خاطره سی‌ویکم از کتاب «خاطرات خوب»/خیمه بزرگان

اخبار انجمن را همرسانی کنید.

بازدیدها: 2

روزها به طول انجامید تا آن چادر بسیار بزرگ و سفید در کابل برپا شود. بزرگان اقوام و طوایف از همه‌جا آمده بودند، اما محل گردهمایی که قرار بود باهدف بازسازی و توسعه افغانستان پس از جنگ امریکا و سقوط طالبان در ۲۰۰۱ میلادی برگزار شود، آماده نبود. بالاخره چادر نصب شد، اما شب‌هنگام با طوفانی که رخ داد، مجدداً خیمه فروریخت. اجلاس بزرگ و امیدوارکننده لویه جرگه با چند روز تأخیر آغاز شد و چندین روز نیز به طول انجامید. حتماً بحث‌های داغی پیرامون سرنوشت افغانستان مطرح شده بود. روزی که افتتاحیه این گردهمایی بزرگ از تلویزیون ایران پخش شد، در صفوف شرکت‌کنندگان، چهره­ای برایم آشنا به نظر می­رسید. درست تشخیص داده بودم: دکتر عصمت اللهی بود. دانشجوی دکتری رشته علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی.

بسیار خرسند شدم که سرمایه انسانی آکادمیک بالاخره به بار می­نشیند و فعالان دانشگاهی در بزنگاه­های تاریخی می­توانند نخبگانی نجات‌بخش و مؤثر در توسعه سرزمین خود باشند. نمی­دانم بر عصمت اللهی در زیر آن خیمه بزرگ چه گذشت، اما پس از چند روز، دود سفیدی از خیمه بلند نشد. گاهی وسوسه­های استعمارگران خارجی و چنددستگی­ها و اختلافات معمولاً مانع نیل به اجماع در میان نخبگان جهان‌سومی می­شود و فرایندهای توسعه و گشایش را به تعویق می­افکند.

صحنه افتتاحیه لویه جرگه مرا به یاد روزهایی برد که عصمت اللهی همراه استادش مرحوم دکتر معتمدنژاد که بنیان‌گذار رشته علوم ارتباطات اجتماعی بود، به وزارت علوم در خیابان استاد نجات‌اللهی می­آمد و چندین بار با قیافه مأخوذبه‌حیا و معصومش پیشنهاد ما را برای صرف نهار اجابت کرد و از خاطرات خود از دوران جهاد با روس­ها تعریف می­کرد. از فرهنگ مردم افغانستان و زیبایی­های منطقه هرات و بزرگان و عرفاً و فلاسفه و اندیشمندان این پایتخت فرهنگی جهان اسلام سخن­ها می­گفت و چهره­اش می­شکفت. عصمت اللهی مصداقی از تجربه شیرین مبادلات  آکادمیک میان دو کشور همسایه بود. آن روز که وی را زیر خیمه بزرگان دیدم و آن روز که از سوی رئیس‌جمهور حامد کرزی به‌عنوان داوطلب وزارت تحصیلات عالیه به پارلمان معرفی شد، از کوشش اندک خود در ستاد بازسازی علمی ـ آموزشی افغانستان خرسند بودم. پس از خروج اول آمریکائی‌ها در سال ۱۳۸۰ این ستاد به ریاست وزیر وقت فرهنگ و آموزش عالی و دو تن از معاونان ایشان و تنی چند از اعضای حقیقی تشکیل شد. اینجانب نیز که آن زمان عضو هیئت‌علمی ستاد وزارت علوم بودم، عضو این ستاد شدم. روح حرکت واقعاً داوطلبانه بود. فهرست نیازها از وزارت تحصیلات عالی افغانستان استعلام شد. در صدر این فهرست چند اقدام فوری وجود داشت که نسبت به بسیج امکانات در این زمینه اقدام شد:۱- تعمیر برخی از ساختمان‌های دانشگاه‌های کابل و هرات،۲ – اهدای ده‌ها دستگاه کامپیوتر، ۳- اهدای صدها هزار جلد کتاب برای تجهیز کتابخانه‌های دانشگاه‌ها و ۴- بورسیه تعدادی از مربیان آموزشی.

خوشبختانه این چند کوشش به ثمر نشست. اکنون نیز این آمادگی وجود دارد که در همه زمینه‌های موردنیاز و الویت دار، این تعاملات آکادمیک استمرار یابد. آرزو می‌کنم روزی خیمه بزرگان به خیمه توسعه پایدار افغانستان بدل شود. آمین

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *