انجمن علمی مطالعات صلح ایران
برترگروه تخصصی کودک و صلحگزارشویژه

گزارش نشست : خانواده و صلح؛ بستر پرورش انسان صلح‌جو در جهان پر آشوب امروز

اخبار انجمن را همرسانی کنید.

بازدیدها: 125

 

خانواده، صلح و پرورش انسان در جهان پرآشوب امروز

به قلم دکتر فهیمه نظری

در این نشست، سخنم را با سپاس از برگزارکنندگان و حاضران آغاز می کنم. ما امروز در جهانی زندگی می‌کنیم که صدای خشونت، افراط و بی‌ثباتی بیش از هر زمان دیگر به گوش می‌رسد. در چنین شرایطی، صحبت از صلح، نه یک تجمل فکری، که ضرورتی برای بقا و همزیستی است.

اما نقطه عزیمت من در این بحث «خانواده» است؛ نه صرفاً به معنای چهار دیوار و سقفی مشترک، بلکه به‌عنوان نخستین مدرسه انسانیت؛ جایی که یا یاد می‌گیریم صلح کنیم، یا درگیری را عادت می‌دهیم.

به اختصار  عرض می کنم مطالعه سیر تاریخی صلح  نشان می دهد ما با یک مفهوم ثابت و مثبت اما برداشتهای مختلف مواجهیم؛ از دوران باستان که صلح بیشتر به‌معنای آتش‌بس بود، تا دوران مدرن که به پروژه‌ای اجتماعی، سیاسی و حتی زیست‌محیطی تبدیل شده است. امروز، صلح معنایی گسترده‌تر دارد؛ شامل صلح اجتماعی، فرهنگی، با طبیعت و حتی «صلح درون». اما پرسش اساسی این است در حال حاضر با پیشی گرفتن تحولات و فناوری ها و  تضعیف نهادها بویژه نهاد خانواده که تحت فشارهای بیرونی رسانه، بازار ، دولت و فناوری قرار گرفته است می توان از خانه و خانواده سخن گفت؟ آمارهای جهانی و  در ایران نشان می دهند که جامعه ما با افزایش خشونت و تبعیض و نابرابری و بی عدالتی مواجه است آیا  با این وجود و در چنین وضعیتی نهاد خانواده توان پرورش انسان صلح جو را دارد؟

 اساساً چرا خانواده مهم است؟

خانواده نخستین بستر اجتماعی‌شدن انسان است. نظریه دلبستگی بالبی نشان می‌دهد رابطه عاطفی ایمن با والدین، بنیان تحمل اختلاف و شکل‌گیری صلح درونی را می‌گذارد. بندورا هم با نظریه یادگیری اجتماعی‌اش یادآور می‌شود که کودکان رفتار والدین را تکرار می‌کنند. اگر در خانه احترام، برابری و شنیدن متقابل وجود داشته باشد، احتمال پرورش شهروندان مسئول و مسالمت‌جو بالا می‌رود. اما خانه‌های پر از خشونت، تبعیض یا سردی عاطفی، بازتولیدکننده همان خشونت در جامعه‌اند.

بخش مهمی از بحثم را به نگاه همایون کاتوزیان به ایران اختصاص داده ام.  از نظر کاتوزیان ایران «جامعه کوتاه‌مدت»  است؛ جامعه‌ای که در آن چرخه‌های مکرر بی‌ثباتی، تمرکز قدرت و فروپاشی، مانع شکل‌گیری نهادهای پایدار شده است. این بی‌ثباتی، بر خانواده‌ها نیز اثر گذاشته و نشان های آن را می توان به این صورت ملاحظه نمود.

  • بی‌اعتمادی و محافظه‌کاری در خانواده به کودکان منتقل می‌شود.
  • توجه به بقای کوتاه‌مدت جای تعهدات بلندمدت را می‌گیرد.
  • شکاف میان آرمان‌های آموزش‌داده‌شده در خانه و واقعیت بیرون، باعث سرخوردگی و بی‌اعتمادی می‌شود.
  • خانواده به پناهگاهی شکننده تبدیل می‌شود که زیر فشار بیرونی، خود دچار تنش می‌گردد.

صلح مثبت؛ فراتر از فقدان جنگ

اما آنچه مراد من از صلح است، صلح در معنای مثبت است (با الهام از یوهان گالتونگ)، گفتم که ما به «صلح مثبت» نیاز داریم؛ یعنی رفع علل ساختاری خشونت مانند فقر، تبعیض و نابرابری. انسان صلح‌جو فقط خشونت‌ورزی نمی‌کند، بلکه فعالانه برای عدالت اجتماعی تلاش می‌کند.

راهکارها

برای تقویت نقش خانواده در پرورش انسان صلح‌جو پیشنهاد می کنم:

  • بازاندیشی در شیوه‌های فرزندپروری و پرهیز از اقتدارگرایی.
  • آموزش گفت‌وگو، همدلی و حل مسالمت‌آمیز تعارض‌ها در خانه.
  • اصلاح قوانین تبعیض‌آمیز و حمایت روانی و اقتصادی از خانواده‌ها.
  • همکاری نهادهای آموزشی، رسانه‌ها و جامعه مدنی برای گسترش فرهنگ صلح.

 در آخر لازم است تاکید کنم در دنیای پر هیاهوی امروز که پیشرفت و تحولات پیشی گرفته اند باید به آشوب و تحولات نگاهی دیگر بیاندازیم. نگاه تقدیر گرایی و احساس قربانی شدن در این دنیا ما را عقب می اندازد و باید در این شرایط در تمام امور بازاندیشی کنیم. بدانیم با این که  نهاد خانواده تضعیف شده اما هنوز هم صلح از خانه آغاز می‌شود. خانه‌ای که در آن کودک امنیت، احترام و عدالت را تجربه کند، بهترین سرمایه اجتماعی برای جامعه است. اگر می‌خواهیم جهانی آرام‌تر بسازیم، باید از همین نقطه کوچک اما عمیق آغاز کنیم؛ جایی که «زیستن با تفاوت» برای اولین‌بار آموخته می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *