گزارش روزنامه قانون از نشست کاروان صلح و ادبیات در تبریز: ملی گرایی، نخستین گام صلح خواهی

اخبار انجمن را همرسانی کنید.

بازدید: 23

کد خبر: ۱۱۳۶۷۶ | تاریخ : ۱۳۹۷/۸/۲۷ – شماره: ۱۳۴۷

«قانون» از نشست کاروان صلح و ادبیات در تبریز گزارش می‌دهد

ملی‌ گرایی، نخستین گام صلح‌ خواهی


شناخت رفتار تاریخی ایرانیان و خوانش آن با رویکرد صلح، می‌تواند بخش فرهنگی و آموزشی صلح‌خواهی در ایران را غنی و کامل کند

صلح‌خواهی یک آرزوی دست‌نیافتنی، آرمان‌گرایانه و خیال‌پردازانه نیست

بی‌گمان در تاریخ ما هم خشونت وجود داشته و قابل کتمان نیست اما خشونت در ایران غالب نبوده است

بر مبنای روش سیاسی ملی‌گرایی نمی‌توان جنگی راه انداخت و ملتی را از بین برد و آن را به خود ملحق کرد

اگر به پرچم و موجودیت کشور دیگری توهین کردیم، باید منتظر توهین به خود بمانیم

صلح در هیچ جامعه‌ای بدون توجه به حقوق کارگر و کارمند به دست نخواهد آمد


کاروان صلح و ادبیات که ابتکاری از کمیته صلح و ادبیات انجمن علمی مطالعات صلح ایران است و با آن آثار مرتبط با صلح نویسندگان و شاعران شهرهای مختلف ایران بررسی می‌شود، آغاز به کار کرد. در آیین افتتاحیه این کاروان که جمعی از استادان، دانشجویان و علاقه‌مندان به صلح و ادبیات و نیز فرزند استاد شهریار حضور داشتند، جواد رنجبر درخشی‌لر، مسئول کمیته صلح و ادبیات، درباره چرایی و چگونگی حرکت کاروان سخن گفت و در ادامه به صلح‌خواهی و ضرورت برافشاندن درفش صلح‌خواهی ایرانیان پرداخت. در ادامه این نشست حسین مهرنگ، استاد ادبیات، به صلح در زندگی و شعر استاد شهریار پرداخت. مهرنگ اشعاری از شهریار و ملک‌الشعرای بهار و حافظ را خواند و با آن‌ها نشانه‌های صلح‌خواهی را در آثار ادبی فارسی بررسی کرد. سخنران بعدی حسین جعفری، استاد ادبیات و نویسنده کتاب از دیار یار، بود که به تحلیل روحیه ایرانیان پرداخت و شهریار را مهم‌ترین نماینده این روحیه دانست که هم عرفان مولانا و هم زندگی خواهی سعدی در آثار او مشاهده می‌شود. حسین مدرس‌زاده، استاد ادبیات و مدیر فرهنگسرای دکتر مبین، نیز به بخشی از بی‌مهری‌ها و کج‌فکری‌ها درباره شهریار اشاره کرد و او را نماد صلح‌خواهی در شعر معاصر ایران دانست. همچنین در این جلسه رضا مهام آذر، خواننده تبریزی، اشعاری از شهریار را به آواز سنتی ایرانی خواند. مجری این نشست سعید طرزمی، مدرس ادبیات بود که به عناصر ملی‌گرایی و صلح در شعر شهریار اشاره کرد. کاروان صلح و ادبیات پس از تبریز در شهرهای دیگر ایران زندگی و شعر شاعران و نویسندگان صلح دوست ایران را بررسی خواهد کرد.

معرفی کمیته صلح و ادبیات

رنجبر درخشی‌لر، مسئول کمیته صلح و ادبیات انجمن علمی مطالعات صلح ایران در بخشی از این نشست گفت: «بسیار خوشحال و خرسندم که امروز کاروان صلح و ادبیات که ابتکاری است از طرف کمیته صلح و ادبیات انجمن علمی مطالعات صلح ایران از تبریز راه می‌افتد. انجمن علمی مطالعات صلح ایران در راستای فعالیت‌های علمی و فرهنگی خود برای مطالعه و ترویج صلح در سال جاری کمیته صلح و ادبیات را راه اندازی کرد. این کمیته در تیر کار خود را با برگزاری شب صلح و شاهنامه با همکاری مجله بخارا آغاز کرد. دومین نشست عمومی کمیته در مهر دوباره به نام صلح و شاهنامه در قالب سلسله نشست‌های صلح و ادبیات کهن ایران برگزار شد و نشست سوم در دی با عنوان شب صلح و سعدی در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار خواهد شد. کاروان صلح و ادبیات سلسله نشست‌هایی است که در شهرهای مختلف ایران با هدف بررسی و معرفی آثار مرتبط با موضوع صلح نویسندگان و شاعران همان شهر برگزار خواهد شد. این نشست را بنا بر شیوه نامه کاروان صلح و ادبیات به یاد مهم ترین و بزرگ‌ترین شاعر معاصر آذربایجان زنده یاد استاد شهریار برگزار می‌کنیم. در ادامه این کاروان به شهرهای مختلف ایران خواهد رفت تا در زادگاه نویسندگان و شاعران بزرگ ایرانی به تجلیل و شناخت آثار آنان بپردازد. امیدواریم که این کاروان در اندیشیدن به صلح، خواندن آثار نویسندگان و شاعران ایرانی با رویکرد صلح، ترویج صلح و تقویت روحیه صلح خواهی و آفرینش آثار صلح‌خواهانه موثر باشد».

نیاز به صلح

او درباره نیاز به صلح در طول تاریخ افزود: «بی‌گمان امروز همانند همیشه تاریخ به صلح نیاز داریم و امیدواریم که صلح در پرتو تجربیات عموما تلخ بشر در قرن‌های گذشته و فراز و نشیب‌های بی‌شمار زندگی عموما تنش‌آلوده بشر به درستی درک و دریافت شود و راه‌هایی برای تحقق صلح پایدار به دست آید. راه مطمئن صلح پایدار آموزش و گفت‌وگوهای فرهنگی است و کاروان صلح و ادبیات این راه را پیش گرفته است. بی گمان هیچ اعلامیه یا حرکت سیاسی، هیچ‌مقاله عملی و هیچ کتاب تاریخی نمی‌تواند به اندازه یک رمان، یک نمایشنامه یا یک شعر در پروراندن اندیشه و روحیه صلح‌خواهی در ضمیر انسان‌ها موثر باشد. به همین اندازه اگر شعر یا رمان یا نمایشنامه‌ای بر مبنای جنگ‌دوستی و جنگ‌ستایی نوشته شود تاثیر ژرفی به‌جا خواهد گذاشت که شاید دهه‌ها برای زدودن آثار آن کافی نباشد. بر مبنای این هدف کلی کمیته صلح و ادبیات در انجمن صلح شکل گرفته است و پیوند منطقی و متین ادبیات و صلح را خویشکاری خود می‌داند. ر این راه دشوار دست یاری همه اندیشمندان و نویسندگان و مدیران فرهنگی و علاقه‌مندان و صلح خواهان را برای همکاری می‌فشاریم».

خیال‌پردازانه نبودن صلح‌گرایی

رنجبر درخشی‌لر اظهار کرد: «صلح‌خواهی یک آرزوی دست‌نیافتنی یا آرمان‌گرایانه و شاید همان‌طور که گاه به ریشخند گفته می‌شود خیال پردازانه نیست. صلح یک نیاز اساسی و به دست آینده و ممکن است. آنچه صلح را به خیال و تجمل و شعار پیوند می زند تلاش‌هایی است که به نام صلح‌خواهی عموما در غرب و عمدتا با ابزارهای تبلیغاتی انجام می‌گیرد؛ این فعالیت‌ها با تمام احترامی که به فعالان آن ها قایلیم، تاثیر عملی چندانی در ارتقای شاخص‌های صلح نداشته است. بنیان همه این تلاش‌ها در جنبش روشنگری و تلاش برای پیشرفت اخلاقی به عنوان کلیدی برای ارتقای شاخص‌های زندگی بشر است. این ایده‌های مهم و تاریخ‌ساز در نهایت به دیوار ستبر جنگ‌های جهانی اول و دوم و هلوکاست خورد. بن‌مایه پیشرفت‌گرایی اخلاقی در اروپا خرد‎گرایی و فردگرایی بود. هر دو محترم و درست اما به نظر می‌رسد اروپا و سنت بزرگ و سهمگین روشنگری و ایده‎های بکر روشنفکری غربی با درون مایه محترم خردگرایی هنوز راه به‌جایی نبرده است. در هنوز بر پاشنه جنگ می‎چرخد؛ همان‌طور که از ابتدای زندگی بشر در کره خاکی چرخیده است. پس راه حل چیست؟ آیا بهتر نیست ایده صلح را کنار بگذاریم و راهی برای کنترل جنگ‌ها بیابیم؟ به عبارت دیگر بهتر نیست با جنگ کنار بیاییم؟ مگر نه اینکه آن را هسته مرکزی زندگی بشر می‌دانیم؟ این راه واقع‌گرایانه اما یاس‌آلود است. در یاس را که ببندیم به راه‌حل دیگری می‌رسیم. پرچم روشنگری اروپایی به تنهایی صلح جهانی را تضمین نمی کند. پرچم های دیگری هم باید به احتزار درآیند. شاید کمی اغراق‌آمیز به نظر بیاید، به دلیل نفوذ ژرف ایده‌های غربی در وجود ما و بدون تعارف غرب‌زدگی سهمگین ما، اما باید برای صلح جهانی درفش ایرانی را هم در کنار دیگر پرچم ها به دست بگیریم».

صلح و ایرانیان

او ادامه داد: «ایرانیان می‌توانند پرچم صلح را بر مبنای اندیشه بلند ایرانی با همان درون مایه خردگرایانه و روش‌های کاربردی‌تر و سنت قوام یافته‌تر بلند کنند و به دنیا نشان بدهند که افزون بر روش‌های اروپایی روش‌های دیگری هم برای صلح وجود دارد و می‌توان به آن هم اندیشید. تاریخ ایران هم تاریخ واقعی و هم تاریخ ملی(تاریخ افسانه‌ای و اسطوره‌ای) تاریخ ستایش خرد است. این از درون مایه. همچنین هر دو سرشار از نمونه های فراوانی است از رواداری؛ نه صرفا مدارا. مدارا ترجمه Tolerationاست که مبتنی بر تقدس یگانه معرفت است و دیگر معرفت ها را هم می‌پذیرد و با آن‌ها کنار می‌آید. اما معرفت دیگر را به‌عنوان شناختی متفاوت ارزشمند نمی‌داند اما رواداری که ترجمه Toleranceاست مبتنی بر پلورالیسم شناختی است و هر شناختی را دارای ارزش می‌داند. تاریخ ایران تاریخ رواداری است. آیا این دو برای پرچم‌داری صلح ایرانیان کافی نیست؟ بی‌گمان در تاریخ ما هم خشونت وجود داشته و قابل کتمان نیست اما خشونت در ایران غالب نبوده است. به رفتار ایرانیان با اقوام مهاجم بنگری؛ همه این داشته‌ها، هم بنیان‌های نظری و هم آموزه‌های دینی و هم تجربه‌های تلخ، در شعر و ادبیات ایران متجلی است. شناخت این سرمایه فرهنگی و خوانش آن با رویکرد صلح، می‌تواند بخش فرهنگی و آموزشی صلح‌خواهی در ایران را غنی و کامل کند. عرض کردم که این نشست کاری عمومی است در این راه. آموزش‌های کلاسی و تخصصی‌تر راه دیگری است که باید پیش گرفته شود. از این‌ها مهم تر آموزش ادبیات صلح در مدارس برای کودکان است که امیدواریم به آن توجه شود. کمیته صلح و ادبیات در این زمینه مطالعاتی را آغاز کرده است».

اصلاح ساختارها برای دستیابی به صلح

این فعال فرهنگی درباره راهکارهای دستییابی به صلح گفت: «برای این که ما هم به سرنوشت همه انواع صلح خواهی‎ها در جهان دچار نشویم و صلح موزه و ویترین نشود در کنار همه فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی باید به اصلاح ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی هم توجه کنیم. زندگی بشر مبتنی بر ساختارهاست و بدون اصلاح آن ها روش زندگی انسانی اصلاح نمی‌شود. من در اینجا فقط به دو مورد به طور خیلی خلاصه اشاره می کنم. یکی از مهم‌ترین ساختارها ساختار نظام بین المللی است. در این باره خوشبختانه ساختار موجود برای صلح مفید است. نیاز به تغییر اساسی ندارد. جهان امروز بر مبنای دولت-ملت ها شکل گرفته است. ملی‌گرایی(نه ناسیونالیسم اروپایی که سرشار از نفرت است) خود حافظ صلح در جهان است. از مبانی و اصول می‌گذرم و فقط به یک مورد اشاره می‌کنم. در بطن ملی‌گرایی، دوباره تاکید می‌کنم نه ناسیونالیسم، احترام به ملت‌ها و نمادهای آنان مانند پرچم وجود دارد. نفی دیگری چون دیگری هم یک واحد حقوقی و دارای موجودیت مشابه است در ملی‌گرایی معنی ندارد. بر مبنای روش سیاسی ملی‌گرایی نمی‌توان جنگی راه انداخت و ملتی را از بین برد و آن را به خود ملحق کرد. این روش ضد ملی‌گرایی است. اگر به پرچم و موجودیت کشور دیگری توهین کردیم باید منتظر توهین به خود بمانیم و چون توهین به خود را نمی‌پسندیم این روش را کنار می‌گذاریم؛ بنابراین ملی‌گرایی نخستین گام برای صلح‌خواهی است. در جهان صدها شاهد داریم که جنگ‌ها به‌دلیل بی‌احترامی و نفرت پدید آمده است. شاید با شگفتی پرسیده شود که مگر راه صلح‌خواهی از بین بردن مرزها و جهان وطنی نیست؟ پاسخ این است که نه مرزها برداشتنی است، دستِ‌کم تا جهان بر این مدار می‌چرخد و نه برداشته‌شدن مرزها بدون آنکه جایگزین قابل اتکایی برای آن داشته باشیم مطلوب است. ساختار دوم، روابط کار است. در هیچ جامعه‌ای صلح بدون توجه به حقوق کارگر و کارمند به دست نخواهد آمد. شاید وضعیت‌نبودن جنگ را به دست بیاوریم اما بی‌گمان صلح حاصل نخواهد شد. ساختار روابط کار اگر دادگرانه و رضایت بخش باشد صلح به دست خواهد آمد».

ملی گرایی، نخستین گام صلح خواهی
گزارش روزنامه قانون از نشست کاروان صلح و ادبیات در تبریز ، ملی گرایی، نخستین گام صلح خواهی، ۲۷ آبان ۱۳۹۷
منبع روزنامه قانون
نسخه PDF روزنامه


مطالب مرتبط با حوزه صلح و ادبیات


انجمن را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *