نقش رسانهها در ترویج یا تضعیف صلح در جنگ شناختی: مطالعه تطبیقی ایران و موریتانی
بازدیدها: 16
نقش رسانهها در ترویج یا تضعیف صلح در جنگ شناختی: مطالعه تطبیقی ایران و موریتانی
یاشار عصری
چکیده
جنگ شناختی بهعنوان ابزاری نوین در منازعات معاصر، با هدف تأثیرگذاری بر ادراک و باورهای جوامع، نقش رسانهها را از ابزار اطلاعرسانی به سلاحی راهبردی تبدیل کرده است.
این پژوهش با رویکرد میانرشتهای و تطبیقی، نقش رسانهها در ترویج یا تضعیف فرهنگ صلح را در دو جامعه اسلامی متفاوت، ایران و موریتانی، بررسی میکند.
چارچوب نظری پژوهش مبتنی بر نظریه جنگ نرم، ارتباطات انتقادی هابرماس و نظریه صلح مثبت گالتونگ است.
دادهها از تحلیل محتوای رسانهای و شبکههای اجتماعی استخراج شده و روش تحقیق ترکیبی است.
یافتهها نشان میدهد که رسانههای بومی در هر دو کشور نقش مهمی در مقاومت در برابر جنگ شناختی و ترویج روایتهای صلحمحور ایفا میکنند،
اگرچه الگوها و ظرفیتها به دلیل تفاوت ساختاری رسانهها و بستر اجتماعی متفاوت است.
این مقاله بر اهمیت تقویت رسانههای ملی و بومی برای کاهش تنشهای شناختی و ارتقای صلح در جهان اسلام تأکید دارد.
مقدمه
گسترش فناوریهای ارتباطی و دیجیتال، ابعاد جدیدی به میدان منازعات جهانی افزوده است که تحت عنوان «جنگ شناختی» شناخته میشود.
در این نوع جنگ، نبرد بر سر کنترل ذهنها، ادراکات و نظامهای ارزشی جوامع جریان دارد و رسانهها بهعنوان سلاحهایی راهبردی ایفای نقش میکنند.
در جوامع اسلامی، چالش این جنگ شناختی به دلیل حضور جریانهای افراطی، رسانههای غربی با رویکرد منفینگر، و تنوع ساختارهای رسانهای، پیچیدهتر است.
ایران و موریتانی به عنوان دو نمونه از جوامع اسلامی با ساختارهای متفاوت رسانهای و اجتماعی، فرصت مناسبی برای مطالعه تطبیقی نقش رسانهها در این زمینه فراهم میکنند
.
این پژوهش در پی پاسخ به این سؤال است که چگونه رسانهها در این دو کشور میتوانند با ترویج یا تضعیف صلح، بر بستر جنگ شناختی تأثیر بگذارند و چه الگوهای رسانهای در هر کدام قابل شناسایی است.
چارچوب نظری و پیشینه پژوهش
جنگ شناختی و جنگ نرم
جنگ شناختی به معنای تأثیرگذاری هدفمند بر باورها، ادراکات و هیجانات است که رسانهها به عنوان ابزار کلیدی در آن عمل میکنند (Richards, 2016).
نظریه جنگ نرم، نفوذ فرهنگی-روانی را بر تضعیف ساختارهای فکری و هویتی جوامع تمرکز دارد (Nye, 2004).
این دو نظریه بستر تحلیلی مناسبی برای بررسی عملکرد رسانهها در جوامع اسلامی فراهم میآورند.
ارتباطات انتقادی و نظریه کنش ارتباطی
هابرماس (۱۹۸۴) معتقد است رسانهها میتوانند زمینهساز عقلانیت ارتباطی و گفتوگوی آزاد یا بالعکس، بازتولید خشونت نمادین و انسداد گفتوگو باشند.
رسانههای مسئول به تقویت گفتوگو و همفهمی اجتماعی کمک میکنند و رسانههای نامسئول، بستر بحران و تعارض را فراهم میسازند.
نظریه صلح مثبت
گالتونگ (۱۹۹۶) صلح را فراتر از عدم وجود جنگ میداند و عدالت، همدلی و ساختارهای حمایتی را عناصر کلیدی صلح مثبت میشناسد.
رسانهها در بازنمایی این مولفهها نقش مهمی ایفا میکنند و میتوانند صلح مثبت را تقویت یا تضعیف کنند.
پیشینه پژوهش
مطالعات متعددی به بررسی نقش رسانهها در جنگهای مدرن پرداختهاند (Fawzi, 2018؛ Khamis & Vaughn, 2011).
در ایران، تحقیقات نشان دادهاند که رسانههای بومی با روایتهای ملیگرایانه میتوانند مقاومت در برابر جنگ شناختی را تقویت کنند (Ahmadi, 2020).
در موریتانی، پژوهشها بر انسجام اجتماعی و نقش محدود رسانهها در بازنمایی هویت تأکید دارند (Diop, 2019).
روششناسی
این پژوهش با رویکرد ترکیبی انجام شده است:
تحلیل محتوای کیفی رسانههای رسمی، دیجیتال و اجتماعی در ایران و موریتانی (۱۳۹۹-۱۴۰۳ / ۲۰۲۰-۲۰۲۴).
تحلیل شبکههای اجتماعی برای سنجش میزان و کیفیت انتشار محتوای صلحمحور و خشونتزده.
مطالعه تطبیقی برای شناسایی تفاوتها و شباهتهای ساختار رسانهای و اثرگذاری در دو کشور.
واحد تحلیل، محتوای متنی، تصویری و ویدیویی مرتبط با موضوع صلح و جنگ شناختی است.
دادهها از طریق پلتفرمهای رسمی و فضای مجازی استخراج و با نرمافزارهای NVivo و Gephi تحلیل شدهاند.
یافتهها و تحلیل تطبیقی
ایران
رسانههای ایرانی با وجود فشارهای جنگ شناختی خارجی، ظرفیت قابل توجهی برای تولید روایتهای صلحمحور دارند.
شبکه ملی اطلاعات و رسانههای بومی با تأکید بر عدالت اجتماعی، مقاومت ملی و صلح، به مقابله با پروپاگانداهای خشونتآمیز پرداختهاند.
با این حال، سرعت و شدت انتشار پیامهای منفی گاهی چالشزا است.
موریتانی
رسانههای موریتانی ساختار محدودتری دارند اما انسجام اجتماعی بالاتر، مقاومت شناختی قابل توجهی ایجاد کرده است.
رسانهها بیشتر بر هویت جمعی و پیامهای همبستگی تأکید دارند و از گفتمان صلح مثبت بهرهمند شدهاند.
جدول مقایسهای (نمونه)
شاخص ؛
ساختار رسانه ای :
ایران = پیچبده دولتی ،نیمه دولتی
موریتانی= محدود، محلی و سنتی
ظرفیت رسانهای صلح
ایران = بالا (شبکه ملی اطلاعات)
موریتانی =متوسط (انسجام اجتماعی قوی)
شدت جنگ شناختی
ایران = بالا
موریتانی = متوسط
الگوی بازنمایی صلح
ایران = ملیگرایانه، عدالتمحور
موریتانی = جمعی، همبستگیمحور
سرعت انتشار پیامها
ایران =سریع (شکست در مهار برخی پروپاگانداها)
موریتانی= کندتر و کنترلشده
بحث و نتیجهگیری
این پژوهش نشان میدهد که رسانهها در جنگ شناختی، دو نقش متضاد ایفا میکنند؛ هم میتوانند صلح را تضعیف کنند و هم نقش مقاومتی در ترویج صلح داشته باشند.
تفاوت ساختاری رسانهها و ویژگیهای اجتماعی، الگوهای متفاوتی از مقاومت شناختی و بازنمایی صلح را در ایران و موریتانی شکل داده است.
تقویت رسانههای بومی و تولید محتوای صلحمحور، کلید کاهش تنشهای شناختی و گسترش صلح مثبت در جهان اسلام است.
پیشنهادات
حمایت از توسعه زیرساختهای رسانهای بومی و شبکه ملی اطلاعات
آموزش و ترویج رسانه مسئول و اخلاقمدار مبتنی بر اصول صلح مثبت
پژوهشهای آینده با رویکرد کمی و تحلیل دادههای طولی جهت سنجش اثرات بلندمدت رسانهها
تقویت همکاریهای منطقهای و بینالمللی در مقابله با جنگ شناختی
پاینده ، سرفراز ایران

