سخنرانی دکتر امیرهوشنگ میرکوشش با موضوع: هوش مصنوعی و گفتمانسازی در ایران
بازدیدها: 39
محل ارائه: دومین نشست علمی هوش مصنوعی و سیاستورزی در ایران
برگزار کننده : دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
مقدمه و طرح بحث عرض سلام و ادب دارم خدمت حضار محترم، اساتید گرامی و جناب آقای دکتر جلالی که زحمت برنامهریزی این نشست علمی را کشیدند.موضوعی که من قصد دارم دربارهاش سخن بگویم، هوش مصنوعی و گفتمانسازی با نگاه به ایران است.
همه ما میدانیم که هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به یکی از مهمترین زیرساختهای سیاست، فرهنگ، ارتباطات و نظم جهانی است. اگر در دهه ۲۰۰۰، اینترنت موتور اصلی تحول گفتمانی بود، در دهه۲۰۲۰ و پس از آن، هوش مصنوعی به اصلیترین موتور تولید معنا، روایت و الگوهای ارتباطی بدل شده است. برخلاف تصور عمومی، هوش مصنوعی صرفاً یک فناوری نیست؛ بلکه یک پدیده اجتماعی و گفتمانی است که در سطح جهانی توانسته ساختارهای ادراکی جوامع را بازتعریف کند.از تحلیل احساسات گرفته تا تولید روایت سیاسی، از طبقهبندی کاربران تا هدایت افکار عمومی و از پیشبینی رفتارها تا تولید محتوا در مقیاس صنعتی، همه نشان میدهد که هوش مصنوعی در حال بازسازی نظم معنایی جدید جهان است. چارچوب نظری: قدرت–دانش و گفتمان به تعبیر میشل فوکو، گفتمان فقط مجموعهای از واژگان نیست، بلکه شبکهای از «قدرت، دانش و معنا» است.اگر این تعریف را بپذیریم، واضح است که هوش مصنوعی ـ با قدرت تولید دانش، طبقهبندی دادهها و شکل دادن به معنا ـ خود به یک کنشگر گفتمانی تبدیل شده است. در عمل، الگوریتمها با پیشنهاد محتوا، اولویتبندی پیامها و تولید معنا، ساختار قدرت جهانی را دگرگون کردهاند؛ بهگونهای که دولتها دیگر تنها منبع تولید گفتمان نیستند و شرکتهای فناوری و مدلهای زبانی بزرگ مانند OpenAI، گوگل، و متا به بازیگران معنایی جدید تبدیل شدهاند.این وضعیت موجب پیدایش نوعی هژمونی معنایی الگوریتمی شده است که میتوان آن را “روایتسازی دیجیتال” نامید.
گفتمانسازی در ایران و پیامدهای آن
در ایران، گفتمانسازی همواره یکی از ارکان سیاست داخلی و خارجی بوده است؛ از گفتمان انقلاب اسلامی گرفته تا گفتمان توسعه، مقاومت، عدالت، هویت ملی و تعامل جهانی.ورود هوش مصنوعی به میدان گفتمان ایرانی، همزمان فرصتها و تهدیدهایی را ایجاد کرده است:از یک سو، میتواند بازتعریف گفتمان ملی و تقویت تعاملات جهانی و دیپلماسی عمومی را ممکن سازد؛ از سوی دیگر، احتمال انحصار داده، سوگیری الگوریتمی، تضعیف گفتمانهای محلی و قطبیسازی سیاسی را افزایش میدهد.
پژوهش من، با تکیه بر سه نظریهی کلیدی – گفتمان فوکویی، گفتمان لاکلا و موفه، و ساختیابی گیدنز – به بررسی این پرسش میپردازد که هوش مصنوعی از چه مسیرهایی بر گفتمان جهانی و سپس گفتمان ایرانی اثر میگذارد و ایران چگونه میتواند از ظرفیت این فناوری برای ارتقای قدرت معنایی خود بهرهبرداری کند. تحلیل نظری سهگانه
۱. نظریه فوکو
• گفتمان سازوکار رابطه قدرت و دانش است.
• هوش مصنوعی با ساختار الگوریتمی خود، نظام دانایی جدیدی را تولید میکند.
• قدرت از سطح دولتها فراتر رفته و در شبکههای دیجیتال توزیع شده است.
• پلتفرمها بازیگران جدید سازنده گفتمان هستند.
۲. نظریه لاکلا و موفه
• گفتمان میدان مبارزه بر سر معناست و هژمونی زمانی پدید میآید که دال مرکزی معنای مسلط را تثبیت کند.
• هوش مصنوعی با بازتعریف دالهایی چون اقتدار، پیشرفت، امنیت و هویت، سرعت مفصلبندی معنا را بالا میبرد و میتواند هژمونی معنایی جدیدی تولید کند.
۳. نظریه ساخت یابی گیدنز
• ساختارهای اجتماعی بر عاملیت تأثیر دارند و متقابلاً از آن بازتولید میشوند.
• در عصر هوش مصنوعی، ساختار همان تکنولوژی و داده است؛ عاملیت، کاربران و دولتها هستند.
• تعامل این دو، شکلدهندهٔ گفتمان جدید سیاسی و فرهنگی است.
کاربردهای عملی هوش مصنوعی در گفتمانسازی ایران
۱٫ تولید و تحلیل گفتمان:
• سامانههای هوش مصنوعی قادر به تولید محتوا، تحلیل دادههای رسانهای و شناسایی روندهای گفتمانیاند.
۲٫ بازتولید گفتمان و هژمونی معنایی:
• الگوریتمها با اولویتبندی محتوا، گفتمانهای مسلط را تقویت و گفتمانهای حاشیهای را تضعیف میکنند.
۳٫ هدایت گفتمان جهانی و دیپلماسی عمومی:
• کشورهایی مانند چین و اتحادیه اروپا از AI برای تولید روایتهای چندزبانه سیاسی و فرهنگی استفاده میکنند؛ ایران نیز میتواند از این قابلیت برای انتشار روایتهای ملی خود بهرهگیرد.
۴٫ تقویت فرهنگ و هویت ملی:
• با تولید آموزشهای فرهنگی و روایتهای بومی، هوش مصنوعی میتواند نقش مهمی در تثبیت گفتمان هویت ایرانی ایفا کند.
نتیجهگیری
هوش مصنوعی اکنون نه فقط ابزار تکنولوژیک، بلکه کنشگر معنایی و گفتمانی در نظام جهانی است. در ایران، این فناوری میتواند موجب افزایش انسجام اجتماعی، تقویت دیپلماسی عمومی، ارتقای سواد رسانهای و گسترش قدرت نرم شود؛ مشروط بر آنکه سیاستگذاری و بهرهگیری از آن با نگاه گفتمانی و امنیت معنایی صورت گیرد.
پیشنهاد نهایی این است که:
• باید چارچوب نظری بومی گفتمان هوش مصنوعی تدوین شود؛
• دادههای داخلی و فرهنگی ایران در مدلهای زبانی لحاظ شود؛
• نهادهای دانشگاهی و سیاستگذار با همکاری فناوران، به سمت ایجاد هژمونی معنایی ایرانی در فضای دیجیتال حرکت کنند.
هوش مصنوعی در نهایت میتواند معنا و قدرت را برای ملتها بازآفرینی کند؛ گفتمان ایرانی نیز اگر هوشمندانه از این ابزار بهره گیرد، قادر است خود را در نظم معنایی جهانی تثبیت نماید.
با تشکر از دکتر جلالی و مخاطبان گرامی
انشالله در فرصت مناسب مقاله کامل در دسترس علاقه مندان قرار خواهد گرفت.

