گاندی، امام حسین و ایده عدم خشونت: تاملاتی چند / یادداشتی از محمد منصورنژاد

اخبار انجمن را همرسانی کنید.

بازدیدها: 86

گاندی، امام حسین و ایده عدم خشونت: تاملاتی چند

۱٫ در برخی نوشته ها و گفتارهای بالای پنج دهه اخیر از گاندی، رهبر استقلال هندوستان، اقوال متنوعی نسبت داده می شود که عصاره مدعا در این نقل قول ها آن است که گاندی از نهضت امام حسین و شخصیت اباعبدالله تاثیر پذیرفته است. تا آنجا که جستجو داشتم، هیچیک از مدعیان، در این باب مستقیم به گاندی و اثارش استشهاد نکردند. از این رو در نقل این مدعا باید محتاط بود. فرهنگ عاشورایی چیزی کم ندارد که بخواهد خود را وامدار بزرگان تاریخ معاصر جهان نماید.

۲٫ می دانیم که مهمترین و تاثیرگذارترین ایده گاندی بزرگ، نظریه “عدم خشونت ” است و در این راه تجویزش آن است که در مبارزه با دشمنان و ستمگران، اعمال خشونت به ویژه فیزیکی، و قتل و جرح، کاملا باید حذف شود و در مبارزه مثل نافرمانی مدنی و…. لازم است تا در دستور کار قرار گیرد. اهمیت ایده او انجاست که هم با همین روش، انقلابی علیه بریتانیا در هند را در نیمه قرن بیستم به ثمر نشاند و هم بزرگان دیگری (در حد نلسون ماندلا و… ) از او سخت تاثیر پذیرفتند.
اما پرسش اینجاست که نظریه عدم خشونت چه ربطی به نهضت حسینی دارد که در مقابل دشمنش دست به شمشیر زد؛ هم کثیری از رقیب را کشت و هم خود و یارانش در مبارزه به خون غلطیدند؟

۳٫ اما به نظرم از جهاتی امام حسین هم خشونت پرهیز بوده و قطعا جنگ طلب نبوده است. برای مطالعه بیشتر علاقه مندان را به تامل در نکات زیر فرا می خوانم:

یک، امام حسین ۲۰ سال آخر عمرش مصادف با زمان حکمرانی معاویه است. ده سال همراه برادرش امام حسن و ده سال پس از شهادت امام دوم. با اینکه معاویه به اصول عهدنامه اش با امام حسن وفادار نماند، اما در این دو دهه حتی یک درگیری کوچک بین امام حسین با معاویه و عوامل حکومتی اش اتفاق نیفتاد. البته نقدهای مکتوبی بر معاویه داشت که در تاریخ نامه های امام و پاسخ معاویه امده است. پس حسین با روش های نرم به حکومت اموی منتقد بود و نه روش های خشن و سخت.

دو، تقابل امام حسین و یزید هم از سوی امام شروع نشد. در مدینه، والی شهر ماموریت داشت به زور از امام حسین بیعت بگیرد و امام و خانواده اش شبانه و ترسان از مدینه گریختند (فخرج منها خائف یترقب ) و از ستم ظالمان به خدا پناه بردند تا به خشونت کشانده نشوند.

سه، امام حسین از مدینه به مکه امد و درست موقف حج، متوجه شد که گروهی از سوی حکومت ( به فرماندهی سعید بن عاص)، ماموریت دارند تا در حین طواف کعبه، امام را به شهادت برسانند. به همین جهت طواف را ناتمام رها کرده و از دست انان به سوی کوفه گریختند و….

چهار، در مواجهه با حربن یزید ریاحی، در بین راه مکه به کوفه، برخی یاران پیشنهاد حمله به حر و سربازانش را دادند، اما امام حسین هم مثل پدرش، آغازگری خشونت و نبرد را از اساس رد کرد.

پنج، بارها وقتی یزیدیان مانع امام از حضور در کوفه شدند، از عوامل ابن زیاد فرصت خواست که به مدینه باز گردد و عامل خشونت نباشد، اما از او نپذیرفتند.

شش، عصر تاسوعا لشکریان عمرسعد خواستند عملیات و جنگ را بیاغازند، امام نپذیرفت و شبی را فرصت خواست. صبح عاشورا هم به جای شتاب برای نبرد، بارها به سخنرانی و اگاهی بخشی پرداخت و این عمرسعد بود که به شهادت تاریخ تیر شروع جنگ را پرتاب نمود.

هفت،….

۴٫شواهد فوق که همه موارد از این سنخ هم نیستند، می رساند که امام حسین از خشونت گریزان بود و جنگ بر او تحمیل شد و برای اینکه به ذلت کشانده نشود، ناچار به نبرد کشانده شد.
با این وصف، چه جمله منقول از گاندی فقید در باب اباعبدالله درست باشد یا نباشد، در عین حال از جهت خشونت پرهیزی می توان وجوه اشتراکی بین ایده گاندی با شیوه نگاه امام حسین دید، گرچه مشی امام حسین تمام عناصر نظریه عدم خشونت گاندی را در بر نمی گیرد و بالعکس.

۵٫ نتیجه انکه خشونت ورزی، چه رسد علیه مردم بی پناه به بهانه های گوناگون، ربطی به سیره امام حسین ندارد و این تحریف و نیز اجحاف است که اصحاب قدرت، حرکات نامعقول و نامشروع خویش را به کربلاییان نسبت دهند.

محمد منصورنژاد، عضو هیئت مدیره و دبیر کمیته صلح و دین پژوهی در انجمن علمی مطالعات صلح ایران
ششم مرداد ۱۴۰۲

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *