انجمن علمی مطالعات صلح ایران
برترویژهیادداشت صلح

صلح ایرانی در برابر تجاوز اسرائیل

اخبار انجمن را همرسانی کنید.

بازدیدها: 127

صلح ایرانی در برابر تجاوز اسرائیل
بازخوانی دکترین امنیتی جمهوری اسلامی در منازعه جدید غرب آسیا
چکیده
در منازعه پرتنش غرب آسیا، جمهوری اسلامی ایران رویکردی امنیتی را دنبال می‌کند که در برابر تجاوزهای مکرر رژیم صهیونیستی، نه بر جنگ‌افروزی بلکه بر بازدارندگی هوشمند و صلح مقاومتی تکیه دارد. در پرتو جنگ دوازده‌روزه میان ایران و اسرائیل در سال ۲۰۲۵، این مقاله به بررسی مؤلفه‌های اصلی دکترین امنیتی ایران می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه این دکترین در برابر راهبرد تجاوزکارانه اسرائیل، کارکرد بازدارنده و تثبیت‌کننده داشته است.
این نوشتار با تحلیل تطبیقی تحولات اخیر، تأکید می‌کند که دکترین امنیتی ایران، تلفیقی از بازدارندگی فعال، عمق راهبردی منطقه‌ای، و جنگ روایت‌هاست که در قالب «صلح ایرانی» به‌منظور مدیریت تهدیدات و حفظ موقعیت راهبردی کشور در سطح منطقه‌ای دنبال می‌شود.
مقدمه
در دهه‌های اخیر، منطقه غرب آسیا شاهد رقابت و منازعه فزاینده میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم اسرائیل بوده است؛ رقابتی که از مرزهای سنتی جنگ‌های نیابتی عبور کرده و در سال ۲۰۲۵ برای نخستین‌بار به تقابل مستقیم نظامی (جنگ دوازده‌روزه) انجامیده است. در این میان، سیاست امنیتی جمهوری اسلامی ایران از الگوی صرفاً دفاعی فاصله گرفته و به‌سمت بازدارندگی فعال و راهبرد مقاومت هوشمند سوق یافته است.
این مقاله بر آن است تا با بازخوانی دکترین امنیتی جمهوری اسلامی، نشان دهد که ایران در برابر تجاوز اسرائیل، نه بر منطق جنگ پیش‌دستانه یا تسلیم منفعلانه، بلکه بر صلحی مقاومتی مبتنی بر توان بومی، حضور منطقه‌ای، و کنترل روایت‌ها تکیه دارد.
۱. دگرگونی مفهوم امنیت در سیاست منطقه‌ای ایران
پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷، مفهوم امنیت در سیاست خارجی ایران از الگوی سنتی مبتنی بر اتحاد با قدرت‌های فرامنطقه‌ای فاصله گرفت و جای خود را به الگویی داد که در آن، امنیت از درون منطقه و از طریق تقویت ظرفیت‌های بومی تعریف می‌شود. در این نگاه، امنیت نه حاصل تسلیحات پیشرفته یا پیمان‌های ائتلافی، بلکه حاصل توان بازدارندگی مستقل، مشروعیت داخلی، و نفوذ منطقه‌ای است.
از اواخر دهه ۱۳۹۰، به‌ویژه پس از ترور سردار قاسم سلیمانی و حملات اسرائیل به مواضع ایران در سوریه، تهران به بازنگری در دکترین امنیتی خود پرداخت. این بازنگری به تقویت سه مؤلفه انجامید:
۱. بازدارندگی فعال؛
۲. عمق راهبردی منطقه‌ای؛
۳. جنگ رسانه‌ای ـ ادراکی برای مدیریت افکار عمومی داخلی و جهانی.
۲. مؤلفه‌های دکترین امنیتی ایران در برابر اسرائیل
الف) بازدارندگی فعال
در چارچوب بازدارندگی فعال، جمهوری اسلامی ایران تلاش می‌کند تا از طریق پاسخ‌های محدود، هدفمند و کنترل‌شده، هزینه هرگونه تجاوز را برای طرف مقابل افزایش دهد. حمله موشکی دقیق ایران به پایگاه‌های نظامی اسرائیل پس از حمله به کنسولگری‌اش در دمشق، نمونه‌ای از این الگوی بازدارندگی بود. این پاسخ، نه به‌قصد گسترش جنگ بلکه برای تثبیت موازنه تهدید طراحی شد.
ب) عمق راهبردی منطقه‌ای
ایران با اتکا به شبکه‌ای از متحدان منطقه‌ای شامل حزب‌الله در لبنان، انصارالله در یمن، حشدالشعبی در عراق و گروه‌های مقاومت در فلسطین، عمق استراتژیک خود را در غرب آسیا توسعه داده است. این ساختار منطقه‌ای، نوعی بازدارندگی غیرمستقیم علیه اسرائیل ایجاد کرده و امکان دفاع غیرمرکزی در برابر حملات احتمالی را فراهم کرده است.
ج) صلح مقاومتی
مفهوم «صلح ایرانی» بر مبنای مقاومت در برابر سلطه، نه جنگ‌افروزی، شکل گرفته است. ایران همواره اعلام کرده که آغازگر جنگ نخواهد بود، اما در صورت تجاوز، پاسخ قاطع خواهد داد. این مدل، مبتنی بر عقلانیت راهبردی است که هم‌زمان تلاش می‌کند از جنگ تمام‌عیار پرهیز کند و هزینه تجاوز را بالا ببرد.
د) جنگ روایت‌ها
در سطح رسانه‌ای، ایران تلاش کرده روایت دفاع مشروع و مقابله با تجاوز را برجسته کند. در مقابل، اسرائیل در رسانه‌های غربی همواره به‌عنوان قربانی بازنمایی می‌شود. رسانه‌های ایرانی، به‌ویژه در جریان جنگ دوازده‌روزه، کوشیدند از طریق مستندسازی، تحلیل‌گری‌های راهبردی و پیام‌های تصویری، روایت مقاومت را جهانی کنند.
۳. جنگ دوازده‌روزه: آزمونی برای دکترین امنیتی ایران در آوریل ۲۰۲۴ در پی حمله اسرائیل به کنسولگری ایران در دمشق و ترور فرماندهان سپاه قدس، جمهوری اسلامی برای نخستین‌بار به‌صورت مستقیم وارد تقابل نظامی محدود با اسرائیل شد. این جنگ که دوازده روز به طول انجامید، یک نقطه عطف در ژئوپلیتیک منطقه‌ای به‌شمار می‌رود. در طول این جنگ، ایران از حمله گسترده و همه‌جانبه پرهیز کرد، اما با حملات موشکی نقطه‌زن و عملیات سایبری، توانست موازنه‌ای روانی و راهبردی علیه اسرائیل ایجاد کند.
تحلیل این منازعه نشان می‌دهد که دکترین امنیتی ایران توانسته در سه حوزه موفق عمل کند:
بازدارندگی نسبی از تداوم حملات اسرائیل؛
حفظ حمایت منطقه‌ای از محور مقاومت؛
مدیریت نسبی افکار عمومی داخلی در شرایط اضطرار جنگی.
۴. چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌روی دکترین امنیتی ایران
چالش‌ها:
فشار فزاینده بین‌المللی برای مهار برنامه‌های دفاعی ایران؛
تضعیف برخی بازیگران هم‌پیمان در محور مقاومت؛
پیچیدگی اداره هم‌زمان جنگ رسانه‌ای، سیاسی و میدانی.
فرصت‌ها:
افزایش مشروعیت منطقه‌ای ایران به‌عنوان بازیگری که در برابر اسرائیل ایستاده؛
تحکیم جایگاه ایران در محور مقاومت؛
فرصت برای بازتعریف «صلح عادلانه» در گفتمان جهانی، خارج از چارچوب صلح آمریکایی ـ صهیونیستی.
نتیجه‌گیری
دکترین امنیتی جمهوری اسلامی ایران در منازعه جدید غرب آسیا، بیش از آن‌که تهاجمی باشد، بازدارنده و مقاومتی است. ایران با اتکا به شبکه متحدان منطقه‌ای، توان دفاع موشکی و کنشگری فعال رسانه‌ای، تلاش دارد الگوی جدیدی از «صلح مقاومتی» را در برابر پروژه تجاوز اسرائیلی تعریف کند. تجربه جنگ دوازده‌روزه نشان داد که این دکترین قابلیت اجرایی دارد، اما برای استمرار آن، ایران نیازمند تقویت مشروعیت بین‌المللی، بازسازی روایت‌ها، و توسعه منابع بازدارندگی هوشمند است.

یاشار عصری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *