گزارش نشست:تجربه سیاست گذاری آموزشی در جهان مبتنی بر stem و فبک
بازدیدها: 6
گزارش جلسه سوم فایل صوتی در آپارات
گروه روانشناسی و مطالعات شناختی صلح و منازعه
تجریه سیاستگذاری فبک و STEAM
خانم قدم خیر :
درود میفرستم و خوشحالم که در یک شب زیبای پاییزی در ۲۵ آذر ماه ۱۴۰۴ از زادگاه مهر سرزمینم ایران میزبان شما عزیزان و مهربانان هستم من میترا قدمخیر روان درمانگر و کنشگر فرهنگی هستم ابتدا به رسم همیشگی انجمن رو معرفی میکنیم و بعد از سخنرانان عزیزمون دعوت میکنیم و گوش جان میسپاریم به صحبتهای آقای دکتر محمد مهدی گلشاهی مدیر گروه علوم شناختی سیاست گذاری و فناوری مرکز خاورمیانه ایشون چاپ مقالات متعدد در زمینه فراشناخت و سیاست آموزشی در زمینه ذهن سیاسی و علوم شناختی داشتند ایشون ۶ سال به عنوان پژوهشگر علوم شناختی با دانشگاه علامه طباطبایی همکاری داشتند و اخیراً هم از ایشون مقالهای با عنوان هوش مصنوعی و مخاطرات در مرکز خاورمیانه چاپ شده است آقای دکتر گلشاهی ازتون دعوت میکنم که سخنان ارزشمند خودتون رو شروع کنید
محمد مهدی گلشاهی :
به نام خداوند الحمدلله رب العالمین سلام عرض میکنم خدمت پژوهشگران اندیشمندان اساتید ارجمند و پژوهان گرامی من محمد مهدی گلشاهی هستم دکترای سیاست گذاری عمومی و مدیر گروه مطالعات شناختی صلح و منازعه انجمن علمی مطالعات صلح ایران بسیار خرسندم که در این شب پاییزی در خدمتتون هستم و با یکی دیگه از جلسات این گروه با محوریت تجربههای استیم یا استم در عرصه جهانی قرار است که جلسهای داشته باشیم در ابتدای سخنم لازم میدونم که از سرکار خانم حاج محمدی برای هماهنگی این جلسه تشکر کنم از سرکار خانم قدم خیر که ایشون به مدیریت این نشست بر عهده دارند و همچنین تشکر کنم از جناب دکتر واعظ که به قولی دعوت انجمن پذیرا بودند اگر ما بخواهیم یک تحولی است حالا استم یا استیم بررسی کنیم من قبلش میخواستم دو مورد رو مورد بررسی قرار بدم که باید تو این جلسه خدمتتون عرض کنم یک اینکه اصلاً این شکلگیری هم افزایی در علوم چندگانه چگونه شکل گرفت ،که حالا بگیم علوم پایه تکنولوژی علوم آمریکا در دهه ۱۹۹۰ ایده شکل داد بر اساس علوم چندگانه برای شکلی علوم چندگانه و مهارت های چندگانه امروز ما اون رو به عنوان استیم میشن اول باید توضیح بدم این استیم نسبتش با فبک و پداگوژی یعنی علم یاد دهی یا هدایت کودک دو از چه دورهای شروع شده آیا مربوط به ۱۹۹۰ یا قبل از اون هم زمینه داره پیشینه داره این حاصل چه علومیه در جهان امروز ما همین جوری که دوستان میدونن از سال ۲۰۲۰ به بعد یونیسکو این چهار شاخه که حالا ما میگیم پنج شاخه هنر هم بهش اضافه شده به عنوان علوم محوری برای جهان آینده شکل داده و همینجور که میبینید با شکلی و توسعه هوش مصنوعی نیاز ما هرچه بیشتر و بیشتر میشه که شاخههای علوم مختلف و حداقل منطقش یاد بگیریم و برای جهان پیش رومون آماده بشیم برای ابتدای سخنم همونجوری که حالا دکتر قراره راجع به فبک صحبت کند باید بگیم که استم یا استیم فاصلهای با فلک نداره یعنی در همون راستاست اگر ما پیشرفت گرایی و از ۱۹ از قرن بیستم ۱۹۰۰ به این و ببینیم تلاش افرادی مثل جان دیویی این بوده که علومی شکل بدن در قالب اون با طبیعت و مهارت های پیرامونی ما پیوستگی ایجاد بشه و از حالت نظری خارج بشه ، یعنی اگر ما مبنای استیم را بررسی کنیم همون مبنای اولیه پراگماتیسم و پیشرفت گرایی هست برای که ما علومی که یاد میگیریم چه کارکردی در زمینه کاری داره چه نسبتی بین ما این علوم و جهان پیرامونیمون شکل میگیره اما اگر بخوام این از ابتدا یعنی شکلگیری اینو بگم ما اگر علوم یا یادگیری به کودکان علم و روش یاد دهی و یادگیری میشه در قالب اون ما شیوه عمل می آموزیم از زمان افلاطون شکل گرفته و به عنوان پداگوک به عنوان کسی بوده که وظیفه حمایت و هدایت کودک بر عهده داشته به صورت جدی بعد از شکل گیری روم و برای تبیین جایگاه دین در جامعه شکل گرفته، اگر روم در اون دوران در عصر باستان قرن سه یا چهار در نظر بگیریم و در قرون وسطا در قالب علوم هفتگانه ۱ علوم هفتگانه برای مردان آزاد بوده که سه گانهاش برای افراد عادی بوده یک علوم چهارگانه یاد میدن که برای طبقه متوسط و بالا بوده حالا اون علوم سه گانه معمولاً منطق بوده خطابه بوده وصرف و نحو و علوم چهارگانه موسیقی بوده هندسه بوده ریاضیات بوده و ستاره شناسی حالا اینو را چرا عرض می کنم چون وقتی راجع به داریم حرف میزنیم باید اینو بدونیم که تو جهان امروز آموزش فرق جهان توسعه یافته و غیر توسعه یافته است در جهان قدیم یعنی در قرون وسط ما ببینیم قبل از اینکه اصلاً به دولتها وارد بشیم این فاصله طبقاتی بوده که اجازه میداده شما آموزش ببینید یعنی برده باشید یا نه حالا تو طبقه بالاتر طبقه متوسط یا بیایم به عنوان حکمرانهای جامعه پس ما اینجا یک نقطه بزاریم ما آموزش میبینیم که جایگاه خودمون رو در جامعه تبیین کنیم پس آموزش دیدن مستقیم با دموکراسی و عدالت اجتماعی رابطه داره همونجوری که جان دیویی مبنای کار خودشو در کتاب های محوری که در قالب با محوریت دموکراسی به عنوان دموکراسی و آموزش داره راجع به اون کاملاً اونجا صحبت میکنه که اگر ما میخوایم آزادی داشته باشیم یه دموکراسی داشته باشیم یه محورش آزادیه و اگر میخواهیم آزادی داشته باشیم باید دانش داشته باشیم و با هم گفتگو کنیم پس اگر ما میخواهیم ببینیم جهان ما در آینده به چه سمتی میره ببینید که امروز چه میآموزید و این آموخته شما با جهان پیرامون شما چه ارتباطی داره اگر بیایم جلوتر شکل بدیم و همچنین نقطه جدیش برسند که چه جوری میتونم اینو با هم تطبیق بدم تا به جمع بندی برسم ببینید از قرن تقریباً ۱۷ به بعد یعنی شکل گیری دولت_ملت ها از شکل گیری نظم وستفالنی یعنی شکل گیری دولت ملت ها و عبور از جامعه کلیسایی و کلیسایی دولتها بر آن شدند که برای شکل دهی به سیاست هویتی و جهان پیرامونی آن زماان اروپا رقابت میان دولت _ملت ها مجبور بودن مردم آموزش بدن تا در رقابت اقتصادی شکل گرفته عقب نمانند در نظم کلیسایی و فئودالی اروپا قطعه قطعه بود و زیر نظر دوک ها اما در نظم بر پایه دولت _ ملت ها دولتها مجبور بودند علاوه بر اینکه سیاست گذاری هویتی مورد توجه قرار دهند ، مردم آموزش دهند پس از قرن هفدهم انقلاب صنعتی اول این فراِند در قالب دولت ورزی شدت می گیرد و از قرن نوزدهم با تغییر رویکرد به دانشگاه برای تربیت نیروی کار و شکل گیری دانشگاه های نوین بوده البته باید اشاره کرد دولت از همین دوران اموزش به ویژه در ایالات متحده طبقاتی کردند که شکل گیری فبک و استیم را می توان در صد سال اخیر مواجهه با این جریان دانست،اولین کسی که اصلاً استمو شکل داد خانمی بوده به نام النجات که ایشون اولین دانش آموخته شیمی در دانشگاه یعنی اولین زنی بوده که در دانشگاه ماساچوست در رشته شیمی فاروق تحصیل شده و تلاش ایشون برای توسعه علم خانه بوده حالا توسعه خانه یعنی چی که حالا برسیم به این است که چی هست ببینید توسعه علمی خانه این بوده که زنان در مثلاً قرن نوزدهم به صورت کلیشهای باهاشون برخورد می شده وظایفی که در خانه داشتن خانه داری بچه داری آشپزی پوشاک یا به قول اون موقع حالا بوده هرچی بوده به عنوان یک انگارهی منفی دیده میشده به عنوان یک قالب بندی منفی دیده میشده ایشون به عنوان اولین فارغ التحصیل زن دانشگاه MIT تفکرش این بوده جایگاه خانمها رو در علم اقتصاد در خانه تثبیت کنه و دو از علم شیمی در جاهای مختلف استفاده کنه تا زمینه ورود خانمها رو در عرصههای اجتماعی ایجاد کنه و هدف محوری هم همین بوده پس اگر بخواهیم بگیم چه زمانی شکل گرفته در قالب حالا جلوتر خدمتتون توضیح میدم محوریتش با همین خانمه یعنی تلاشش این بوده ایشون در علوم آزمایشگاهی کار کرده با محوریت شیمی کتاب آشپزی داشته خدمتتون عرض کنم تو حوزه کانیها کار کرده و زمینه رو داشته برای ورود خانمها به عرصه اجتماعی شکل میداده اینو چرا میگم چون اگر مطالعات شکل بدید اصلاً محوریتش اینه علومی که شما امروز دارید به کار میبرید فقط تو شاخه خودش به کار نمیره همین جوری که ایشون شیمی رو تو حوزه مختلف به کار برده یک کسی که ریاضیات خونده خونده متخصص ریاضیته احتمالاً یه تحلیلگر آمار خوب میشه تو حوزه تحقیقات بازار تو حوزه هوش مصنوعی تو حوزه بورس پس محوریتی که اصلا استم داره به عنوان ساینس یا علوم پایه ، تکنولوژی انجینیرینگ یعنی مهندسی و متمتیک یا ریاضیات که حالا آرت هم بهش اضافه میشه به عنوان عامل میانی به نام هنر این از شیمی فیزیک زیست به عنوان علوم پایه از تکنولوژی با محوریت هوش مصنوعی از مهندسی با محوریت میشه گفت که طراحی و اینجا میشه گفت طراحی نظام ذهنی هست تا ریاضیات همه اینها محور همه اینها علوم جدا از همین بوده که تلاش بر این شده که از ۱۹۹۰ به بعد به گفته آقای موریسون که یکی از نظریه پردازان این رشته است یک فرا رشته به واسطه تلفیق دانش رشته های دیگر که در قالب یک رشته کلی تر بتونه یک کل واحدی رو شکل بده برای تصویر آینده،یه نقطه اینجا بذارم شما برگردید به انقلاب شناختی ۱۹۵۸ علوم شناختی و اون شش رشته ای که همه باهاش آشنایی داریم از عصب شناسی روانشناسی و فلسفه و زبانشناسی، انسان شناسی و هوش مصنوعی ابتدایی،این الگو در قالب استیم (Steam) هم بازیابی شده یعنی اگر شما در سال ۱۹۵۸ به این نتیجه رسیدید برای شناخت باید مجموعهای از علوم رو داشته باشید حالا محوریتش اول هوش مصنوعی و روانشناسی بود الان امروز تو حوزه عصب شناسی بیشتر داره وارد میشه تو دهه ۹۰ هم چنین نیازی به ویژه در دانشگاه های ایالات متحده احساس شد که برای جهان جدیدی مبتنی بر ارتباطات و اینترنت و چند مسئلهای هست یعنی نیاز به حل مسئله است ما نمیتونیم با علوم عادی که تو دانشگاهها داره تدریس میشه جهان پیرامون تعریف کنیم پس اولین چیزی که استم به ما میده اینکه که ما در آینده یک سری مهارتهای سخت یاد بگیریم برای ارتباط با جهان پیرامون و کارایی علومی که یاد گرفتیم و نمیتونیم با یک سری عموم خاص من صرفاً با ریاضی من صرفاً با مهندسی وارد این جهان پیرامونی بشم و با این ارتباط بگیرم حالا نسبت این با من فبک برم توی حوزه تجربه سیاست گذاری و بگم اصلا سیستم خودش چند بخش داره ببینید شما جناب دکتر عرض خواهند کرد اول خوب دیدگاه پراگماتیسم پیرس بوده که از عمل گرایی فلسفی میاد بعد جان جان بحث نسبت فلسفه و آموزش فلسفه آموزش و دموکراسی و در قالب عملگرایی شکل میده میاد حالا خدمتتون عرض کنم علم جدیدی رو پایه میذاره که همون پراگماتیسم تو حوزه آموزش بوده تا میرسیم به لیپمن که دیگه اساساً اون حلقه کندوکاوی که امروزش ما ازش یا د می کنیم شکل میده رو به عنوان یه ساختار شکل میده سه تا مهارت تخصصی خود مراقبتی تفکر انتقادی و خلاقیت رو به عنوان مهارتهای نرم ابداع میکنه و به عنوان علم جدید در اختیار میده حالا ما با یه سیستم مواجه میشیم که این پیشینه مهارت های نرم رو داره و در قالب رویکرد جدید میاد مهارتهای سخت هم اضافه میکنه پس فبک زمینه ساز استم هست شما برای ورود به جهان پیش رو نیاز به خلاقیت حل مسئله و تفکر انتقادی دارید در یک بخش در یک بخش دیگه از این علوم میکشه یاد گرفتید باید به خوبی استفاده کنید پس این دوتا با هم فاصلهای ندارن بلکه مکمل یکدیگرند با این تفاوت که اون مهارتهای اولیه زمینه گفتگو رو در جامعه فراهم میکرد یعنی مهارت های نرم بود است میاد این رو کامل میکنه مهارت های سخت رو میاره و اصلاً هدفش این هست که جا نمایی کنه شما را در اقتصاد پیش رو که به ویژه الان هوش مصنوعی محورش هست پس ما اگر برای جهان پیش رو میخوایم کودکانمون یا حتی خودمونو آماده کنیم نیاز به یک سری مهارتهای سخت و نرم داریم چطور پیدا باشی و علم یادگیری در قالب مهارتهای فدک و استم میشه اونو دستهبندی کرد حالا اگر بخوایم ببینیم اصلا ما میگیم آقا تجربی سیاست ورزی در جهان این رو میخوام چه جوری دستهبندی کنیم در ایران در چه زمینهای هست الان ما داریم تو حوزه هوش مصنوعیش بیشتر به بچهها آموزش میدیم داریم مهارتهای نرم تقویت میکنیم این رو شما میتونید چه جوری دسته بندی کنید که ما در چه حوزهای هستیم اگر سیستم بخواهیم دسته بندی کنیم چهار تا روش داره یک روش ایزوله شده داره روش ایزوله شده به صورت منفرده یعنی هر کدوم از این چهار تای پنج تا علوم رو شما بدون اینکه ارتباطشون رو با همدیگه بدونید آموزش میدید ارتباطی بین این پنج حلقه برقرار نیست ایزوله شده است شما تو مدارس ما میبینید عربی میخونن زبان میخونن فلسفه میخونن شیمی میخونن آخرم میچینه یعنی هیچ کارکردش توی جامعه معلوم نیست یه حوزه دیگه داره میاد جلوتر که این میشه گفت اینجا موارد استم میشیم که این روش وزنی میشه مثلاً در کشور امارات این روش وزنی مبتنی بر هوش مصنوعی و ریاضیاته یعنی کودکان دارن از سنهای مثلاً ۸ تای ۱۶ سال تو این حوزهها شکل میدن یه نقطه بذارم اینجا نکته خیلی مهمیه هر چقدر هم شما علم پیدا باشی در کشور ما رشد کنه تا ما به ازای کار در بیرون وجود نداشته باشه اتفاق نمیافته یعنی الان ما یک چالشی رو داریم که ما الان تو کشورمون نهایتاً در انقلاب صنعتی سوم هستیم نوع رویکرد تو کشورمون نوع رویکرد سیاست گذاری هویتی یعنی مسائل حالا عقیدتی یا مسائلی که از دولت داره ارائه میشه و مردم اول جامعه ما اما شما میخواین مهارتهایی رو به افراد یاد بدین که ممکنه ما به ازا نداشته باشه ما چند ساله که میبینیم تو بازار کشور ما مثلاً هوش مصنوعی جایگاه داره پس اگر تو ایالات متحده بنیاد ملی علمشون در ۱۹۹۰ چنین رشته بنیان میذاره به نام چند رشتهای شدن یا همگرا شدن علوم برای کودکان یک زمینه پیرامونی داشته برای ما این زمینه پیرامونی نداره پس باید این دو بازو همزمان شکل بگیره هم آموزش کودکان هم تغییر جامعه روش دوم که خدمتتون عرض کردم روش وزنی این هست که بین اون چهار تا حرف اس تی اف مثلا به دوتاش ما وزن بیشتری میدیم ما میایم به تکنولوژی ریاضیات وزن بیشتری میدیم آموزشمونو برنامهای درسیمونو مبتنی بر تکنولوژی و ریاضیات میکنیم علوم دیگه هم ذیلش هستند ولی وزن اینا بیشتره مثلاً بعضی مقالات نوشته میگه مثلاً آموزشهای فنی حرفهای میتونی یه قسمتی از این باشه که شما وزن علوم نظریه کمتر میکنیم وزن علوم مهارتی و بیشتر میخوره حالت سومش چند رشتهای متقاطع یعنی شما یک رشته رو محور قرار میدی رشته های دیگه رو در ذیل اون میاری مثلا شما داری هوش مصنوعی یا ریاضیات محور قرار میدید رشته های دیگه در در ذیل در ذیل اون قرار میگیرند آموزشهایی که شما مثلا میتونید اونو کشورهای مثلاً مثل فنلاند مثل خدمتتون عرض کنم سوئد ببینید مدرسه آزمایشگاه دارند محورشون هوش مصنوعی محورشون بازار کاره ولی مدرسه آزمایشگاه خدمتتون عرض کنم دارد مهارتهای خانواده را کنارش آموزش میدن اون سه گانه که توی فبک هستم آموزش میدن این میشه مثلاً اون قسمت که شما یه قسمت مدرسه آزمایش کنید که اتفاقاً دیویی هم بنیان گذارش و طبیعت محوری دارید قسمت آخر میشه تلفیقی یعنی شما یه چهارچوبی دیدید که همه اینا رو به یک نسبت آموزش میدی با یک هدف مشخص این میشه دیگه قالب جدی اون که مدارس کانادا و ژاپن حالا تو یه قسمت میشه گفت این حوزه وجود داره فنلاند و خدمتتون عرض کنم نروژ و سوئد هم دارن به این سمت میرن یعنی علوم یکپارچه کنن پس چند تا نکته است اول اینکه اصلاً ما قراره این استمو چه جوری میخوایم برنامهریزی براش انجام بدیم یعنی قراره تو کدوم شاخش حالا تو این علوم ما داریم یاد میدیم یعنی بچهها رو هم مهارتهای هوش مصنوعی یاد میدیم هم آزمایشگاه میبریمشون هم بهشون مهارتهای ارتباطی داریم مسئله اینه یک کدومو دارید اولویت میدید برای جهان پیش رو دو مهارتهایی که تو جامعه شما هست یعنی کاری که تو جامعه شما هست زمینه که جامعه شما هست بیشتر به سطح صنعت یا پسا صنعتی شدن این قسمت دومشو من خدمتتون نهایت در نهایت از این آموزشی که دادید چه نتیجهای بگیرید ببینید تو کشور ما چالش محوری این هست آموزش ما از دوران ابتدایی دبیرستان به جز مدارسی که حالا ما میگیم فنی حرفهای بیشتر آموزش نظریه یعنی شما دارید دبیر تربیت میکنید کسایی که به ریاضی شیمی فلسفه اینها مسلط هستند ولی مهارت ندارن اومدن این رشتهها تو دانشگاه توی مدارس ما و مدارس نوین ما میتونه بچه ها رو به مهارت های ویژهای خدمتتون عرض کنم متصل کنه ولی ما به ازای بیرونی این معلوم نیست یعنی امروز ما میخوایم این آموزش اینجا بیاریم مقالات خوبی هم نوشتیم دانشگاه خدمتتون عرض کنم مدارسیم تو این حوزه داریم اما امروز ما به ازای بیرونی این کار چی هست آیا دانشگاه ما این روند را قبول کردند یا الان که ما داریم میبینیم بیشتر دانشگاه ما تو حوزه نظری دارن کار میکنن من میخوام صحبتمو همینجا تموم کنم و صحبتهای دکتر واعظ استفاده کنیم امیدوارم تو این بحثی که کردم قابل قبول بوده باشه و اگه کمی خاصی هم داره عذرخواهی میکنم
خانم قدم خیر :
آقای دکتر محمدرضا واعظ شهرستانی کارشناس ارشد فلسفه علم از دانشگاه صنعتی امیرکبیر و دکترای فلسفه علم از دانشگاه بن آلمان و موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران رساله ایشون درباره تهوارههای مفهومی در فلسفه کانت و دیویدسون بوده ایشون در سال ۱۳۹۰ موسسه فرهنگی هنری رویش دیگر را تاسیس میکنند نهادی که تمرکز بر رشد عقلانیت شهروندی ترویج فلسفه در زندگی روزمره و پیوند فلسفه با فرهنگ و هنر و آموزش است این موسسه تاکنون دهها برنامه آموزشی نشست همایش و دوره تربیت تسهیلگر برگزار کرده است ایشون مرکز یارا رو تاسیس کردن مرکز ایرانی پیشبرد فلسفه برای کودکان و نوجوانان این مرکز به عنوان اولین نهاد ایرانی عضو انجمن بینالمللی فلسفه برای کودکان ثبت شده در سال ۱۴۰۱ خانه کتاب یارا را در ایران بنیان گذاشتند که ماموریت آن گسترش کتابخوانی ارتقای سواد فلسفی و تقویت فرهنگ گفتگو در میان کودکان و نوجوانان است آقای دکتر محمدرضا واعظ تا کنون سخنران و مدرس دورهها و کارگاههای بینالمللی در کشورهای مختلف بودند از جمله کانادا ایتالیا ژاپن اتریش روم ایشون اخیرا موفق به کسب جایزه بورسیه سالانه موسسه اروپایی فلسفه ورزی در زمینه آموزش اخلاق هوش مصنوعی به کودکان بودند همچنین در تابستان گذشته توسط بنیاد نخبگان به عنوان فرد موثر در حوزه علوم انسانی مورد تقویت قرار گرفتند و همچنین ترجمه کتابهای تخصصی از ایشون رو از نشر کرگدن میتونید پیگیری کنید آقای دکتر محمدرضا واعظ شهرستانی فردی بودند که فعالیتهایشان همیشه به دنبال یک هدف بوده است ارتقای اخلاقیت هویج گفتگو گسترش سواد فلسفی و تربیت نسل پرسشگر و اخلاق مدار در عصر فناوری از شما دعوت میکنم که سخنان ارزشمندتون رو شروع کنید آقای دکتر خب درود بر شما ممنونم از لطف و محبتتون و معرفی مبسوطی که داشتید زنده باشید سپاسگزارم
دکتر محمد رضا واعظ :
از جناب دکتر گلشاهی عزیز بابت صحبتشون استفاده کردم ممنونم از حضار گرامی و دوستان که بعداً برنامه گوش میدهند من به طور کلی بگم که من با آقای دکتر گلشاهی موافق هستم از این منظر که اگر ما بتونیم فبک رو بستری در نظر بگیریم که استم یاستیم حالا با این تفاوت که هنر به اون اضافه شد بر روی این بستر قرار بگیره و کاملا بگم اینجا همدل هستم این دو رقیب هم به هیچ وجه نیستند و چنان مکمل های خیلی خوبی باشند و باید در کنار هم قرار بگیرند و در مقابل هم قرار دادن اونها کاملاً اشتباهه چون دو خاستگاه متفاوتی دارند که میتونن مکملهای خیلی خوبی باشند به نظر من اما مسئله که میخوام بیشتر به اون بپردازم اینه که خب حالا اگه بخوام من در مورد فابک صحبت کنم توضیحاتی هم جناب دکتر گلشاهی دادن دیگه نمیخوام تکرار مکرر بکنم در فلک هم میتونید خیلی راحت اطلاعات رو پیدا بکنید یه مقدار میخوام روی همین مرز صحبت بکنم اینکه حالا که ما داریم استم رو با فبک مکمل میدونیم و میگیم فبک لازمه مبنایی بودن برای زیر بنا بودن برای استاره آیا اینها در کفه ترازو که قرار بگیرند میزان توجهی که اونها میشه زمانی که بر اونها گذاشته میشه تمرکزی که روی اونها وجود داره یکسانه یا نه که به نظر من این توجهی که در مورد علوم فنون و در واقع رشتههای میان رشتهای وجود داره و به سیستم وجود داره در مورد فبک متاسفانه وجود نداره و ما باید بتونیم این با تاکیدی که میکنیم توجه حالا سیاستگذاران آموزشی رو به سمت فبک هم معطوف بکنه و خیلی نیازه من میخوام بیشتر در این مورد صحبت بکنم خب مسئله محوری اینه که اگه ما صرفا تاکید داشته باشیم روی سیستم چه مشکلی پیدا میکنیم خب میگم جناب گلشاهی هم تو صحبت هاشون بود حالا من به زبان دیگری میگم وقتی که ما صرفاً آموزش سیستم رو داریم و سیاست گذاری آموزش صرفاً تاکید داره روی سن با یک پارادوکس روبرو میشیم که دانش آموزانی رو داریم پرورش میدیم که مهارت فنی دارند مهارت حل مسئله دارند الگوریتم میتونن خوب طراحی بکنن کد میتونن به خوبی بنویسند با مدلهای مهندسی بسیار خوب آشنا هستند اما قدرت دعاوری معنا بخشی و مسئولیت اخلاقی در اونها به خوبی پرورش پیدا نکرده یعنی داره یک ترکیب میکنه علوم رو با فناوری و ریاضیات و علوم مهندسی در قالب رشته های بین رشتهای برای مسائل پیچیده جهان رو حل بکنه برای اینکه کاربرد پیدا بکنه و به خوبی بتونه از پس مسائل بر بیاد اما آخر سوال اینه که آیا استم به چرایی میپردازه یا نه صرفاً به چگونگی داره میپردازه خب اینکه چگونه ما میتونیم یک مسئلهای رو حل بکنیم به خوبی در ادغام رشتههای مختلف در استن دیده میشه اینکه بعد از اینکه این سوال طرح شد و نقدهای شد استم به استیم تغییر کرد و هنر اضافه شد و در هنر خلاقیت معنا و حتی نقد فرهنگی اضافه شد یک بحث دیگری که خب بله من هم قبول دارم باید بیشتر به اون توجه بشه ولی باز هم استیم شدن سیستم کار فلک رو نمیکنه کاری این امکان در واقع قدرت داوری معنا بخشی و مسئولیت اخلاقی و پرورش یک شهروند مسئول رو در بر داشته باشه بنابراین من نمیخوام اصلاً در مقابل صحبت کنم اتفاقاً منم کاملاً موافق هستم که این دو حتماً لازمه در کنار هم قرار بگیرند یعنی اگه فلک داره صورتبندی و روش رو در اختیار دانش آموزان و کودکان ما قرار میده است خوبی میتونه محتوا رو در اختیار ما قرار بده محتوای چند رشتهای و البته در سطح روش روش رو به این معنا که فرایند حل مسئله و کار در واقع حل مسائل پیچیده و کاربردی رو ما کاملاً در سن میبینیم اما مقصود من فراتر از اونهاست گفتن چهار مهارت مهمی که فلسفه برای کودکان تاکید داره یعنی تفکر نقادانه که خوب بسیار ما به او نیاز داریم تفکر مراقبتی که واقعاً ضعف داریم در اون تفکر مشارکتیو تینکینگ یعنی همون گفتگوی دموکراتیک یعنی ما بتونیم به صورت دموکراتیکی با همدیگه گفتگو کنیم و تفکر خلاقانه خوب اگر ما سیاست گذاری مون صرفا در جهت مهارت افزایی در جهت بازار کار در جهت نوآوریهای فناورانه و حتی امنیت ملی صرفاً روی استم باشه ما یک سری بحرانهای معاصری داریم که اینا واقعاً مسائل صرفاً فنی نیستند ببینید از هوش مصنوعی و تغییر اقلیم گرفته تا حریم خصوصی و نابرابری که در واقع ناعدالتی که وجود داره همه اینها مسائل پیچیدهای هستند که اصلاً فنی به خودی خودشون نیستن یعنی علاوه بر فنی بودن یک بعد فلسفی و اخلاقی دارند بنابراین سوال ما اینه که آیا ما میتونیم بدون پرورش یک تفکر اخلاقی تفکر فلسفی در کودکان صرفا با استم شهروندان مسئولی رو پرورش بدیم پاسخ من مطمئنا نه هست و ما نیاز داریم که فلک رو اضافه کنیم و اینجا نکته نکتهای که وجود داره اینه که به فدک اگر هم به عنوان مکمل اشاره میشه اما در آخر به عنوان یک درس اضافه فوق برنامه دیده میشه و اینجاست یعنی اگر شما در نظر شاید بر این باور باشیم که سیاستگذار آموزش دارم میگم که فبکم امروز دیگه حالا حداقل به این نتیجه رسیدن یک زمانی رد میکردن و نمیشد به راحتی در مورد فلسفه برای کودکان صحبت کرد در جامعه ایران اگر امروز هم اونها به اهمیت اون پی بردن ولی فلسفه برای کودکان یک درس اضافه است یک فوق برنامه است جدی گرفته نمیشه در عمل و اونو نمیتونیم در ذیل برنامه آموزشی خودمون ببینیم اما برم سراغ فلسفه کودکان مطمئناً مخاطبین برنامه در صحبتهای من نمیتونم جزئیات وسط برای کودکان پیدا کنم و من ارجاعشون میدم به منابعی که حالا من در اونجا صحبت کردم یا یوتیوب یا صفحات دیگه اما خب خیلی مختصر بگم که فلسفه برای کودکان آموزش تاریخ فلسفه آموزش مکاتب فلسفی نیست بحث آزاد بیقاعده هم نیست یعنی فرض بر فکر میکنم پس یعنی گفتگو کردن گفتگوی بی قاعده هم نیست در واقع فلسفه کودکان یک چارچوب تربیتی پیدایک که میخواد اخلاقیت عقلانیت رو رشد بده میخواد گفتگویوی عقلانیت محور رو و دموکراتیک رو رشد بده میخواد داوری نقادانه رو بده میخواد معنا کاری مشارکتی و جمعی ارتقا ببخش همون چیزهایی که ما نیاز داریم به اونها برای اینکه بتونیم در حوزه اخلاق هوش مصنوعی بیشتر پژوهش کنیم و گفتگو کنیم در حوزه تغییر اقلیم بیشتر بتونیم بحث و گفتگو داشته باشیم و سیاستگذار اون در جهت حل اینجور مسائل کلان باشه اگه بخوام یه مقدار جلوتر برم و بگم فلسفه برای کودکان حالا تاکیدش روی این چهار تا مهارت از دهه ۱۹۷۰ توسط شروع شده یک زمانی تمرکزش روی تفکر نقاد بود بعداً هم متوجه شد که تفکر مراقبتی هم بسیار مهمه تفکر تفکرهای دیگر هم اضافه شد و امروزه تبدیل شده به یک جنبش یک جنبشی که دارای انواع مهارت رو در نظر میگیره از من وام گرفته شده ولی محرک میتونه داستان فکری باشه انیمیشن فکری باشه میتونه یک عکس یک تصویر باشه ولی مهم اینه که ما بتونیم طرح سوال رو در بچهها در واقع برانگیزیم بچهها سوال کند پرسشگر باشند سوال به صورت دموکراتیک انتخاب بشه سوالی که بعد فلسفی داره یعنی بازه بسته نیست یعنی پاسخ مشخصی نداره سوالاتی مثل خوبی چیه بدی چیه زیبایی چیه هنر چیه نسبت هنر زیبایی چیه در هوش مصنوعی حریم خصوصی به چه معناست حالا اگه بخوام بگم تعصب الگوریتمی در هوش مصنوعی به چه معناست آیا ما میتونیم هوش مصنوعی مسئولی رو داشته باشیم مسئولیت در هوش مصنوعی به چه معناست همه اینها سوالات باز فلسفی هستند که طرح میشن و بچه ها میتونن در مورد اون گفتگو و تسهیلگر اون مربی است که بحث رو هدایت میکنه نه جهت دهی انجام میده نه اعمال نظر شخصی داره صرفاً مدیریت بحث میکنه برای اینکه بچهها نقد کنند دلیل بیارن پرسش بکنند مراقبت کنن از همدیگه همدلی کنن از زاویه دید مختلف به موضوع نگاه بکنند پاسخ های احتمالی رو در نظر بگیرم و در کل از نجات بده ما را از مطلق اندیشی نجات بده ما را در واقع خود تصحیحی رو در ما ارتقا ببخشه و اینکه ما خطاب پذیر هستیم و مسئولیت خطای خودمون رو بپذیریم و در جمع به راحتی اعلام بکنیم که ماها اشتباه میکنیم و مسئولیت اون رو میپذیریم و نظرمون رو میتونیم تغییر بدیم چرا چون که دلیل معتبر دیگری شنیدیم در نهایت قرار شهروندان مسئول که بهتر میشنوند بهتر صحبت میکنند بهتر فکر میکنند و علاوه بر اینکه مستقل میاندیشند میتونن با هم فکر کنند و از زاویه دید دیگران به موضوعات نگاه بکنند پرورش پیدا بکنه حالا این شهروند که میتونه از استم استفاده بکنه یعنی ترکیب علوم که توضیح دادن ریاضیات علوم مهندسی و خوب حالا هنر و ریاضیات همه اینها میتونه به کار این شهروند بیاد برای اینکه بتونه به خوبی حل مسئله انجام بده اما شهروندی که نقاد نیست خلاق نیست مسئول نیست امکان داوری نداره امکان داوری بر مبنای منطق نداره بر مبنای تفکر نقاد نداره و اگر هم تفکر نقاد داره نمیتونه مراقبت کنه و در واقع این مراقبت و همدلی در اون وجود نداشته باشه ما ره به جایی نمیبره جامعه دموکراسی رو نخواهد ساخت شهروند مسئول رو نخواهد ساخت یه سری مثال مرموز بزنم ببینید ما در استم میتونیم بگیم که چه الگوریتمی درست کار میکنه اما میتونه این الگوریتم درست کار بکنه اتفاقاً ناعادلانه تصمیم بگیره همینطور که بسیاری از الگوریتمهایی که الان در هوش مصنوعی و در همین مدل های زبانی طبیعی هستند دارند ناعادلانه تصمیم میگیرند ادب بیعدالتی رو ترویج میدن یا تعصبات جنسی رو تعصبات نژادی رو ترویج میدن چرا چون دادههاشون از انسان هست پس الگوریتم درست کار میکنه اما ناعادلانه داده دقیقه اما حریم خصوصی رو نادیده میگیره راه حل مهندسی وجود داره اما عدالت نسلی رو در نظر نمیگیره و غایبه یعنی ما مسئله مون در نظام آموزشی که تا به امروز هم اینطور بوده که ما در واقع سوال مون در مورد چگونگیه اما در مورد اینکه چرا چنین چیزی وجود داره پیامدهای انسانیش چیه پیامدهای اخلاقیش چیه چه کسی آسیب میبینه از این محیط زیستی محیط زیست به چه سرنوشتی دچار میشه اینها سوالات مهمی هستند که بعد فلسفی اخلاقی پیدا میکنند و من بر این باور هستم که اگرچه هنر به سیستم اضافه شد و سیمبو شکل داد هنری که خلاقیت و معنا را در بر میگیره باز هم داره صرفاً بعد اخلاقی رو در بر میگیره باز هم داره بعد معنا را در بر میگیره و فقط به عنوان یک برنامه آموزشی کند وکاپ محور که دارای چهار مهارت مهم رو ارتقا میبخشه خیلی بیشتر باید بر اون تاکید بشه و به اون پرداخته بشه نه در قالب برنامه فوق برنامه ای که جزئی از نظام آموزشی ما خوب فقط واقعا به عنوان برنامه مستقلی در نظامهای آموزشی وجود نداره در حال حاضر شاید برخی کشورهای اسکاندیناوی هستند که صرفاً در ما وجود داره شاید در نظام کشوری که من زندگی میکنم مثل آلمان فبک نیست ولی مولفههای فلک در اون وجود داره با نام فبک نیست یعنی ما در کشورهای دیگه میبینیم که یک نظام آموزشی داره به لرنینگ که این بیس هست یادگیری که کندوکا محور هست توجه میکنه داره به دایولوژیک پداژی تعلیم و تربیت گفتگو محور تایید میکنه داره روی اتیکال ریزنینگ یعنی استدلال اخلاقی تاکید میکنه اینها نهفته هستند در نظامهای آموزشی کشورهای پیشرفته مصر کانادا و اروپای غربی با استرالیا اما در کشورهای دیگه حتی اینها وجود نداره و میخوام بگم در فابک همه اینها با هم وجود داره یعنی استدلال اخلاقی در اون هست گفتگوی دموکراتیک و بهتره بگم تعلیم و تربیت گفتگو محور در اون هست و یادگیری کندوکاو محور هم در اون وجود داره و نظام آموزشی که نگاه میکنیم شاید هر کدومشون روی یکی از اینها تاکید دارند ما به طور کلی همونطور که گفته میشه دستیاست گذاری آموزشی مون باید یک چرخشی داشته باشیم از نظام آموزشی چطوری بگم فارسی یعنی محصول محور نتیجه محور از سمت نتیجه محوری باید بریم به سمت فرایند محوری یک یادگیری در واقع نتیجه محور باید تبدیل بشه به یک مینینگ بیس لرنینگ به یک یادگیری معنا محور فرایند محور که ما خب این رو باز این فرایند رو در استم هم داریم و خب جناب دکتر در موردشون صحبت کردم و در پایان نمیدونم چقدر دیگه هست اگر وقت دارم میتونم ادامه بدم اگر نه بله میتونیم چهار پنج دقیقه دیگه آقای دکتر جمع بندی بکنیم من میتونم بگم که حتی در کل به ما میگه که ما چه میتونیم بکنیم چگونه میتونیم مسائل رو حل بکنیم مسائل پیچیده و بسیار هم مفیده به خاطر رویکرد بین رشتهای و ترکیبی که داره و بسیار هم از اهمیت برخورد اما فلسفه برای کودکان داره به ما میآموزه چه باید بکنیم و چرا باید چنین بکنیم این تفاوت تفاوت مهمیه یعنی از چرایی ما میتونیم به سمت چگونگی بریم تا چرایی رو متوجه نشیم واقعا ما تا چرایی هوش مصنوعی رو متوجه نشیم نمیتونیم به چگونگی اون بپردازیم مسائلی که هوش مصنوعی داره برای ما ایجاد میکنه که در مورد همون چگونگی اون هست و امروزه تازه بورسهای دانشگاهی داره به اون اختصاص پیدا میکنه در حوزه اخلاق هوش مصنوعی به خاطر اینه که قبل از اون به چرایی اون پرداخته نشد به اینکه آیا اصلاً باید چنین زمینهای ایجاد بشه اگر قراره ایجاد بشه با چه محوریتی با چه ابعادی با چه تا کجا میتونه پیش بره و به طور کلی میتونم بگم حالا که ما داریم از چگونگی در کنار چرایی صحبت میکنیم باید یک سیاست گذاری هوشمندی داشته باشیم که این دو رو در کنار هم در بر بگیره و این بسیار از اهمیت برخورداره و باز هم من روی اون تاکید میکنم در پایان صحبت ها میخوام یه مقداری در مورد استیم صحبت بکنم که شاید مواردی که حالا شاید جناب دکتر اشاره نکردن رو من بخوام در واقع بهش اشاره بکنم که اضافه شد هنر رو به خاطر نقدهایی که روی استم بود که خب ممکنه اسپرم نظام آموزش فنی رو ارتقا میبخشه یعنی تقلید گرایی ابزار محور ممکنه در اون وجود داشته باشه همونطور که گفتم داوری اخلاقی میتونه در اون غایب باشه و اینکه در نهایت ما شهروند مسئول نداریم شاید یک نیروی رقابتی یک چرخشی ایجاد شد در ادبیات سمت استیم رفت معنا خلاقیت شد حالا بحثهایی که در ارتباط با معنا و خلاقیت هست و نقد فرهنگی یک بعد تازهای ایجاد شد به نام اپیکال استن خب بحث واقعاً همون بحثیه که ما خیلی مد نظرش قرار میدیم و میگیم به خوبی میتونه این بعد نظام آموزشی رو تامین بکنه که توجه اتیکال سن بیشتر روی اخلاقه بیشتر روی مسئولیت اجتماعی چون در استم ما مسئولیت فردی رو توسعه فردی روش تاکید داریم مسئولیت اجتماعی خیلی روش پررنگ میشه تصمیم گیری های هنجاری توش پررنگ میشه و بنابراین ما میتونیم در مورد یک سری مسائل علمی اجتماعی مناقشه برانگیز روز مثل در دوره کرونا در مورد واکسن و پیچیدگیهایی که وجود داشت در مورد اخلاق هوش مصنوعی در مورد مسئله تغییر در مورد مسئله انرژی در مورد محیط زیست تمام اینها میتونیم به صورت بین رشتهای با توسل و به صورت نقادانه و مراقبتی با توسل به فلسفه برای کودکان بیندیشیم در پایان میتونم بگم که ما به طور کلی اگرچه نیاز به پاسخ به سوالهای چگونگی داریم و باید مهارتهامون را ارتقا ببخشیم فناوری ارتقا ببخشیم بتونیم در واقع یک سری مسائل پیچیده رو حل بکنیم و نان اون باید فهمی داشته باشیم سرشار از روحیه نقادانه و مراقبتی و شهروندان مسئولی که بتونند به درستی از پس چنین کاری برمیاد و این میشه همون ادغام برنامه برای کودکان و استم چیزی که مد نظرم من صحبتام فکر میکنم تونستم تو ۳۰ دقیقه به پایان برسونیم سپاسگزارم استاد خدا قوت خواهش میکنم خیلی استفاده کردیم هم شما و هم آقای دکتر گلشاهی عزیز عزیزان اگه کسی سوالی داره در خدمتتون باشیم به این گستردگی کار سختیه ممنون از جناب دکتر واقعاً تونسته باشن مفید بوده باشه امیدوارم بله بسیار جذاب من خودم شاگردتونم استاد یکی دو دوره از کارگاه شرکت کردم و خیلی انگیزه دارم که حتما بیشتر کنارتون بیاموزم زنده باشی سلامت باشی خواهش میکنم عزیزی دستشونو بالا کردم بفرمایید سوالتونو بپرسین خانم مهرسام خانم مرصاد بفرمایید عزیزم دستتونو بالا بردید بالا بردند بله بفرمایید خانم ندا و خانم مهرزاد در خدمتتونیم اگه سوالی دارید بفرمایید سلام میکنم اگر که خانم مرصاد صحبت شان را میخوان انجام بدن چون قبل از من بودن خواهش میکنم بفرمایید سلام درود بر شما سخنان محترم متشکرم واقعا ما استفاده کردیم خواهش میکنم سلامت من این هستش که با توجه به این نیاز بچههاست و نیاز جامعه اکنون ماست و اینایی که توی خود نظام آموزشی ما وجود داره ما چه جوری واقعا میتونیم نظام آموزشی رو متقاعد کنیم که در سیستمش استفاده کنه چون اسب و خیلی امکان کمی نظام آموزشی ایدئولوژیک و بسیار بسته خودش جا بده هر کدوم از بزرگان که جواب دادن بله در خدمتتونیم استاد سوالشونو من گفتم که شاید جناب دکتر ادب بفرمایند اگر میدونید من پاسخ میدم ببینید همونطور که گفتید این فقط واقعا محبوب ایران نمیشه درسته تو ایران و مثل ما که ایدئولوژی حرف اول رو میزنه کار خیلی دشوارتریه ولی خب در کشورهای دیگه هم این مسئله وجود داره و کاملا طیفیه در کشور ما فبک از حدود ۱۳۸۵ تا به امروز،خوب روز به روز گستردهتر شده و جلوتر رفته حالا با خوانشهای مختلف ولی خب کار رو به جلو بوده به هر صورت خب مدارس هستند که در حال حاضر دارند این کارو انجام میدن اما اون مدارس مدارس غیرانتفاعی ترجیحاً حالا بگم مهارت محور اگه اسمشو بزاریم یعنی بیشتر تاکید دارن روی مهارت مدارس اما خوب اینها واقعا یک درصد بسیار بسیار کوچکی از کل مدارس ما هستند ما مطمئنا تو مدارس دولتی نمیتونیم ورود کنیم به خاطر حساسیتهایی که وجود داره اگر نظر شما منظور شما مدارس دولتیه میگم در شرایط فعلی من اصلا امکانش را نمیبینم به خاطر حساسیتهایی که وجود داره و دشو وجود داره در این مورد برای اینکه نظارتهای مختلفی هست و حتی اگر برنامه کودکان مورد تایید هم باشه که حالا گویا هست و زنگ فلسفه برای کودکانم حتی چند سال پیش به صدا در اومد اما معمولا آن چیزی که وارد نظام آموزشی ما میشه از معنا خالی میشه تبدیل میشه یا به دکور تبدیل میشه به چیزی که دیگه همون نیست یعنی مثل مثلا چیزهای دیگری که میبینیم مثل کنکوری که هست و تیزهوشانی که هست و چیزهای دیگری که هست یعنی به درستی اجرا نمیشه در نهایت به همین خاطر ما تاکید روی مدارس دولتی نداریم خاطر اینکه نه بسترش مهیاست نه ابزارش وجود داره در مدارس غیرانتفاعی شما میتونید از طریق صحبت با انجمن اولیا مربیان و افراد موثر در مدرسه به نظرم این کارو پیش ببرید اگر مدرسه مقداری نگاهش باز باشه به سمت مهارتها شما و شما به خوبی بتونید اونا را آگاه بکنید و از طریق آدمهای موثر در واقع صحبت بکنید کسانی که خوب دارند با مدرسه از جمله انجمن اولیا مربیان شما میتونید فقط رو به عنوان یک زنگ از کلاس زنگ کلاس ها در طول هفته به مدرسه اضافه کنید همونطور که ما این کارو داریم در چند مدرسه انجام میدیم اگر خواستید میتونید به مجموعه مراجعه بکنید یه سری کارها در این زمینه انجام دادیم برای توجیه برای مقایسه سازی برای اینکه ضرورت رو نشون بدیم ولی همچنان یک قطره از دریاست و از این طریق میشه که ورود پیدا کرد به مدرسه کنیم از مدارس دولتی ولی خب من چون خودم فلسفه تعریف میکنم به صورت جسته گریخته دارم تقریباً اینو پیاده میکنم یعنی یک تقریبا بخشی از کلاس رو دارن به این صورت میگذرونم چون گذروندن و سعی میکنم یه تلفیقی از حالا اون سنتی باشه و واقعا بچه استقبال میکنن و خیلی خیلی جواب های مثبتی داره ولی من میخواستم ببینم که واقعا ما چه شکلی میتونیم به خود مسئولین در واقع انتقال بدیم این سیستم مورد نیاز جامعه اکنون ماست و جامعه آموزشی ما اگر نه ما خودمون به صورت متقاطع و جسته گریخته داریم اینو اجرا میکنیم حالا من چند تا از دوستان واقعا داریم این کارو انجام میدیم به خود همین مدارس دولتی ببین من دارم متوجه هستم شما خوب ببینید یه استثنا هستید که به عنوان معلم فلسفی که خودتون آموزش دیدید و واقعا جسته گریخته است خیلی کمه مواردی مثل شما دولتی من از سال ۸۵ این کارو شروع کردم صحبت کردم با مدارس و از اداره کل آموزش و پرورش شروع کردم به عنوان طرحی رو پیاده سازی کردیم عنوانش آموزش تفکر بود ولی نه فلسفه برای کودکان ولی کارمون همین بود ببریم به مدارس یه نیمه محروم در چند ناحیه و چند سالی هم اجرا کردیم ولی با یه تغییر دولت همه چیز به هم یعنی به طور کلی طرح و میخوام اینو بگم که بسیار مسئله سیاسی میشه یعنی اینکه طرح طرح سیاسی باشه سیاست زدن نظام آموزشی ایدئولوژی زده است نمیشه یک کار بیسیک انجام داد و با تغییر دولتها همه چیز دوباره به هم میخوره و مشمول حالش سیاست میشه امر آموزشی که قراره یک نهاد رو بسازه یک جامعه رو بسازه شهروندان اون جامعه رو به صورت اصولی بسازه به خاطر سیاست زدگی به طور کلی ملحد یعنی تلاشها رو ما کردیم و اگر من میگم که خدمتتون در این زمینه ناامیدم در مورد مدارس دولتی به خاطر اینه که حداقل من این کارو انجام دادم طرح دادم پروژه بردم چند سالی اجرا کردم ولی در نهایت منحل شده اما حداقل میدونیم که مدارس غیرانتفاعی رو میشه چون داریم الان کار میکنیم مدارس دولتی رو شاید ما صرفا از این نظر بتونیم که معلمان فلسفه مثل شما آموزش ببینند و اونها در قالب همون زنگ همون کاری که قرار رو محتوایی که انجام میدن رو با تسهیلگری انجام منتها نباید انتظار کار کلان کردن در نظام آموزشی موجود شاید به همین صورت که شما دارید کار میکنید اگر تعداد افراد مثل شما هستند بیشتر بشن این کارو میتونیم در مدارس دولتی روز به روز گستردهتر کنیم متشکرم
محمد مهدی گلشاهی :
این تجربه که خودم دارم خاطرم هست جزو اولین پایه نامه هایی بود که حالا تو حوزه علوم سیاسی به فراشناخت پرداخت در دانشگاه علامه و خب همین چالشها رو داشت اون چیزی که هست میشه گفت که نظام آموزشی ما تغییراتی کرده اما در راستای فلک و حل مسئله نیست حل مسئله اولویت بدتر از اونه اگر شما مثلاً نظام آموزش عالی ما را ببینید از چهار پنج سال پیش حتی اولویتهای استیل کتابهای محوریش تو سایت وزارت علوم بوده که کدوم کتاب از خودشون معرفی میکنن تا اینکه مدارس فنی حرفهای رو شکل بدن ولی همونطور که جناب دکتر گفتن حتی با وجود برخی از کتاب های درسی که تو این کار و فناوری و از این دست کتاب ها توی مدارس ابتدایی و مقاطع دیگه هست این آموزش گرفته نمیشه یکسویه داره اون هم دلیلش این هست که نوع نگرش سیاستگذار ما در حوزه آموزشی هست که فلک سویه لیبرال داره و یک جهتگیری نسبت به اون داره چون دکتر اون رو سیاسی میبینه حالا اون به خاطر اون جهت گیری که علیه لیبرالیسم حالا سیاسیش میشه گفت وجود داره در مقابل این جهت گیری میکنن اما شما که معلم فلسفه هستید اینو بدونید مسئله فراشناخت جدیترین بحث فلکه اون اجتماع پژوهشی یا حلقه کندوکاوی که حالا شکل میده حالا قبل تر پیرس بهش میگفت اجتماع پژوهشی این شناخت شناختن سوالات پژوهشی اینکه دانش آموز به مسائلی که دارن یاد میگیرند ببینند چیست و این چیستی کجا و چگونه به دردشون میخوره اگر معلمای فلسفه ما مثل حضرت عالی به این حوزه ورود کنند این آموزشها را ببینند اون موقع میشه اون علوم اون علومی که اونجا دارن یاد میگیرن حالا یک شکل دیگه تدریس میشه بهتر تدریس میشه و این میتونه زمینه فراهم کنه علاوه بر اینکه این رو بدونید با توسعه هوش مصنوعی با تغییر بازار کار کم کم خود افراد دارن به سمت این میرن و آموزش های مرسوم در مدارس و دانشگاه به چالش کشیده میشه همینطور که میبینید داره بازنگری میشه تو حوزه های مختلف مثل توسعههای توسعه مدارس مهارت محور فنی حرفهای اما به خاطر چالشهایی که حتی با حتی میبینیم اطراف ما داره مثلاً کشور امارات حوزه استیل داره کار میکنه که مثلاً ظرفیت افزایش ظرفیت کار بانوان داشته باشه و نشون میده من یک مقالهای رو میخوندم که در این ۱۰ سالی که اینها این روند تغییر داشتند ۲۰ درصد میزان افزایش شاغل در حوزه بانوان حوزه آیتی داشتند با وجود اینکه جمعیت زنان حالا طبق آخرین اخبار از آقایون بیشتره حتی فارغ التحصیلاشون بیشتره خب این میتونه بالاخره زمینه ها را از جهت متفاوت فراهم کنه ولی تو مدارس دولتی و خدمتتون عرض کنم اون آموزش رسمی که کشور ما هست این چالشو داریم حتی من وقتی پایان نامه داشتم انجام میدادم به نام فرا شناخت سیاست گذاری هویت در ایران اونجا میدیدیم تو اون حالت سه گونه شناختی فرا شناختی و احساسی بیشتر بازنماییهای هویت ملی در کتب درسی ما احساسی و شناختی است و حتی وجه فراشناختی و اینکه حالا این چه نسبتی با اون کودک داره چه نسبتی با جامعه داره کمتر دیده شده بوده اما حالا این روندها با توجه به توسعه فناوری تغییر میکنه چون نیاز داریم به افرادی که فقط آدمای فنی نباشند حل مسئله یاد بگیرند و بتونن خودشونو با شرایط سازگار کنند سپاسگزارم سپاسگزارم استاد خیلی ممنون از توضیحاتتون خانم ندا شما سوال داشتین عزیزم زنده باشین من تشکر میکنم از جناب آقای دکتر گلشاهی و جناب آقای دکتر واحد بسیار استفاده کردم از صحبت هاشون بله من سوال داشتم ولی الان که آقای دکتر پاسخ دادن صحبتی که کردن من جواب خودمو گرفتم متشکرم از شما مرسی دوستان عزیزم اگه سوالی هست بازم در خدمتتون میتونیم باشیم وگرنه که جلسه رو به پایان ببریم با صدای عزیزمونم دیگه خسته شدن خب سپاسگزارم شب خوبی داشته باشید از آقای دکتر محمدرضا واعظ و آقای دکتر گلشاهی بسیار بسیار سپاسگزارم نمایندگی از انجمن علمی مطالعات صلح ایران شب خوبی داشته باشید ممنون از لطفتون و حوصله و صبر دوستان منم خداحافظ خدانگهدار

