زبان اعتراض و زبان صلح

اخبار انجمن را همرسانی کنید.

بازدیدها: 61

یادداشتی از جواد رنجبر درخشیلر

دبیر کمیته صلح و ادبیات انجمن علمی مطالعات صلح ایران

 

حکومت حق و وظیفه ای در سعادت و اخلاق مردمان تابع خود ندارد. فلسفه سیاسی در ۲۵ سده گذشته از سعادت به حوزه های کارکردی تحول پیدا کرده و آزادی مفهوم مرکزی آن شده است. فلسفه سیاسی تابع تحول شناختی بشر و رشد فنون و صنایع و از سوی دیگر، افول توانایی های شخصی سیاستمداران بوده است. امروزه دیگر از مردان فره مند و شاهان پهلوان اثری نمانده و شاهکار سیاسی بشر که کاهش مدت زمان زمامداری است، قدرت را به کارکردهای میان مدت فروکاسته و طبعا یک مدیر اجرایی کوتاه مدت، حق و وظیفه ای در حوزه اخلاق و سعادت ندارد. حال، در این زمانه و در حالی که حکومت ها از تحقق وظایف اصلی خود بازمانده، دختری جوان و زیبا به خاطر پوشش دستگیر می شود و ساعتی بعد جان می سپارد و بخشی از جامعه به اعتراض برمی خیزد.

اما اعتراض باید به ساختن جامعه بهتر کمک کند و قطعا نباید داشته های امروز را از ما بگیرد. تضمین آن با صلح آمیز بودن اعتراض ممکن است.

برای اعتراض صلح آمیز می توان اصولی تعریف فراهم کرد. از دید من، اولین بند این اصول مربوط به دلیل اصلی اعتراض و وجاهت عقلی و قانونی آن است.

حجاب و اخلاق، جزو بنیان های کارکردی حکومت ها نیست؛ بنابراین اعتراض به دخالت حکومت در این عرصه موجه است. و طبعا هرگونه پافشاری بر این دخالت، خشم جامعه را شعله ورتر خواهد کرد و انسداد سیاسی و فکری را افزایش خواهد داد. سرکوب معترضان به دخالت حکومت در اخلاق مردمان، نتیجه ای جز سرخوردگی و یاس و غم و کاهش سرمایه اجتماعی نخواهد داشت. همچنین اظهارنظرهای درشت از سوی برخی افراد منصوب به حکومت که انگار حوصله و صبر مردم را نشانه رفته اند، بر پیچیدگی بحران خواهد افزود.

برخورد با اعتراض ها به رفتارهایی پیچیده، مرکب از زیبایی شناسی و روان شناسی و هنر گفتگو و اقتدار و اعتماد به نفس سیاسی نیاز دارد و اگر فقط یکی از این ابعاد برجسته شود، اعتراض ها به نابودی و یا دست کم ضعف قدرت ایران می انجامد. اعتراض حق مردم است و باید چنان مهار شود که نتیجه برای همه رضایت بخش باشد.

دومین بند اصول اعتراض صلح آمیز، مربوط به زبان شناسی اعتراض است؛ نه به طور مصنوعی و ریاکارانه، بلکه بر اساس نسبت عمیق اندیشه و زبان و یکسانی آن، صلح باید در شعارهای اعتراض  متجلی شود.

اعتراض برخلاف تصور همیشگی ما، پیشرفت و تجدد و نو شدن نیست. گاه خود پسرفت و خشم کور و ضربه زدن به منافع ملی است. شعار مرگ به هر کس و با هر هدف، جز تجمیع خشونت و خشم نیست. این مهم ترین تضاد زبان شناختی اعتراض با صلح است. شعار مرگ به هر کس و با هر قصد، راهی به جلو نیست. یعنی بعد از چهل سال حتی یک گام پیش نرفته ایم؟

خواهر نامیدن کشته شده ها هم ادامه سنت برادر نامیدن کشته های جنبش های پیشین است. بهتر نیست احساسات را کنار بگذاریم و خردمندانه کشته ها را هموطن بنامیم و وظیفه عقلانی هموطنی را محقق کنیم؟ احساسات به غم تبدیل می شود و نهایتا باعث سرخوردگی است. جامعه غم زده هرگز به صلح نمی رسد.

حرف های درشت همچون اشغالگر نامیدن حکومت یا ضحاک نامیدن آن هم راهی برای حل مساله باز نمی کند. هرچند بی تردید حکومت مقصر اصلی است که در این سال ها راه تبیین های خردمندانه را بسته است. اما درشت گویی، دقیقا جنگ است و شاید راهی برای تغییر حکومت باز کند، اما راهی برای صلح یا جامعه بهتر باز نمی کند.

شعار زن، زندگی، آزادی شعار دلنشین و مقبولی است؛ اما نمی توان بی توجه به نخستین سرچشمه اش آن را سر داد و اعتباری به گویندگان اولیه اش بخشید که حداقل با معیارهای صلح خواهی، اندیشه و رفتارشان همخوانی ندارد.

از جمله دیگر اصول اعتراض صلح آمیز، نظریه داشتن آن به طور عام و نظریه صلح آمیز داشتنش به طور خاص است. نظریه، صلح می سازد، و دست کم مبنای گفتگوست. وقتی نظریه و راه حلی در میان نیست، دقیقا اعتراض چه هدفی را دنبال می کند؟ اعتراض بی نظریه، بهترین محمل برای رشد آشوب است.

چهارمین اصل از اصول اعتراض صلح آمیز، ابتنا به فرهنگ ملی است. نمادها و نشانه ها باید ایرانی، آشنا و تاریخی باشند. با عکس چه گوارا قطعا به صلح نخواهیم رسید. فرهنگ ایرانشهری صدها نماد و نمونه از اعتراض ها و تحولات سیاسی دارد. تا آن نمادها اساس اعتراض نباشد، اعتراض ها راه حل ملی و پایدار عرضه نخواهند کرد.

مخالفت با خشونت حق ماست، اما مبارزه کردن و خشونت متقابل، راه جدیدی باز نمی کند. در برابر خشونت، صلح راه حل است و در برابر مرگ، زندگی. در روش مقابله به مثل، آینده ای درخشان وجود ندارد.

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *