گزارش نشست “سایه نفت بر کودتا”
بازدیدها: 104
گزارش و متن سخنرانی دکتر امیر هوشنگ میرکوشش مدیر گروه روابط بین الملل انجمن علمی مطالعات صلح ایران
در نشست”سایه نفت بر کودتا” در روز سه شنبه ۲۸ مرداد ماه در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
ژئوپلیتیک انرژی در خاورمیانه: از سلطه نفت تا ظهور انرژیهای تجدیدپذیر
مقدمه
خاورمیانه در قرن بیستم و بیستویکم، یکی از مهمترین کانونهای ژئوپلیتیکی جهان بوده است؛ منطقهای که بخش قابلتوجهی از ذخایر نفت و گاز جهان را در خود جای داده و نقش تعیینکنندهای در شکلگیری نظم بینالملل ایفا کرده است. سلطه نفت بر معادلات اقتصادی و امنیتی این منطقه، زمینهساز تحولات بزرگی همچون کودتای ۱۳۳۲ ایران، بحرانهای نفتی دهه ۱۹۷۰، و جنگهای متعدد در خلیج فارس بوده است. با این حال، در دهههای اخیر، ظهور انرژیهای تجدیدپذیر و پیشرفت فناوریهای مرتبط، چشمانداز تازهای از رقابت و همکاری در خاورمیانه ترسیم کرده است. گذار انرژی، علاوه بر پیامدهای اقتصادی، میتواند موازنه قدرت در منطقه و روابط آن با قدرتهای بزرگ را دگرگون سازد. این مقاله با بهرهگیری از رویکرد تحلیلی–توصیفی و بر پایه دادههای ثانویه، به بررسی ژئوپلیتیک انرژی خاورمیانه از دوران سلطه نفت تا عصر انرژیهای تجدیدپذیر میپردازد. چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر نظریههای ژئوپلیتیک کلاسیک و مدرن، همراه با رویکرد گذار انرژی است. یافتهها نشان میدهد که اگرچه نفت همچنان ستون فقرات اقتصاد منطقه باقی مانده، اما روند رو به رشد سرمایهگذاری در انرژیهای نو، بهویژه انرژی خورشیدی و هیدروژن سبز، میتواند تا افق ۲۰۵۰ نقشه ژئوپلیتیکی خاورمیانه را بهطور بنیادین تغییر دهد.
خاورمیانه از ابتدای قرن بیستم تاکنون همواره یکی از کانونهای اصلی ژئوپلیتیک انرژی بوده است؛ منطقهای که بیش از نیمی از ذخایر نفتی متعارف جهان و بخش قابلتوجهی از منابع گازی را در خود جای داده است . اهمیت ژئوپلیتیکی خاورمیانه نهتنها ناشی از حجم عظیم ذخایر انرژی، بلکه ناشی از موقعیت ژئواستراتژیک آن است؛ گذرگاههایی چون تنگه هرمز، بابالمندب و کانال سوئز بهعنوان شریانهای حیاتی تجارت انرژی جهانی عمل میکنند. همین موقعیت ویژه سبب شده که قدرتهای بزرگ جهانی، بهویژه بریتانیا، ایالات متحده و بعدها شوروی و روسیه، در طول قرن بیستم و بیستویکم همواره درگیر رقابت و مداخله در امور منطقه باشند. از ملیشدن صنعت نفت ایران و کودتای ۱۳۳۲ علیه دولت دکتر مصدق، تا جنگهای خلیج فارس و بحرانهای اخیر یمن و سوریه، همگی بهنوعی با مسئله انرژی و امنیت عرضه آن پیوند خوردهاند.
با این حال، معادلات ژئوپلیتیکی انرژی در حال دگرگونی است. تغییرات اقلیمی، فشارهای بینالمللی برای کاهش انتشار کربن و توسعه فناوریهای نوین انرژی، زمینهساز «گذار انرژی» در سطح جهانی شده است. انرژیهای تجدیدپذیر، بهویژه انرژی خورشیدی و بادی، هیدروژن سبز و فناوریهای ذخیرهسازی انرژی، بهتدریج در حال تبدیل شدن به بازیگران جدید صحنه انرژی هستند. این تحول میتواند نهتنها الگوی مصرف و تولید انرژی در جهان را تغییر دهد، بلکه ژئوپلیتیک جهانی و منطقهای را نیز تحت تأثیر قرار دهد .ژئوپلیتیک انرژی خاورمیانه از منظر گذار انرژی، ضرورتی علمی و راهبردی برای درک تحولات نظم بینالملل آینده به شمار میرود.
چارچوب نظری ـ تحلیلی
این پژوهش از نظریه چرخه قدرت (Power Cycle Theory) بهعنوان چارچوب نظری بهره میگیرد. بر اساس این نظریه، قدرت دولتها در نظام بینالملل تابعی از تغییرات نسبی در توان اقتصادی، فناوری و ژئوپلیتیکی است و این تغییرات میتواند به گذارها، بیثباتیها و بازترسیم نظم جهانی منجر شود. نظریه چرخه قدرت نخستین بار توسط چارلز دوران در دهه ۱۹۸۰ مطرح شد. این نظریه تلاش میکند تا با استفاده از شاخصهای کمی و کیفی، تغییرات قدرت نسبی بازیگران اصلی در نظام بینالملل را توضیح دهد. فرض اصلی آن است که قدرت کشورها در طول زمان در قالب منحنیهایی صعودی یا نزولی تغییر میکند و این تغییرات در مقاطع خاص میتواند به بازترسیم روابط بینالملل و حتی وقوع بحرانهای بزرگ منجر شود.
بر اساس این نظریه، کشورها در چرخهای از مراحل مختلف قدرت قرار میگیرند:
- صعود تدریجی: کشور در حال افزایش قدرت اقتصادی، فناورانه و ژئوپلیتیکی است.
- اوج قدرت: کشور در بالاترین سطح ظرفیتهای خود قرار دارد.
- نقطه چرخش (Turning Point): مرحلهای حساس که در آن رشد قدرت کند یا متوقف میشود و امکان افول نسبی یا تغییر مسیر وجود دارد.
- افول یا بازتعریف نقش: کشور جایگاه خود را در نظام بینالملل بازتعریف میکند یا به سطحی پایینتر سقوط میکند.
کاربرد نظریه در ژئوپلیتیک انرژی
ژئوپلیتیک انرژی بهشدت با تغییرات چرخه قدرت کشورها گره خورده است. از زمان کشف و بهرهبرداری نفت در خاورمیانه، کشورهای منطقه از طریق درآمدهای نفتی جایگاه خاصی در نظام بینالملل پیدا کردند. سلطه نفت باعث شد که ایالات متحده، اروپا و بعدها چین بهطور مستمر در این منطقه حضور و نفوذ داشته باشند. اما ظهور انرژیهای تجدیدپذیر، بهویژه پس از توافق پاریس (۲۰۱۵)، موجب تغییر در منحنی قدرت کشورهایی شد که اقتصادشان بر نفت استوار است.
- کشورهای نفتی خاورمیانه (مانند عربستان، ایران، عراق): در حال تجربه نقطه چرخش هستند؛ زیرا اگرچه هنوز قدرت نفتی دارند، اما تقاضای جهانی رو به کاهش است و این امر تهدیدی برای ادامه روند صعودی آنان به شمار میرود.
- کشورهای پیشرو در فناوری انرژیهای پاک (مانند چین و اتحادیه اروپا): در حال تجربه صعود سریع در منحنی قدرت هستند، چرا که آینده انرژی بهتدریج به سمت منابع پاک حرکت میکند.
- ایالات متحده: با وجود منابع شیل و سرمایهگذاری در تجدیدپذیرها، در تلاش است که موقعیت هژمونیک خود را در مدیریت نظم انرژی حفظ کند.
چرخه قدرت و گذار انرژی در خاورمیانه
- مرحله سلطه نفت (۲۰۰۰ تا ۲۰۲۰): کشورهای خاورمیانه با درآمدهای نفتی در اوج منحنی قدرت انرژی قرار داشتند.
- مرحله گذار (۲۰۲۰ تا ۲۰۳۵): تقاضای جهانی نفت بهویژه در اروپا و شرق آسیا کاهش مییابد و انرژیهای تجدیدپذیر رشد میکنند. این مقطع همان «نقطه چرخش» برای بسیاری از کشورهای منطقه است.
- مرحله بازتعریف نقش (پس از ۲۰۳۵): کشورهایی که توانسته باشند با سرمایهگذاری در فناوریهای نوین، نقش تازهای در بازار جهانی انرژی به دست آورند (مثلاً تولید هیدروژن سبز در عربستان و امارات یا توسعه انرژی خورشیدی در ایران)، میتوانند دوباره وارد فاز صعود شوند؛ اما کشورهایی که صرفاً به نفت تکیه دارند، دچار افول خواهند شد.
نظریه چرخه قدرت کمک میکند تا درک کنیم که تحولات انرژی نهتنها اقتصادی بلکه ژئوپلیتیکی و امنیتیاند. اگر کشورهای خاورمیانه نتوانند از نقطه چرخش عبور کنند، جایگاه آنان در نظم جهانی آینده به شدت کاهش خواهد یافت و در مقابل، قدرتهای فناوریمحور (چین، اتحادیه اروپا، آمریکا) صعود بیشتری خواهند داشت. بنابراین، آینده ژئوپلیتیک انرژی در خاورمیانه با آینده چرخه قدرت جهانی درهم تنیده است.
یافته ها و تحلیل: از سلطه نفت تا ظهور انرژیهای تجدیدپذیر
۱. سلطه تاریخی نفت در ژئوپلیتیک خاورمیانه
از زمان کشف نفت در ایران (۱۹۰۸) و سپس عربستان (۱۹۳۸)، خاورمیانه به کانون اصلی تولید و صادرات نفت جهان بدل شد. در طول قرن بیستم، سه عنصر اصلی باعث تثبیت جایگاه این منطقه در ژئوپلیتیک جهانی شدند:
- حجم عظیم ذخایر: خاورمیانه حدود ۴۸٪ از ذخایر اثباتشده نفت جهان را در اختیار دارد.
- هزینه پایین استخراج: هزینه تولید هر بشکه نفت در عربستان و کویت کمتر از ۱۰ دلار است، درحالیکه در بسیاری از مناطق دیگر (مثلاً شیل آمریکا) بیش از ۴۰ دلار هزینه دارد.
- موقعیت ژئوپلیتیکی: تنگه هرمز و بابالمندب بهعنوان شاهراههای انرژی، به منطقه اهمیتی مضاعف دادهاند.
بر این اساس، کشورهای خاورمیانه طی دههها در «اوج منحنی قدرت انرژی» قرار داشتند و توانستند نقش تعیینکنندهای در اقتصاد جهانی، امنیت انرژی غرب، و حتی سیاستهای کلان بینالمللی ایفا کنند.
۲. شکنندگی نظم نفتی و بحرانهای مکرر
اگرچه سلطه نفت قدرت زیادی برای خاورمیانه به همراه داشت، اما این قدرت به دلایل زیر شکننده بود.
- وابستگی شدید به صادرات نفتی: بیش از ۷۰٪ بودجه دولتهای منطقه وابسته به نفت است.
- نوسانات بازار: شوک نفتی ۱۹۷۳ و سقوط قیمتها در ۱۹۸۶، نمونههایی از آسیبپذیری اقتصادهای نفتی هستند.
- مداخلات خارجی: از کودتای ۱۹۵۳ در ایران تا جنگ عراق-کویت (۱۹۹۰) همگی بهطور مستقیم با نفت پیوند داشتند.
در چارچوب نظریه چرخه قدرت، میتوان گفت کشورهای منطقه علیرغم برخورداری از اوج قدرت نفتی، همواره در معرض تهدید «نقطه چرخش» بودهاند؛ چرا که ساختار قدرت آنها بر یک منبع محدود و پرریسک بنا شده است.
۳. آغاز گذار انرژی جهانی
از اوایل قرن بیستویکم، بهویژه پس از امضای توافق پاریس (۲۰۱۵)، روندی جهانی در جهت کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی آغاز شد. عوامل این تحول عبارتاند از:
- بحران اقلیمی: تغییرات آبوهوایی و تعهد کشورها به کاهش انتشار کربن.
- پیشرفت فناوری: کاهش هزینه تولید انرژی خورشیدی و بادی تا کمتر از هزینه برق تولیدشده از گاز طبیعی.
- امنیت انرژی: تمایل اروپا و آسیا به تنوعبخشی به منابع و کاهش وابستگی به نفت خاورمیانه.
- تحولات ژئوپلیتیکی: جنگ اوکراین و تحریم انرژی روسیه، محرکی مضاعف برای سرمایهگذاری در تجدیدپذیرها بود.
این روند، خاورمیانه را به «نقطه چرخش تاریخی» رسانده است؛ نقطهای که در آن، نفت دیگر تضمینکننده موقعیت ژئوپلیتیک سنتی کشورها نخواهد بود.
۴. موقعیت کشورهای نفتی خاورمیانه
الف) عربستان سعودی
- همچنان بزرگترین صادرکننده نفت جهان است.
- با طرح «چشمانداز ۲۰۳۰»، بهدنبال تنوعبخشی به اقتصاد و سرمایهگذاری در انرژی خورشیدی و هیدروژن سبز است.
- اگر این پروژهها موفق شود، عربستان میتواند از نقطه چرخش عبور کرده و در نظم انرژی آینده جایگاهی تازه پیدا کند.
ب) ایران
- ذخایر عظیم نفت و گاز دارد، اما بهدلیل تحریمها، سرمایهگذاری خارجی و فناوریهای نوین انرژی در دسترس نیست.
- ایران ظرفیت بالایی در انرژی خورشیدی و بادی دارد (بهویژه مناطق کویری و سواحل جنوبی)، اما بهرهبرداری اندک است.
- در چارچوب چرخه قدرت، ایران در معرض خطر افول ژئوپلیتیک انرژی است مگر آنکه سیاستی فعال در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر اتخاذ کند.
ج) امارات متحده عربی
- بهعنوان یکی از پیشروترین کشورهای منطقه در انرژیهای تجدیدپذیر شناخته میشود.
- پروژه «مصدر»[۱] و میزبانی [۲]COP28، جایگاه امارات را بهعنوان بازیگر جدید در دیپلماسی انرژی تثبیت کرده است.
- امارات تلاش دارد چرخه قدرت خود را از نفت به انرژیهای نوین منتقل کند.
د) عراق و کویت
- همچنان به نفت وابستهاند و چشمانداز روشنی برای تنوع انرژی ندارند.
- در صورت کاهش تقاضای جهانی، بیشترین آسیب را خواهند دید.
۵. پیامدهای ژئوپلیتیک گذار انرژی
۱. کاهش اهمیت استراتژیک تنگه هرمز: با کاهش وابستگی جهان به نفت خاورمیانه، اهمیت ژئوپلیتیکی این آبراه کاهش خواهد یافت.
۲. تضعیف قدرت چانهزنی اوپک: اوپک که زمانی تعیینکننده قیمت نفت بود، جایگاه خود را بهتدریج از دست میدهد.
۳٫ظهور قدرتهای جدید انرژی: کشورهایی که در انرژیهای خورشیدی، بادی، هیدروژنی و باتریهای ذخیرهسازی پیشرو هستند (مانند چین و آلمان)، به قدرتهای ژئوپلیتیک آینده بدل میشوند.
۴٫افزایش شکاف درونمنطقهای: کشورهایی که بهسرعت خود را با نظم جدید تطبیق دهند (مثل امارات و عربستان) از دیگر کشورها (مثل عراق و ایران) جلو خواهند افتاد.
۵٫ ابعاد امنیتی جدید: احتمال شکلگیری رقابتهای تازه بر سر منابع استراتژیک موردنیاز انرژیهای پاک، مانند لیتیوم و کبالت.
۶. سناریوهای محتمل تا ۲۰۳۵
با توجه به نظریه چرخه قدرت، میتوان سه سناریوی اصلی ترسیم کرد:
- سناریوی اول (افول نفتی): کشورهای منطقه نتوانند بهموقع وارد بازار تجدیدپذیر شوند و در نتیجه قدرت ژئوپلیتیک خاورمیانه بهشدت کاهش یابد.
- سناریوی دوم (بازتعریف نقش): برخی کشورها (مانند عربستان و امارات) موفق به انتقال چرخه قدرت خود شوند و همچنان نقش مهمی در نظم انرژی جهانی داشته باشند.
- سناریوی سوم (دوگانه انرژی): ترکیبی از نفت و تجدیدپذیرها، که طی آن منطقه بخشی از اهمیت خود را حفظ میکند، اما دیگر نقش هژمونیک گذشته را ندارد.
نتیجه گیری
تحلیل حاضر نشان می دهد که ژئوپلیتیک خاورمیانه تا امروز بر محور سلطه نفت شکل گرفته است. این منطقه طی بیش از یک قرن، از طریق کنترل منابع انرژی و مسیرهای ترانزیتی، نقش کلیدی در امنیت انرژی جهان و نظم بینالملل ایفا کرده است. بااینحال، گذار انرژی جهانی – که با بحران اقلیمی، پیشرفتهای فناورانه، و فشارهای ژئوپلیتیکی همراه است – در حال جابجایی تدریجی چرخه قدرت از نفت به انرژیهای تجدیدپذیر است.مطابق نظریه چرخه قدرت، خاورمیانه در حال ورود به یک نقطه چرخش تاریخی است؛ نقطهای که در آن، قدرت نفتی دیگر ضامن استمرار نقش ژئوپلیتیک سنتی نخواهد بود. آینده منطقه در افق ۲۰۳۵ به توانایی کشورها در انطباق با این تحولات بستگی دارد.
پیامدها برای ایران
ایران از یکسو دارای ذخایر عظیم نفت و گاز است و از سوی دیگر ظرفیت بالقوه بالایی در انرژیهای تجدیدپذیر (خورشیدی، بادی، زمینگرمایی) دارد. بااینحال، چالشهایی جدی پیشروی کشور است:
- تحریمها و محدودیت سرمایهگذاری خارجی مانع توسعه زیرساختهای نوین شدهاند.
- تمرکز بودجهای بر نفت و گاز باعث غفلت از تنوعبخشی انرژی شده است.
- ضعف در دیپلماسی انرژی موجب شده ایران نقش فعالی در روندهای جهانی انرژی ایفا نکند.
اگر ایران نتواند از این فرصت تاریخی بهره گیرد، خطر قرار گرفتن در مسیر افول ژئوپلیتیک انرژی بسیار جدی خواهد بود.
[۱] پروژه مصدر به شهر مصدر اشاره دارد، شهری پایدار و زیستمحیطی در حال ساخت در امارات متحده عربی، نزدیک ابوظبی، که با هدف تبدیل شدن به یک کلانشهر بدون کربن و کاهش قابل توجه مصرف آب طراحی شده است. این شهر میزبان آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر (IRENA) است و به عنوان قطبی برای شرکتهای فعال در حوزه انرژیهای پاک فعالیت میکند.
[۲] کنفرانس تغییرات اقلیمی ۲۰۲۳ سازمان ملل متحد یا کنفرانس اعضای کنوانسیون سازمان ملل درباره چارچوب تغییر اقلیم، که بیشتر به عنوان کوپ۲۸ (COP28)[۱] نامیده میشود، بیست و هشتمین کنفرانس تغییرات اقلیمی سازمان ملل متحد بود که از ۳۰ نوامبر تا ۱۲ دسامبر ۲۰۲۳ در اکسپو ۲۰۲۰، دبی برگزار شد این کنفرانس سالانه از زمان اولین توافقنامه آبوهوای سازمان ملل در سال ۱۹۹۲ برگزار میشود.

