گزارش نشست علمی بحران اوکراین و آینده صلح

اخبار انجمن را همرسانی کنید.

بازدیدها: 28

گزارشگر: سیده زهرا موسوی

کمیته صلح و روابط بین الملل انجمن علمی مطالعات صلح ایران در نشستی علمی بحران اوکراین و آینده صلح را با حضور استادان، دانشجویان و پژوهشگران در روز دوشنبه ۱۶ اسفندماه ۱۴۰۰ برگزار کرد .
در این نشست نخست دکتر امیر هوشنگ میرکوشش دبیر علمی کمیته صلح و روابط بین الملل ضمن خوشامد گویی به مخاطبان و معرفی سخنرانان، با اشاره ای مقدماتی به بحران اوکراین، نشست را آغاز نمود.
نخستین سخنران، دکتر مهدی نوربخش استاد روابط و اقتصاد بین الملل دانشگاه هریسبرگ پنسیلوانیا بودند که در خصوص اوکراین، روابط بین الملل و حاکمیت ملی مباحث خود را آغاز نموده و گفتند جمهوری های جدید که به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شکل گرفتند، با تمام نقاط ضعف و قوت، وارد فرایند دموکراسی شدند، ولی کشور مادر، روسیه، وارد این فرایند نشد. از زمان روی کار آمدن ولادیمیر پوتین، بهترین مفهوم به کار رفته برای این دولت، مفهوم کشور استبدادی –انتخابی است که به شکلی رقابت صورت می گیرد اما راه برای اصلاحات سیاسی باز نمی شود. پوتین در طی ۲۲ سال گذشته به سوی دمکراسی پیش نرفته و مشکل عدم امنیت را برای جمهوری های جدید و دیگر کشورها پدید آورده و شاید بتوان گفت که علت تمایل کشورها برای عضویت در ناتو، همین مسئله می باشد. پوتین با دو مشکل روبرو است؛ یکی مشکل شکل گیری نظام اقتدارگرای روسیه و دیگری مشکل اقتصاد و روسیه دارای اقتصادی شکوفا نمی باشد. دکتر نوربخش درباره نظر رئالیست های ایران در حمله پوتین به اوکراین گفتند:
«نکته مهمی که رئالیست های ایرانی به آن رجوع میکنند، مقاله مرشایمر هست که در آن گسترش ناتو را تهدید علیه پوتین می داند. هرچند بحث مرشایمر که بدون دقت به مطالعات پیشین و بدون توجه به بحث های پوتین بوده مورد نقدهایی قرار گرفته که چگونه یک رئالیست یا نئورئالیست می تواند سیر حوادث درون روسیه را نبیند و تنها به تجزیه و تحلیل ناتو اکتفاء کند.»
در ادامه دکتر نور بخش به چهار اشتباه محاسباتی پوتین در اوکراین اشاره نمود:
۱٫ ناباوری پوتین نسبت به واکنش سریع غرب و رضایت اتحادیه اروپا در حمایت از اوکراین .
۲٫ پوتین فکر نمی کرد در برابر قدرت نظامی او، از ابزار تحریم استفاده شود پس از جنگ جهانی دوم نخستین بار است که تحریمها به این وسعت گسترش یافته است و طبق آخرین اخبار، اروپایی ها به دنبال تحریم و یافتن جایگزین برای نفت روسیه هستند. شاید بتوان گفت اگر ایران برجام را به جایی برساند و سریعا وارد بازار رقابتی شود و روزی ۳ میلیون بشکه نفت به بازار تزریق کند، جایگزین مناسبی برای نفت روسیه در بازار اروپا خواهد شد. وزیر نفت آمریکا نیز درباره نفت روسیه و تهدیدهای روسیه با صراحت گفته است: نفت ایران روی میز است.
۳٫ پوتین که با سودای تسخیر چند روزه اوکراین وارد جنگ شده بود، با مقاومت حدود ۱۵ میلیون اوکراینی و پشتیبانی تسلیحاتی اروپا روبرو شده است. روسیه اوضاع وخیمی را از نظر تلفات تجربه می کند؛ هرچند که خرابی های اوکراین هم چشمگیر بوده است.
۴٫ پوتین تصور نمی کرد دنیا برای یک ارزش اخلاقی بین المللی که حق حاکمیت ملی هر کشور هست، قیام کند. البته این را رئالیست ها در گذشته در محاسبات قدرت خودشان نادیده گرفتند.
سخنران بعدی، دکتر جهانگیر کرمی، عضو هیات علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران بودند.
ایشان به اتفاقاتی که محصول چند روند در طول سه دهه گذشته بوده و در سال ۲۰۲۲ تلاقی پیدا کرده اشاره نمودند. نخستین روند، کاهش قدرت روسیه پس از فروپاشی شوروی و مشکلات داخلی آن و پس از آن، ظهور پوتین و آغاز بازسازی قدرت روسیه در داخل و تحول سیاست خارجی در سطح منطقه ای و بین المللی از بحران گرجستان گرفته تا سوریه و اوکراین و احساس قدرتمندی روسیه تا حدی که به عنوان یک مسئله امنیتی در اوکراین ورود پیدا کرد، بوده است. روند دیگر، پیروزی غرب در برابر شوروی و گسترش ناتو دردهه ۹۰ و کوشش برای تبدیل ناتو به یک سازمان امنیتی فرامنطقه ای با چشم انداز جهانی است. ایشان بحران اوکراین را نقطه عطفی دانست که تلاقی دو منطق لیبرال و نهاد گرا –واقع گرا و قدرت محور است . از نگاه دکتر کرمی، جهان آینده به تعبیر سازه انگاران، جهانی است که ما آنرا می سازیم و اگر در این نقطه هستیم، به خاطر عملکرد غرب و روسیه است. غرب که در بسط نهادها و مفاهیم و ساختارهای خود غیرمسئولانه عمل کرده، و واکنش به مجموعه این رفتارها،که به جای تعامل و ساختن یک جهان بهتر، در عمل جهانی خشن تر ایجاد کرده است. ایشان تفاوت بحران اوکراین با بحران های افغانستان، عراق، سوریه، لیبی و غیره را در نزدیکی اوکراین به اروپا از نظر دین، فرهنگ و نژاد غیره میداند. ایشان همچنین اشاره به نقش رسانه ها در موضوع اوکراین کردند و گفتند که این رسانه ها در بحران های مشابه تا این حد نقش آفرینی نکردند.
دکتر کرمی در ادامه اظهار نمودند: «طبیعتا ابعاد این بحران بر ایران بی تاثیر نخواهد بود، اگر بحران طولانی شود و روسیه شکست بخورد، بر مسائل خاورمیانه، حوزه خلیج فارس، حوزه قفقاز، خزر و آسیای مرکزی تاثیراتی خواهد داشت که این تاثیرات برای ایران مشکلاتی را به همراه خواهد داشت. مگر اینکه ایران در مذاکرات به نتیجه مطلوبی دست پیدا کند. با توجه به اینکه یکی از ویژگی های دولت روسیه در عرصه خارجی، عمل گرایی و واقع گرایی است، از نگاه آنها هر توافقی اگر منافعی برای روسیه نداشته باشد، دلیلی ندارد که روس ها برای انجام ان توافق کمکی بکنند. و همین طور اگر آن توافق قرار باشد مشکلی از دشمن آنها را حل کند، به ویژه در توافق برجام که از نگاه روس ها غربی ها را از یک بحران که حتی میتواند گسترش هم یابد خلاص می کند و این منافعی برای روسیه ندارد و پشتیبانی نخواهند کرد؛ مگر اینکه روسیه بتواند موضوع عدم تاثیر تحریم ها بر روابط ایران و روسیه را بقبولاند.
دکتر محمد منصور نژاد عضو هیات مدیره انجمن صلح ایران، سخنران بعدی بودند که بحث خود را این گونه آغاز کردند:
«درباره چرایی حمله روسیه به اوکراین تحلیل های فراوانی وجود دارد، اما اشکالی که من در این تحلیل ها می بینم این است که این تحلیل ها جامع و فراگیر نیستند. متن کلی نوشته ها از همان روز اول که منتشر شدند این بود که امریکا و غرب پوتین را بازی دادند. اشکالی که به نظر من وجود دارد این است که بدون تردید امریکا ابرقدرت عظیم جهان در ابعاد گوناگون اقتصادی، نظامی، امنیتی، فرهنگی و علمی در روزگار ماست. اما دوران رشد امریکا متوقف شده است و همه کوشش امریکای امروز این است که وضعیت موجود را حفظ کند و حفظ وضعیت موجود کاری بسیار دشوار است. نظارت و حفظ کردن جهان به این عظمت با بیش از ۲۰۰ کشور کاری بسیار دشوار است. شاهد این مدعا، خروج امریکای در اوج از افغانستان و عراق می باشد. ایشان با اشاره به اینکه آمریکا نمی تواند همزمان در خاورمیانه و آسیای جنوب شرقی حضور داشته باشد و باید آماده شود برای سرمایه گذاری برای چین، گفتند که دغدغه اصلی آمریکا، چین به عنوان رقیب اقتصادی است که به دنبال اقتصاد، مسائل دیگر فرهنگی و امنیتی هم شکل می گیرد. آمریکا نگاه متفاوت دارد و ۱۰ سال دیگر چین را می بیند که به سرعت در حال رشد است، و اینکه آمریکا پوتین را بازی داده است، درست نیست؛ چون امریکا در وضعیت پیشین نیست و فضا نیز فضای جنگ سرد نیست.
ایشان در ادامه با اشاره به جیمز روزنا، پروفسور سرشناس امریکایی در مسائل بین الملل و روابط خارجی، از مدل ایشان در تبیین سیاست خارجی کشورها بهره گرفتند که بر اساس پنج متغیر است:
۱٫ متغیر منابع فردی که به ویژگی های شخصیتی اکتسابی و یا موروثی شخص تصمیم گیرنده بر میگردد.
۲٫ متغیر نقش مسولیت های ناشی از مناصب و پست های سازمانی
۳٫ متغیر حکومتی و برونشناسی، ساختار حکومت، دموکراسی سازی، میزان تجدید قوا، بازسازی سیستم و…
۴٫ متغیر اجتماعی-ـ ملی که گرایش های ارزشی فرهنگی، سیاسی، موقعیت های جغرافیایی و افکار عمومی را در بر می گیرد
۵٫ متغیر بین الملل که توزیع منابع و قدرت و هنجارهای حاکم بر جهان را بحث می کند
امتیاز این الگو این است که هم سطح خرد تحلیل را می بیند و هم سطح میانی و هم سطح کلان را که بسیار جامع است. ایشان همچنین به شخصیت اقتدارگرای پوتین اشاره کردند و گفتند شخصیت برتری طلب ایشان به حدی است که شورای امنیت نیز مرعوب پوتین است. ایشان در ادامه فرمودند نباید حمله پوتین به اوکراین را با تک متغیر توضیح داد. عوامل ژئوپلیتیک روسیه این کشور را در موقعیتی قرار می دهد که بتواند در برابر نظم بین المللی قرار گیرد.


سخنران پایانی، دکتر رامتین رضایی استاد دانشگاه و دبیر اجرایی کمیته روابط بین الملل انجمن صلح بودند.
دکتر رضایی دلایل رفتار روسیه را که تجاوز می نامیدند از منظر هستی شناختی توضیح دادند. نقطه مقابل بحث واقع گرایی که اگر کشوری با تهدید امنیتی روبرو شود، اقدام و عکس العمل نشان می دهد، ایشان از منظر دیگر به این موضوع پرداختند و با اشاره به نظریه امنیت هستی شناسی که هویت نظام های سیاسی و ارزشی آنها نباید مورد تهدید قرار بگیرد، گفتند که این امر حتی مهم تر از امنیت وجودی و فیزیکی آنها است. در دکترین های امنیتی روسیه بحثی وجود دارد که هر گونه پیشروی ناتو و دیگر نهادهای غربی از جمله اتحادیه اروپا به سوی جمهوری های پیشین شوروی سابق که آنها را حیاط خلوت و سرزمین های پیشین خودش می داند و به باور برخی اینها باید دوباره به روسیه برگردند، پیشروی ناتو به سوی این جمهوری ها و یا حتی نهادهایی مانند اتحادیه اروپا، به هیچ عنوان برای روسیه قابل تحمل نیست.
پیشروی ناتو، امنیت هستی شناختی و مبانی هویتی و ارزشی روسیه را بسیار تهدید می کند، از این رو، ما باید به این موضوع نیز نگاه بکنیم. جامعه شناسی و جامعه پذیری روسیه اصولا تفاوت زیادی با لیبرال دموکراسی غربی دارد. فرهنگ اقتدارگرایی در روسیه یک ارزش است در صورتی که در لیبرال دموکراسی غربی ضد ارزش هست و در واقع فردگرایی، نظام اقتصاد بازار آزاد، اقتصاد رقابتی و کاهش مداخله دولت در اقتصاد و سیاست همه اینها در غرب یک ارزش به حساب می آید. در این جا است که روسیه با یک تعارض هویتی و مبنای نظام اعتماد پایه روبرو می شود.
دکتر رضایی در ادامه گفتند: «پیشروی های ناتو و نهادهای غربی به سوی جمهوری های پیشین و سرزمین های سابق روسیه، تهدید نظامی برای این کشور نیست؛ ولی باعث انزوای فرهنگی، سیاسی و حتی نظامی روسیه خواهد شد. روس ها احساس می کنند که نفوذ فرهنگی خود را در سراسر مناطق بالکان، آسیای مرکزی و قفقاز و دیگر جمهوری های پیشین از دست خواهند داد. تسلیحات روسی را دیگر کسی خریداری نخواهد کرد و فرهنگ و زبان روسی ممکن است رفته رفته از میان برود. پذیرش این برای روسیه بسیار دشوار است .
در ادامه، دکتر میرکوشش، مدیر نشست و دبیر کمیته صلح و روابط بین الملل پرسشی را درباره پیش بینی آینده جنگ روسیه و-اوکراین مطرح نمودند.
دکتر منصور نژاد پرسش را سخت توصیف کرده و ادامه دادند: پوتین قرار بود ۳-۴ روزه اوکراین، بزرگترین کشور اروپایی پس از روسیه را تسخیر کند. بعد از گذشت ۱۲ روز، شاهد پیش بینی های اشتباه هستیم. مقاومت رئیس جمهور و ۱۵ میلیون نیروی اوکراینی، اروپایی ها را متحد کرد و آمریکا را به میدان آورده است. حتی اگر روسیه برنده مطلق جنگ باشد و دولت مرکزی سقوط کند، روسیه نمی تواند تثبیت مواضع کند؛ چون آنهایی که با جنگ شهری آشنا هستند، مقاومت می کنند و به صورت فرسایشی روس ها آسیب می بینند. البته شاید موفق شود یک دولت دست نشانده را روی کار بیاورد، هرچند به نظر می رسد راه مذاکره باز شده است.
همچنین دکتر میرکوشش پرسیدند چرا غرب و آمریکا تهدید هسته ای پوتین را جدی نگرفتند؟ و دکتر نوربخش در پاسخ اظهار داشتند که فکر نمی کردند دولت پوتین آنقدر بی عقل باشد که از این اسلحه استفاده کند. این پاسخ به رئالیست های ایران هم هست؛ حتی در سطح قدرت یکسان، این امر نمی تواند بازدارنده باشد. بحث تکنولوژی، چگونگی مخفی کردن و چینش اسلحه مهم است. درباره روس ها، اتفاق جالبی افتاد، روس ها در برابر آمریکا توازن هسته ای دارند، یعنی دو قدرت برابر اما روس ها از این توان نتوانستند استفاده کنند چون قدرت شکل گرفته در اوکراین، متشکل از قدرت نهادهای بین المللی، اتحاد جهانی، دنیای غرب و مردم اوکراین است که در برابر روسیه به عنوان یک نیروی بسیار توانمند، می توانند مقاومت کنند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *