گزارش از نشست «ساحت پدیداری مکان با صلح»
بازدیدها: 77
گزارش از نشست «ساحت پدیداری مکان با صلح»
سومین نشست گروه صلح، فلسفه و اخلاق انجمن علمی مطالعات صلح ایران
عنوان نشست: ساحت پدیداری مکان با صلح
برگزارکننده: گروه فلسفه اخلاق صلح، انجمن علمی مطالعات صلح ایران
سخنرانان: دکتر علی هادوی و دکتر نیلوفر چینی چیان
تاریخ برگزاری: شنبه ۱۰ خرداد ۱۴۰۴
مکان: موزه تصاویر معاصر
دبیر جلسه: دکتر نیلوفر چینی چیان
حاضران : جمعی از پزوهشگران ،دانشجویان و علاقه مندان حوزه فلسفه سیاسی، فلسفه اخلاق و صلح
سومین نشست تخصصی گروه «صلح، فلسفه و اخلاق» انجمن علمی مطالعات صلح ایران با عنوان «ساحت پدیداری مکان با صلح» در تاریخ ۱۰ خرداد ۱۴۰۴ در محل موزه تصاویر معاصر تهران برگزار شد. هدف این نشست بررسی پیوندهای بنیادین میان «مکانمندی» و «اخلاق صلح» و نقش مکان در تکوین و تجربه صلح پایدار ، با محوریت نحوهی پدیداری صلح در بسترهای مکانی و پیوند آن با سوژه انسانی بود. این اهداف با الهام از سنت پدیدارشناسی، فلسفه سیاسی، تمدن و جغرافیا مورد تأمل قرار گرفتند .در این نشست دکتر علی هادوی استاد دانشگاه در رشته فلسفه و دکتر نیلوفرچینی چیان استاد دانشگاه و پزوهشگر حوزه “سیاست و اخلاق” به ارائه دیدگاههای تخصصی خود پرداختند.
نشست علمی «مکانمندی و اخلاق صلح در سنت پدیدارشناسی» با حضور استادان و پژوهشگران برگزار شد و فرصتی فراهم آورد تا ابعاد گوناگون مفهوم صلح از منظر فلسفی، اخلاقی و تاریخی مورد واکاوی قرار گیرد. نخستین سخنران، دکتر نیلوفر چینیچیان، سخنان خود را با موضوع «مکانمندی و اخلاق صلح» آغاز کرد و با تمرکز بر مفهوم اخلاق، استدلال کرد که صلح در خلأ رخ نمیدهد، بلکه نیازمند زمینهای مکانی برای شکلگیری رابطه و مسئولیت است. وی با الهام از اخلاق دیگریمحور امانوئل لویناس توضیح داد که مکان نه تنها بستر دیدار با «دیگری» است، بلکه اساس مسئولیتپذیری اخلاقی انسان در برابر او محسوب میشود. او تأکید داشت که نادیده گرفتن مکان در طراحی سیاستها و نظامهای صلح، به خشونت ساختاری و طرد منجر خواهد شد. به باور او، ما غالباً صلح را مفهومی کلی، جهانی و انتزاعی در نظر میگیریم، حال آنکه صلح بیهیچ پیوندی با مکان، با بافت زندگی و با حضور دیگری شکل نمیگیرد. دکتر چینیچیان خاطرنشان کرد که صلح پیش از آنکه بر سر میزهای دیپلماسی بنشیند، در دل انسان ریشه میدواند و اخلاق، پیش از آنکه به صورت قانونی بیرونی جلوه کند، پاسخی درونی به حضور دیگری است. بر همین اساس، مکان نه صرفاً فضایی فیزیکی، بلکه بستری وجودی است که صلح در آن تحقق مییابد؛ در خانه، در کوچه، در مسجد، در دانشگاه و در دلهایی که اخلاق را نه اجبار، بلکه مسئولیت میدانند. او صلح را امری درونزیسته و مکانمند توصیف کرد که با تجربه زیسته انسان از بودن با دیگری پیوندی عمیق دارد و اخلاق را زاده مواجهه، حضور و پاسخگویی به چهره دیگری دانست. وی در ادامه برداشتهای انتزاعی از صلح را نقد کرد و از ضرورت بازاندیشی در نسبت میان فضا، هویت و عدالت سخن گفت. به اعتقاد او، صلح پایدار تنها زمانی محقق میشود که مکان بهمثابه سوژهای زنده و معنازا درک شود. او با بهرهگیری از سنت پدیدارشناسی، آموزههای هایدگر و لویناس و با اتکا به فرهنگ ایرانی–اسلامی، بر این نکته تأکید کرد که صلح امری عمیقاً اخلاقی است که در مواجهه با چهره دیگری بر ما واجب میشود و نه حاصل توازن نیروها، بلکه نتیجه مسئولیت یکسویه انسان در برابر دیگری است.
در ادامه نشست، دکتر علی هادوی با عنوان «آمونیل (هممکانی از رود آمو تا نیل)» به ایراد سخن پرداخت. او سخنان خود را با تبیین مفهوم مکانمندی آغاز کرد و آن را نه صرفاً به معنای جغرافیای فیزیکی، بلکه ناظر به نسبت وجودی انسان با محیط تاریخی و فرهنگی خویش دانست. وی با تکیه بر چارچوب پدیدارشناختی توضیح داد که تجربه مکان علاوه بر موقعیت فیزیکی، معنا و امکان درک اخلاقی را نیز تعیین میکند. هادوی با الهام از رویکرد تاریخی و تمدنی، مفهوم «آمونیل» را بهعنوان استعارهای برای فهم تجربههای مشترک مکانی در طول تاریخ خاورمیانه و شمال آفریقا مطرح کرد و مکان را ظرفی برای ظهور حافظه تاریخی، قدرت سیاسی و امکان صلح یا خشونت دانست. او در تحلیل خود به اندیشه مارتین هایدگر در باب سکونتگاه و نیز به مفهوم «توپوس» در فلسفه یونان اشاره کرد و مکان را مبنای گفتوگو، حضور دیگری و تجربه صلحآمیز معرفی کرد. در همین چارچوب، «هممکانی» نه صرفاً همجواری، بلکه همسرنوشتی در بسترهای فرهنگی دانسته شد که صلح در نتیجه بازشناسی آن تحقق مییابد.
وی همچنین به تاریخ ایران از دوره باستان تا عصر اسلامی، صفویه و بهویژه دوران مشروطه پرداخت و نشان داد که تجربه ایرانی از مکانمندی با نوعی «آمونیل» یا بیمکانی فرهنگی و گسیختگی وجودی پیوند خورده است. او یادآور شد که این وضعیت، که ریشه در مباحث معنوی دارد، بیانگر دورافتادگی انسان ایرانی از سرزمین و زمانه خویش است و یکی از علل فروپاشی اخلاق عمومی را همین گمگشتگی هویتی ناشی از فقدان پیوند با مکان و تاریخ دانست. وی در بخشی از سخنان خود تأکید کرد: «پس از مشروطه، نوعی دوپارگی در وجدان ایرانی پدید آمد؛ از یک سو میل به نوسازی و از سوی دیگر تهنشستهای تمدن سنتی، اما نبود پیوند ارگانیک میان این دو ما را به سوژهای بیقرار و بیریشه بدل ساخت.» به باور او، تنها از رهگذر بازاندیشی ریشههای تاریخی، بازشناسی مکان وجودی و ترمیم هویت فرهنگی میتوان به احیای اخلاق صلح دست یافت.
دکتر هادوی با معرفی مفهوم «آمونیل» این وضعیت را نوعی بیماری تمدنی دانست که فرد یا جامعه را فاقد ریشهمندی مکانی و تاریخی میسازد و به بیهویتی، سستی اخلاق و ناتوانی در زیست صلحآمیز منجر میشود. او راهکار خروج از این وضعیت را بازیابی پیوندهای تاریخی و فرهنگی و رسیدن به هویت مکانمند عنوان کرد و صلح را نه امری صرفاً سیاسی، بلکه فرآیندی هستیشناختی دانست که با ریشهداری در مکان، فرهنگ و حافظه جمعی آغاز میشود.
نشست با جمعبندی مباحث هر دو سخنران و پرسش و پاسخ حضاربه پایان رسید و بار دیگر بر این نکته تأکید شد که اخلاق صلح صرفاً مفهومی نظری نیست، بلکه تجربهای زیسته و میانذاتی است. همانگونه که دکتر چینیچیان یادآور شد، صلح نه از مسیر سازوکارهای قدرت، بلکه از رهگذر مواجهه صادقانه با چهره دیگری و پذیرش مسئولیت در قبال او پدیدار میشود و همانطور که دکتر هادوی خاطرنشان کرد، درک ریشههای فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی صلح در تمدن ایرانی–اسلامی میتواند به بازیابی معنای اصیل آن کمک کند. در جهانی که خشونت اغلب از گسستهای فرهنگی و فقدان فهم متقابل ناشی میشود، بازگشت به بنیانهای پدیدارشناسانه و تقویت نگاه مکانمند، زیسته و اخلاقمحور به دیگری ضرورتی حیاتی به شمار میآید. از این منظر، صلح بیش از آنکه پروژهای بیرونی باشد، پروژهای درونی، انسانی و اخلاقی است که از دل حضور در کنار دیگری و در مکانهای معنادار شکل میگیرد.


