اعتراضات شهریور و مهر ۱۴۰۱ و جایگاه ضعیف اتاق های فکر در نظام تصمیم سازی و تدبیر کشور

اخبار انجمن را همرسانی کنید.

بازدیدها: 329

مجتبی مقصودی

دانشیار علوم سیاسی و بنیانگذار انجمن علمی مطالعات صلح ایران

از اواخر جنگ تحمیلی، به دنبال تثبیت نظام جمهوری اسلامی، همزمان با فاصله گرفتن از فضای احساسی و شعاری اوایل انقلاب و نیز آغاز دوران سازندگی و تنش زدایی؛ جامعه ایران شاهد شکل گیری و تأسیس برخی مراکز و موسسات مطالعاتی ـ راهبردی بوده است که البته با کمی تسامح می توان نام «اتاق های فکر نظام» را بر آنها نهاد. این اقدام تأسیسی مسئولین وقت کشور، در راستای بهره گیری از توان کارشناسی بدنه علمی کشور انجام شد تا از طریق طرح ها، نظرات و راهبردهای علمیِ کم هزینه، حرکت نظام سیاسی به سوی عقلانیت در تصمیم گیری و تصمیم سازی و اجرا، بهبود مناسبات خارجی و فرایند توسعه ملی تسریع شود و از اتخاذ تصمیمات شتابزده و غیرکارشناسی دوری گردد.

مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی از جمله نخستین مراکز راهبردی و مطالعاتی شناسنامه داری بودند که در اواخر دهه ۱۳۶۰ و اوایل دهه ۱۳۷۰ خورشیدی راه اندازی شده و فعالیت خود را آغاز کردند. البته در سال ها و دهه های بعد لیست بلند بالایی از مراکز و موسسات پژوهشی و راهبردی حکومتی ـ حاکمیتی به صور و اشکال گوناگون از جمله در وزارتخانه های کشور، دفاع، اطلاعات و دیگر نهادها به این مجموعه افزوده شدند که منطقا باید طرف مشورت نهادهای سیاستگذار و تصمیم گیر و مدیران اجرایی سطوح بالای نظام قرار می گرفتند.

در شرح وظایف و مأموریت های هر یک از این موسسات و مراکز، به طور مشخص به کارویژه ها و مسئولیت هایی اشاره شده است که در صورت تحقق و بهره گیری از راهبردهای کارشناسانه اتاق های فکر از سوی مقامات و دست اندرکاران کشور، اولا باید شاهد ارتقاء شاخص ها، بهبود وضعیت اقتصادی، تحقق برنامه های توسعه و رشد پایدار و متوازن بودیم. همچنین مناسبات کشور با دولت های همسایه، بازیگران منطقه ای، قدرت های جهانی و نظام بین الملل باید بهتر شده و این همه هزینه اقتصادی به کشور و مردم تحمیل نمی شد. افزون بر این، برخی مسائل ساده اجتماعی ـ فرهنگی نباید تبدیل به بحران های سیاسی اجتماعی و حل آنها تبدیل به تابو می شد؛ و سرانجام آنکه، نباید با ناآرامی ها و اعتراضاتی مانند آنچه در دی ماه ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸ و شهریور و مهر ۱۴۰۱ رخ داد روبرو می شدیم و در صورت اثربخشی تبیین ها و پیشنهادهای این مراکز، نباید نهاد دولت به راحتی همه اعتراضات، تقاضاها و مطالبات را به بیگانگان منتسب می کرد، بلکه باید با قبول مسئولیت خود، به دنبال چاره جویی و حل و فصل عقلایی، منصفانه و کرامت مدار آن برمی آمد و زنجیره مطالبات و ناآرامی ها را با تدبیر و مصالحه، رفع می کرد.

با شرح مختصر داده شده که توضیح دقیق تر آن فراتر از یک یادداشت کوتاه نیازمند شرح و بسط است؛ متاسفانه اغلب مراکز و موسسات مطالعاتی ـ راهبردی و اتاق های فکر در سطح کشور به دلایل متعددی از مسئولیت اولیه خویش برای کمک کارشناسانه، بیطرفانه، علمی و غیر ایدئولوژیک بازمانده و بیشتر نقش نمایشی و تأییدی یافته اند و در بهترین حالت و با فرض ایفای کامل وظایف و مأموریت های علمی و راهبردی، مسیر این اتاق های فکر با مسیر نظام سیاستگذاری و تدبیر کشور و از جمله تحلیل و تبیین اعتراضات اخیر کاملا متفاوت بوده و پیشنهادات این مراکز و موسسات در زندگی مردم و عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ظهور و بروزی نیافته و عملا رویکرد و عملکرد نظام سیاستگذاری و تدبیر بر روی همان پاشنه می چرخد.

برای خروج از چنین وضعیتی جا دارد نظام سیاسی به خودمختاری خود نسبت به نیروهای علمی جامعه پایان داده و بدوا موضع و انتظارات خود را نسبت به این مراکز مطالعاتی مشخص نماید. چرا که نفس وجود این مراکز، اندیشکده ها، پژوهشکده ها، پژوهشگاه ها و یا هر نام شیک و  زیبای دیگر، انتظار آفرین بوده و عدم بهره گیری از ظرفیت های آنان، باعث به هدر رفتن سرمایه های ملی، اجتماعی و فرهنگی شده و بیش از پیش بازخورد منفی جامعه و نخبگان را نسبت به این نهادها ایجاد می نماید. از طرفی بلاتکلیفی و بی توجهی به نظرات کارشناسان نیز موجب سرخوردگی و بی انگیزگی این گروه نخبه خواهد شد و بیش از پیش دومینوی ناتوانی ساختارهای موجود در حل مشکلات و بحران کارآمدی و مشروعیت را رقم خواهد زد.

 

 

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *