مسئله فکری و ذهنی است. لذا متفکران حوزه صلح به درستی به این نکته اشاره کردند که جنگ از اذهان آدمها برمیخیزد، پس صلح را نیز باید در اذهان ایجاد کرد. بنابراین باید تا میتوانیم با روشهای مستقیم یا غیر مستقیم و رسمی یا غیر رسمی، به شکل سلبی و ایجابی به آموزش تفکر صلح در اندیشه و ذهن انسانها بپردازیم. آموزش هایی مثل: آشنایی با تفاوت ها و تنوع ها در زمینه های مختلف و اصالت آنها، باور به کثرت های فکری و اعتقادی در جهان، باور و احترام به دیگری، عشق به خدا و مخلوقات او ( انسان و طبیعت )، احترام به حقوق بشر و طبیعت ، احترام به دموکراسی و حقوق اجتماعی و …. و نیز آموزش مهارت های زندگی و آموزش های شهروندی و … می تواند زمینه ساز حرکت جامعه به سوی ایجاد جامعه کثرت گرا، دیگرپذیر و صلح طلب شود. البته رسیدن به صلح فراگیر کار آسانی نیست، چرا که موضوع جنگ و صلح متأثر از منافع و مصالح متعدد بازیگران آن است اما همانطور که گفته شد، تغییر در اذهان یک امر اساسی است.
https://t.me/ipsan

