گزارش سخنرانی دکتر موسی اکرمی در پیش نشست نهمین همایش سالانهی انجمن علمی مطالعات صلح ایران (بنیادهای هستیشناختی و شناختشناختی و روششناختی مکتب ایرانی صلح)
بازدیدها: 21
گزارش سخنرانی دکتر موسی اکرمی
در پیش نشست نهمین همایش سالانهی انجمن علمی مطالعات صلح ایران (بنیادهای هستیشناختی و شناختشناختی و روششناختی مکتب ایرانی صلح)
بنیادهای معرفتی و فرهنگی پیوند میان نوروز، گاهشماری ایرانی و صلح
بر پایهی سخنرانی در پنجمین پیش نشست نهمین همایش سالانهی انجمن علمی مطالعات صلح ایران (بنیادهای هستیشناختی و شناختشناختی و روششناختی مکتب ایرانی صلح)، با فرنام «نوروز نماد همگرایی فرهنگ و سیاست در برساختن مکتب ایرانی صلح»، در همکاری گروه «روابط بین الملل» و گروه «منطقهی نوروز» انجمن علمی مطالعات صلح ایران و کتابخانهی مرکزی دانشگاه علامه طباطبایی، یکشنبه، ۹ آذر ماه ۱۴۰۴
پیوند نوروز، گاهشماری ایرانی و صلح، از سطح یک پیوند آیینی یا فرهنگی فراتر میرود و به لایههای ژرف جهانبینی ایرانی، شیوهی فهم زمان، نظام دانش نجومی، و اخلاق همزیستی امتداد مییابد. این ارتباط سهگانه، بر بنیادهائی معرفتی و فرهنگی استوار است که از دوران ایرانِ باستان تا امروز، تداوم یافته و در هر دوره، صورتبندی تازهای بهخود گرفته است. بررسی این پیوند، نشان میدهد که چگونه یک جشن طبیعی-تقویمی، به بستری برای بازتولید مفاهیم صلح، نظم و همزیستی پایدار تبدیل شده است.
۱. نوروز چونان توازن کیهانی و نماد صلح هستیشناختی
نوروز بر پایهی لحظهی دقیق اعتدال بهاری، یعنی عبور مرکز خورشید از نقطهی اعتدال بهاری در حرکت ظاهری سالانهاش بر منطقهالبروج، تعیین میشود، لحظهای که در آن طول روز و شب برابر میشوند و خورشید وارد نقطهی اعتدال میگردد. این توازن، در سنتهای معرفتی ایران باستان بهعنوان بازگشت جهان به «وضع موزون» خوانده شده است. در اوستا، متون پهلوی، و سپس در آثار حکمای اسلامی–ایرانی، توجه به سامان کیهانی و توازن طبیعی اهمیت بسیار دارد. نوروز، در این معنای ژرف، نه تنها آغاز سال بلکه یادآور یک حقیقت هستیشناختی است: اینکه صلح زمانی ممکن میشود که نیروهای متقابل در وضعیت تعادل قرار گیرند. این نگاه، صلح را از سطح یک توافق اجتماعی به سطح یک ضرورت متافیزیکی و کیهانی ارتقا میدهد.
۲. گاهشماری ایرانی؛ دانش زمانسنجی و بنیاد معرفتی نظم و صلح اجتماعی
گاهشماری ایرانی، که امروزه در قالب تقویم هجری خورشیدی تداوم دارد، دقیقترین نظام زمانسنجی در تاریخ تمدنها است. تقویمی که لحظهی تحویل سال را بر اساس محاسبات اخترشناختی تعیین میکند و نه قراردادهای سیاسی یا مذهبی. این ویژگی معرفتشناختی، یک پیام فرهنگی روشن دارد: نظم اجتماعی باید بر دانش دقیق و مشاهدهی طبیعت استوار باشد.
ایرانیان از دیرباز فزون بر جشنهای ماهانه در روزهای انطباق نام ماه و نام روز – از فروردینگان در ۱۹ فروردین تا تیرگان در ۱۳ تیر و … مهرگان در ۱۶ مهر و چهار دیگان (در ۱ و ۸ و ۱۵ و ۲۳ دی) و … – و شش جش مهم گاهنباری، جشن نوروز در نخستین روز سال طبیعی (روز اعتدال بهاری) که چونان نخستین روز ماه به نام «اورمزد» نامیده میشده بزرگترین جشن سرتاسری را برگزار میکردهاند که بهراستی گرامیترین جشن در میان همهی جشنها برای همهی کسانی بوده و هست که در ایران فرهنگی میزیستهاند و میزیند.
جامعهای که زمان مشترک دارد، به تعبیر جامعهشناسان، «افق هماهنگی» نیز دارد. آغاز یگانهی سال، تاریخ مشترک جشنها، و توافق بر زمان دقیق همهی آیینها، تنشهای تقویمی را از میان میبرد و وحدت نمادین پدید میآورد. از این دیدگاه، گاهشماری ایرانی نهتنها ابزار محاسبهی زمان بلکه یکی از زیرساختهای صلح اجتماعی بوده است؛ زیرا همزمانی مراسم، چرخهی کار و کشاورزی، گردهماییها و حتی سنتهای اقتصادی را هماهنگی میبخشیده است. گاهشماری دقیق، از اختلافات کاست و فرصت همکاری بهوجود آورد.
- گاهشماری ایرانی چونان دقیقترین گاهشماری جهان
گاهشماری ایرانی نهتنها درخورترین روز، یعنی آغاز سال طبیعی، را نقطهی آغاز خود قرار داده، بلکه با کوشش برای دستیابی به طول دقیق سال خورشیدی پیشتاز همهی گاهشماریها در تعیین هر چه دقیقتر این طول است. عدد نیوکم برای طول سال اعتدالی از رابطهی زیر به دست میآید:
t= 365.242189669781 – ۶٫۱۶۱۸۷۰*۱۰-۶*T – ۶٫۴۴*۱۰-۱۰*T2
در این فرمول T تعداد سال سپری شده از اول ژانویهی سال ۱۹۰۰ است. علامت ستاره در این فرمول به معنای «ضرب در» است.
ایرانیان کوشیدهاند برای تعیین دقیق کبیسهها به روشهائی دست یابند. در دقیقترین روشی که من بر پایهی محاسبات رایانهیی استوار بر اخترشناختی و ریاضیات آن به آن دست یافتهام طول سال اعتدالی برابر است با ۲۴۲۱۹۸۵۸/۳۶۵، که به عدد پذیرفته شده از سوی زندهیادان ذبیح بهروز و استاد احمد بیرشک (یعنی ۲۴۲۱۹۸۷۹/۳۶۵، برابر با ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۹۷۵۴۵۶/۴۵ ثانیه) بسیار نزدیک است و بر پایهی آن میتوان کبیسه بودن یا نبودن هر سال و لحظهی تحویل سال را محاسبه کرد.
این، برای نمونه در برابر تقویم قراردادی مسیحی (با همهی اصلاحات پدید آمده و تبدیل تقویم یولیانوسی به گرگواری، با طول سال قراردادی ۲۴۲۲/۳۶۵ روزه، و دور بودن از عدد واقعی)، یک شاهکار محاسباتی است.
بر پایهی این محاسبات دورهی بزرگ ۲۸۲۰ سالی با زیردورههای ۱۲۸ سالی و ۱۶۱ سالی و زیرزیردورههای ۲۹ سالی و ۳۳ سالی، که در آنها هر زیرزیردوره و زیردوره و دوره با کبیسهی پنج سالی آغاز میگردد بهترین جدول محاسباتی را برای تعیین ویژگیهای هر سال در گذشته یا آینده به ما میدهد. مسئولان باید با توجه به این نکته به اصلاح قانون ناقص گاهشماری ایرانی که در دهم فروردین ماه ۱۳۰۴ مصوب شده است بپردازند. (علاقهمندان میتوانند این جستارها را در دو کتاب من، «گاهشماری ایرانی» و «مسئلهی گاهشماری ایرانی و بهترین روش کبیسهگیر در گاهشماری ایرانی»، بیابند.)
- ۴. نوروز چونان آیین فرهنگی صلح و بازسازی اجتماعی
در لایهی فرهنگی، نوروز مجموعهای از آیینها را در دل خود دارد که همگی حامل پیام صلحاند. خانهتکانی، آشتیها، دید و بازدید، هدیهدادن، تقسیم شادی و رفع کدورتها، صورتهای اجتماعی همین اصلاند: سال نوی طبیعت باید با «نوسازی روابط انسانی» همراه شود. این بازسازی سالانهی روابط، جامعه را از انباشت دشمنیها و رنجشها رها میکند و نوعی «تعادل اجتماعی» میآفریند که همسنگ اعتدال بهاری در طبیعت است. از همین رو است که در شاهنامه، نوروز معمولاً با آغاز آرامش، تثبیت اقتدار دادگرانه و بازگشت سامان به جامعه همراه است. در ادبیات عرفانی نیز نوروز نماد «نو کردن دل» و رها شدن از تیرگیها، یعنی پیششرط صلح درونی، است.
در پیوند میان میراث فرهنگی و نقش آن در ملیت با آموزههای دینی گفتنی است که در منابع دینی عصر صفوی روز نوروز با مهمترین روزهای مذهبی (از «روز» آفرینش آدم ابوالبشر تا روز پهلو گرفتن کشتی نوح در خشکی و روز رویدادی که در هجدهم ذیحجه شیعیان وقوع آن را چونان «عید غدیر» گرامی میدارند) با روز نوروز تطبیق یافتهاند
- ۵. نوروز چونان میراث صلح میانفرهنگی
نوروز امروزه میان چندین ملت / کشور در گسترهی ایران فرهنگی گرامی داشته میشود و از اینرو، کارکردی بینالمللی در ایجاد همگرایی و همزیستی دارد. ثبت جهانی نوروز در یونسکو و نامگذاری «روز جهانی نوروز» توسط سازمان ملل، نشاندهندهی ظرفیت آن برای تبدیل شدن به یک زبان مشترک صلح در منطقهای است که اغلب با تنشهای سیاسی و تاریخی شناخته میشود. نوروز در این گستره، نه جشن یک قوم، بلکه جشن «بهار جهان انسانی» است و از اینرو، حامل یک پیام فرامرزی صلح و همبستگی است. با پذیرش نوروز چونان آغاز گاهشماریها و طول سال خورشیدی اعتدالی برای آنها همهی گاهشماریهای جهان میتوانند – ضمن حفظ هر روز تاریخی ملی یا دینی چونان سرآغاز – به دقیقترین گاهشماری خورشیدی تبدیل شوند.
بدینسان گزافه نیست اگر گفته شود نوروز، گاهشماری ایرانی و صلح سه رکن یک منظومهی معرفتی-فرهنگیاند؛ منظومهای که در آن توازن طبیعت، دانش دقیق زمان و اخلاق همزیستی در هم تنیده شدهاند. نوروز تنها یک جشن نیست، بلکه یک «فلسفهی زمان» و «فرهنگ صلح» است؛ بازتابی از جهانبینی ایرانی که همزمان طبیعت، دانش و اخلاق را در یک افق واحد مینشاند و از دل این همنشینی، الگوئی پایدار برای صلح فردی، اجتماعی و میانفرهنگی عرضه میکند.

