انجمن علمی مطالعات صلح ایران
1404برترشاخصصلح و منطقه نوروزگروه تخصصی زنان و صلحگزارشویژه

گزارش نشست تخصصیِ «سیاست بازگشت و آینده دختران و زنان مهاجر افغانستانی»

اخبار انجمن را همرسانی کنید.

بازدیدها: 184

تحلیل «بازگشت به افغانستان و آینده مبهم زنان افغان» در انجمن علمی مطالعات صلح
۱۵ مرداد ۱۴۰۴ از سوی گروه­های زنان و منطقۀ نوروز انجمن مطالعات صلح و همکاری مؤسسه فرهنگی هنری خاوران به میزبانی عمارت بلخ در تهران برگزار شد.
در ابتدای جلسه، شیرین تاجیک دبیرنشست، سخنان خود را با آماری نگران‌کننده آغاز کرد: بر اساس داده‌های سازمان بین‌المللی مهاجرت (IOM)، از ۱۱ خرداد تا ۱ مرداد ۱۴۰۴، حدود ۸۰۰ هزار مهاجر افغانستانی از مرز ایران عبور کرده‌اند که ۱۵۳ هزار نفرشان زن بوده و ۸ درصد از این زنان، بی‌سرپرست‌اند. تاجیک با اشاره به شرایط دشوار این گروه در افغانستان از ممنوعیت اجاره مسکن و محدودیت‌های کاری گرفته تا فقر ساختاری، تأکید کرد که بازگشت اجباری آن‌ها نه تنها یک مسئله انسانی، بلکه بحرانی اجتماعی با ابعاد چندلایه است.
لطیفه سخی، پژوهشگر و کارشناس ارشد مطالعات منطقه‌ای، دربارۀ «تلاقی جنسیت و ملیت در بحران هویت زنان مهاجر افغانستانی» توضیح داد که زنان افغانستانی به‌ ویژه نسل دوم و متولد ایران در پاسخ به این پرسش، میان مرزهای جغرافیایی و ذهنی سرگردان‌اند. سخی گفت: «زن بودن، مهاجر بودن و افغانستانی بودن، سه حلقه‌ زنجیری است که هم‌زمان بر گردن این زنان سنگینی می‌کند. اگر خود را ایرانی معرفی کنند، از سوی جامعه افغانستانی به فراموشی ریشه و اصالت متهم می‌شوند؛ اگر افغانستانی بدانند، عناصر هویت‌شان با آن فرهنگ پیوند کامل ندارد. در عین حال صفت ایرانی–افغانستانی هم از منظر حقوقی و قانونی مورد پذیرش جامعه میزبان نیست.»
او اخراج‌های اخیر را تشدیدکننده این بحران دانست و هشدار داد که فشار روانی، اجتماعی و هویتی، بسیاری از این زنان را به انزوا یا تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده سوق می‌دهد. سخی در پایان بر ضرورت ایجاد کارگروه‌های حمایتی، مشاوره روانی و آموزش مهارت‌های معیشتی برای زنان پیش از بازگشت تأکید کرد.
دکتر سمیه مروتی، پژوهشگر روابط بین الملل نیز با نگاه انتقادی به «فقدان شناخت متقابل» میان ایرانیان و افغانستانی‌ها پرداخت. او گفت: «ما گرفتار نوعی انحصار فهمی هستیم. نه شناخت دقیقی از تاریخ و فرهنگ افغانستان داریم، نه افغان‌ها از پیچیدگی‌های ایران آگاه‌اند. این خلأ، باعث شده که مسئله مهاجرت به‌درستی دیده و فهمیده نشود و از طرفی فضای مجازی و موجی که در آن راه می افتد، نوع نگاه ما به موضوع را جهت می دهد که ممکن است کاملا دور از واقعیت باشد.» مروتی با تقسیم‌بندی مهاجران افغانستانی به گروه‌های پیش و پس از سال ۲۰۲۱، هشدار داد که یکسان‌انگاری همه آن‌ها در سیاست‌گذاری، به تصمیمات نادرست منجر می‌شود. او از نخبگان افغانستانی خواست که در معرفی مثبت خود به جامعه میزبان فعال‌تر عمل کنند و با ایجاد پروژه‌های مشترک فرهنگی و اجتماعی، تصویر واقعی‌تری از خود ارائه دهند و در قبال این عدم توفیق در شناساندن خود به جامعه ایران مسئولیت پذیر باشند و انگشت اتهام به سوی جامعه میزبان نشانه نگیرند.
زهرا زاهدی، فعال حوزه زنان و مهاجرت، دیگر سخنران این نشست، سخنان خود را بر «انزوای اجتماعی زنان مهاجر افغانستانی» متمرکز کرد. او گفت این انزوا نه تنها ناشی از تبعیض و موانع قانونی است، بلکه بخشی از آن ریشه در ساختارهای درون‌جامعه مهاجر دارد که زنان را به سکوت و کناره‌گیری سوق می‌دهد. زاهدی با ذکر نمونه‌هایی از زندگی روزمره زنان مهاجر افزود: «این انزوا باعث می‌شود زنان کمتر به منابع حمایتی، آموزشی و شغلی دسترسی پیدا کنند. اخراج‌های اخیر، با گسستن شبکه‌های محدود حمایتی، این آسیب را دوچندان کرده است.» او تأکید کرد که توانمندسازی زنان و ایجاد فضاهای گفت‌وگو و همبستگی، می‌تواند نخستین گام برای شکستن چرخه انزوا باشد. سمیرا محمدی، فعال اجتماعی و خبرنگار و اخرین سخنران این نشست، به پرسش‌هایی درباره احساس تعلق مهاجران افغانستانی به ایران پاسخ داد. او با استناد به تجربه‌های میدانی خود گفت که بخش بزرگی از مهاجران، ایران را «وطن دوم» خود می‌دانستند اما این حس، یک‌طرفه بوده است. محمدی توضیح داد: «موج اخیر اخراج‌ها برای بسیاری از مهاجران ثابت کرد که ایران، هرگز نتوانسته آن‌ها را به‌طور واقعی در جامعه جذب کند. این رویداد نه تنها تعلق عاطفی را تضعیف کرد، بلکه در میان بسیاری این ایده شکل گرفت که ماندن در ایران دیگر نه ممکن است و نه مطلوب. اکنون، حتی کسانی که سال‌ها زندگی و سرمایه‌گذاری عاطفی در ایران کرده‌اند، به فکر مهاجرت به کشورهای دیگر افتاده‌اند.» او افزود که این تغییر نگرش، شکافی جدی در روابط مهاجران با جامعه میزبان ایجاد کرده و پیامدهای آن فراتر از حوزه فردی است؛ چرا که از میان رفتن اعتماد و پیوند اجتماعی، بازسازی روابط را دشوار می‌کند.
این نشست، فراتر از تبادل نظر، تصویری چندلایه از واقعیت مهاجران افغانستانی در ایران ارائه داد:
• از آمار نگران‌کننده زنان بی‌سرپرست بازگشتی که در معرض آسیب‌های شدید اقتصادی و اجتماعی‌اند؛
• تا بحران هویتی نسل دوم که در میانه دو فرهنگ معلق مانده و امنیت روانی‌اش با هر موج اخراج متزلزل‌تر می‌شود؛
•        از سرخوردگی از وطن دوم و تغییر نقشه مهاجرت،
•        تا فقدان شناخت متقابل که همچنان مانع گفت‌وگو و همزیستی پایدار است،
•        و نهایتاً انزوای اجتماعی زنان که با هر بحران تازه، عمق بیشتری می‌یابد.
دراین نشست تاکید شد؛ بدون اصلاح نگاه‌ها، تقویت شبکه‌های حمایتی و ایجاد پل‌های واقعی ارتباطی، نه تنها بحران بازگشت حل نخواهد شد، بلکه مهاجرت دوباره به شکلی گسترده‌تر رخ خواهد داد؛ این بار، نه به سوی ایران، بلکه به سوی مقصدهایی که مهاجران احساس کنند واقعاً «خانه دوم» آن‌هاست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *